Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
symmetrical pawn structure
ساختمان پیادهای متقارن
Other Matches
pawn structure
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
symmetrical
متقارن
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
symmetrical exchange
تعویض قرینه
symmetrical system
جریان متقارن
symmetrical distribution
توزیع متقارن
component of a symmetrical system
مولفه دستگاه متوازن
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
pawn
گروگان وثیقه
pawn
گرو
pawn
پیاده شطرنج
pawn
رهن دادن
pawn
گروگذاشتن
at pawn
درگرو
pawn
آلت دست
at pawn
در رهن
in pawn
گرو گذاشته
pawn
گرو گذاشتن رهن دادن
pawn
رهن
pawn
وثیقه
backward pawn
پایده عقبمانده شطرنج
advanced pawn
پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
advanced pawn
پیاده پیش رفته
pawn push
پیاده رانی شطرنج
capped pawn
پیاده مات کننده از پیش اعلام شده شطرنج
passed pawn
پیاده رونده یا پاسه شطرنج
pawn storm
توفان پیادهای شطرنج
pawn roller
پیاده رانی شطرنج
fee pawn
پیاده ازاد شطرنج
pawn promotion
ترفیع پیاده شطرنج
to pawn one's word
قول دادن
to pawn one's word
عهد کردن
to pawn one's word
پیمان بستن
pawn shop
مغازهی کارگشایی و گروبرداری
pawn shops
مغازهی کارگشایی و گروبرداری
pawn island
جزیره پیادهای شطرنج
pawn chain
زنجیر پیادهای شطرنج
pawn broker
کسی که کارش دادن وامهای کوچک و گرفتن وثیقه است
isolated pawn
پیاده ایزوله یا منفرد شطرنج
pawn broker
نزولخوار
poisoned pawn
پیاده زهراگین یا مسموم
poisoned pawn variation
واریاسیون پیاده زهراگین دردفاع سیسیلی
protected passed pawn
پیاده رونده محافظت شده
queen's pawn game
بازی پیاده وزیر شطرنج
queen's pawn opening
گشایش پیاده وزیر شطرنج
My gold ring is in pawn.
انگشتر طلایم درگرو است
To pawn ones life ( honour) .
زندگی ( شرافت ) خود را درگروی کاری گذاشتن
queen's pawn counter gambit
گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
structure
چهارچوب دار
[قالی]
structure
پیکره
structure
طریقه
structure
سازه
structure
ساختمان اسکلت فلزی
structure
سبک
structure
اساس
structure
بنیان
structure
استخوان بندی
structure
سازمان سازمان دادن
structure
ساختار
structure
سازمان
structure
ساختار ساخت
structure
پی ریزی کردن ساختار
structure
تشکیلات دادن
structure
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structure
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structure
نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
structure
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure
ساخت
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
ساختمان
structure
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure
ترکیب سبک
structure
بنا
structure
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
population structure
ترکیب جمعیت
power structure
ساخت قدرت
mental structure
ساخت ذهنی
primary structure
ساختمان اولیه
market structure
بنیان بازار
program structure
ساخت برنامه
market structure
ساخت بازار
pyramidal structure
ساختار هرمی
population structure
ساخت جمعیت
molecular structure
ساختار مولکولی
phrase structure
با ساخت عبارتی
nut structure
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
nuclear structure
ساختار هستهای
network structure
ساختار شبکهای
nested structure
ساختار لانهای
structure of a plant
ساختمانگیاه
perceptual structure
ساخت ادراکی
personality structure
ساخت شخصیت
plex structure
ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
primary structure
ساختمان اصلی
structure
[first order]
ساختار
[ریاضی]
relational structure
ساختار رابطهای
tree structure
ساختاردرختی
unit structure
سازمان یکان
unit structure
استخوانبندی یکان
fabric structure
ساختارپارچه
metal structure
بنیانفلزی
structure of a mushroom
ساختمانقارچ
structure of the biosphere
چرخهزیستکره
support structure
ساختارپشتیانیکننده
tubular structure
ساختمانمیلهای
algebraic structure
ساختار جبری
[ریاضی]
vase structure
بافت سه پوده گلدانی
[در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
internal structure
سازه داخلی
tree structure
ساختار درخت
tree structure
ساخت درختی
ring structure
ساختار حلقهای
selection structure
ساختار گزینشی
sequence structure
ساختار ترتیبی
shell structure
ساختار لایهای
shell structure
ساختارپوستهای
simple structure
ساخت ساده
soil structure
ساختمان خاک
static structure
ساخت ایستا
structure chart
نمودار ساختار
structure factor
عامل ساختار
structure of a poem
سبک یاساختمان شعر
structure of an animal
ساختمان
structure of an animal
جانور
super structure
روسازی
surface structure
روساخت
family structure
ساخت خانواده
data structure
ساختار داده ها
data structure
ساخت داده ها
crystalline structure
ساختاربلورین
crystalline structure
سازه بلوری ساختمان کریستالی
crystalline structure
ساختار بلوری
crystal structure
ساختار بلور
control structure
ساختارکنترل
control structure
ساختار کنترلی
data structure
ساختمان داده ها
database structure
ساختار پایگاه داده ها
decision structure
ساختار تصمیم
factor structure
ساختار عاملی
electronic structure
ساختار الکترونی
economic structure
بنیان اقتصادی
economic structure
ساختار اقتصادی
dynamic structure
ساخت پویا
diamond structure
ساختارالماسی
diamond structure
ساختار الماس
deep structure
ژرف ساخت
control structure
ساخت کنترل
concrete structure
سازه بتنی
block structure
ساختار بلوکی
block structure
ساخت کندهای
banded structure
ساختارنواری
banded structure
ساختمان نواری
band structure
ساختار نواری
atomic structure
ساختار اتمی
aircraft structure
ساختمان هواپیما
age structure
ساختار سنی
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
capital structure
ساخت سرمایه
concrete structure
ساختمان با استخوانبندی بتنی
columnar structure
ساختمان ستونی
class structure
ساخت طبقاتی
cellular structure
ساختارسلولی سازه سلولی
cellular structure
ساختار شبکهای
cartesian structure
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
capital structure
بنیان سرمایه
affect structure
ساخت عاطفه
loop structure
ساختار حلقهای
intermediate structure
ساختمان داخلی
institutional structure
ساختار نهادی
ingots structure
ساختاربلوری اولیه شمش
ingots structure
ساختار شمش
infra structure
زیر بنا
infra structure
زیر ساخت
infra structure
زیربنا
hyperfine structure
ساختار فوق فریف
internal structure
ساختار داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
inverted structure
ساختار معکوس
list structure
ساختار لیست
linear structure
ساختار خطی
lewis structure
ساختار لوویس
latent structure
ساخت نهفته
laminated structure
ساختمان متورق
laminated structure
ساختمان لایهای
kekule structure
ساختار ککوله
nonisomorphic structure
ساختارهای ناهمریخت
fine structure
استخوانبندی فریف
grain structure
ساختار بلوری
force structure
سازمان یکانها
force structure
استخوان بندی یکان
file structure
ساختار فایل
file structure
ساخت پرونده ساختمان فایل
hoisting structure
چوب بست بالابر
file structure
ساخت پرونده
fine structure
ساختار فریف
hierachical structure
ساختار سلسله مراتبی
helical structure
ساختار مارپیچی
group structure
ساخت گروهی
secondary structure of portein
ساختار دوم پروتئین
sequence control structure
ساختار کنترل ترتیبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com