Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
English
Persian
symbolic coding
برنامه نویسی نمادی
symbolic coding
کدگذاری سمبلیک
symbolic coding
کدگذاری نمادی
Other Matches
coding
کدگذاری
coding
کد گذاری
coding
علامت گذاری
coding
رمزگردانی
coding
برنامه نویسی
coding
رمزگذاری
coding
صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد
coding
کد گذاری چیزی
coding form
فرم برنامه نویسی
coding form
ورقه برنامه نویسی
coding delay
تاخیر زمانی مربوط به کشف رمز و پیام
coding room
اطاق رمز
coding test
ازمون رمزگردانی
trellis coding
روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
relative coding
برنامه نویسی نسبی
relative coding
برنامه نویس نسبی
program coding
کدگذاری برنامه
out of line coding
کدگذاری برون خطی
optimum coding
برنامه نویسی بهینه
numeric coding
برنامه نویسی عددی
modular coding
برنامه نویسی پیمانهای
Manchester coding
نیمه اول دوره زمانی نشان دهنده مقدار بیت
Manchester coding
روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
management coding
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
in line coding
کدگذاری درون برنامهای
Manchester coding
و نیمه دوم برای سیگنال زمان بندی است
bar coding
علامت گذاری ستونی
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
absolute coding
برنامه نویسی مطلق
structures coding
برنامه نویسی ساخت یافته
straight line coding
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
symbolic
نوشتن برنامه به زبان منبع
symbolic
دال بر
symbolic
حاکی
symbolic
نمادی
symbolic
علامت دار
symbolic name
نام سمبلیک
symbolic
نمادین
symbolic
نشان دار
symbolic
رمزی
symbolic
کنایهای
symbolic
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolic
آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
symbolic
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
symbolic
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
symbolic
1-هرزبان کامپیوتری که در آن محل ها با نام مشخص شده است .2-هر زبان که برای نوشتن که منبع به کار می رود
symbolic
رمزی اشاری
symbolic
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolic
مط العه دلایل و عقاید
symbolic logic
زبان علایم یاعلامتی
symbolic logic
منطق سمبلیک
symbolic notation
نشانگذاری نمادی
symbolic parameter
پارامتر نمادی
symbolic processes
فرایندهای نمادی
symbolic programing
برنامه نویسی نمادی
symbolic programming
برنامه نویسی سمبلیک
symbolic representation
بازنمایی نمادی
symbolic string
رشته علائم
symbolic table
جدول علائم
symbolic device
دستگاه سمبلیک
symbolic logic
منطق رمزی
symbolic address
آدرس سمبلیک
symbolic address
آدرس نمادی
symbolic code
رمز نمادی
symbolic code
کد نمادی
symbolic data
داده سمبلیک
symbolic editor
ویرایشگر سمبلیک
symbolic form
علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
symbolic i/o assignment
نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
symbolic interpretation
تفسیر نمادی
symbolic language
زبان نمادی
symbolic logic
منطق نمادی
symbolic address
نشانی نمادی
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com