Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (7 milliseconds)
English
Persian
systems engineer
مهندس سیستم
Other Matches
we are in need of two engineer
ما بدو تن مهندس نیازمندنیستیم
engineer
مهندسی کردن
first engineer
مهندس اول
engineer
افسر مهندس
engineer
قسمت مهندسی رسته مهندسی
engineer
مهندسی
engineer
اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineer
مهندس
engineer battalion
گردان مهندسی
electronic engineer
کارشناس الکترونیک
electronic engineer
مهندس الکترونیک
electric engineer
کارشناس برق
electric engineer
مهندس برق
engineer battalion
گردان مهندس
engineer division
قسمت مهندسی
engineer in chief
سر مهندس
engineer's scale
خط کش مهندسی
engineer's scale
خط کش محاسبه مهندسی
field engineer
مهندس پای کار
flight engineer
مهندس مکانیک هواپیما مهندس پرواز
flight engineer
مهندس پرواز
field engineer
مهندس پایکار
chief engineer
مدیر ماشین
division engineer
یکان مهندسی لشگر
automotive engineer
مهندس مکانیک
combat engineer
مهندسی رزمی
communication engineer
مهندس مخابرات
computer engineer
مهندس کامپیوتر
consulting engineer
مهندس مشاور
customer engineer
مهندس سخت افزاز
civil engineer
مهندس شهرسازی
civil engineer
مهندس ساختمان
civil engineer
مهندس راه و ساختمان
civil engineer
مهندس راه وساختمان
customer engineer
مهندس سخت افزار
design engineer
مهندس طراح
chief engineer
سرمهندس
knowledge engineer
مهندسی اگاهی
He works as engineer.
او
[مرد]
به عنوان مهندس کار می کند.
division engineer
مهندسی لشگر
telecommunication engineer
مهندس ارتباطات
system engineer
مهندس سیستم
supervisor engineer
مهندس نافر
software engineer
مهندس نرم افزار
road engineer
مهندس راه
metallogical engineer
مهندس متالوژی
mechanical engineer
مهندس مکانیک
mechanical engineer
مکانیک دان
production engineer
مهندس تولید
knowledge engineer
مهندسی دانش
railway engineer
مهندس راه اهن
resident engineer
مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
road engineer
مهندس جاده سازی
applied economics engineer
مهندس اقتصاد صنعتی
rolling mill engineer
نوردکار
locomotive engineer
[American E]
راننده قطار
railroad engineer
[American E]
راننده قطار
rolling mill engineer
مهندس نوردکاری
systems
سازمان
systems
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
systems
سلسله
systems
رشته دستگاه
systems
طرز روش
systems
نظم ترتیب
systems
منظومه
systems
تشکیلات
systems
نظام
systems
نظام سیستم
systems
روش اصول
systems
ترتیب
systems
مجموعه سازمان
systems
اصول وجود
systems
نظم منظومه
systems
طرز اسلوب
systems
جهاز
systems
دستگاه
systems
سلسله رشته
systems
طریقه
systems
همستاد روش
systems
همست
systems
سیستم
systems
اسلوب
systems
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
systems
سازگان
systems
قاعده رویه
systems console
میزفرمان سیستم ها
systems library
کتابخانه سیستم ها
systems house
خانه سیستم ها
systems flowchart
روندنمای سیستم
systems disk
دیسک سیستم ها
systems analysis
شخصی که بررسیهای سیستم را انجام میدهد
systems manual
کتاب راهنمای سیستم
systems program
برنامه سیستم
systems progarmmer
برنامه نویس سیستم ها
systems programer
برنامه نویس سیستم
systems programmer
برنامه نویس سیستم
systems programming
برنامه نویسی سیستم
Monetary systems.
سیستم های پولی ( مالی )
systems console
پیشانه سیستم ها
systems approach
رویکرد نظام نگر
systems analyst
تحلیلگر سیستم
pos systems
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
bifurcated systems
سیستمهای دو چنگاله
framing systems
سیستمهای قابدار
embedded systems
سیستمهای تعبیه شده
operating systems
سیستم عامل
nervous systems
سلسله عصب
nervous systems
دستگاه پی
nervous systems
دستگاه عصبی
systems analyst
تحلیل گر سیستم
systems software
نرم افزار سیستم
systems analysis
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
systems analysis
نظام شناسی
systems analysis
برنامهای که نحوه کار سیستم کامپیوتری را کنترل میکند
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
systems analysis
تحلیل سیستم ها
systems analysis
سیستمی که نرم افزار سیستم می نویسد
systems analyzer
تحلیل گر سیستم
systems analysis
تحلیل سیستم
association in information systems
professionals
association in information systems
انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
public address systems
دستگاه بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگ
computerised ordering systems
سیستم سفارش کامپیوتری خرید کامپیوتری
certified systems professionals
CSP
systems application architecture
معماری کاربردی سیستم ها
systems network architecture
معماری شبکه سیستم ها
systems network architecture
روشهای طراحی IBM که نحوه ارتباطات در شبکه را بیان میکند و امکان ارتباط سخت افزارهای مختلف را فراهم میکند
information processing systems
نظامهای خبرپردازی
man machine systems
نظامهای انسانی- ماشینی
small computer systems interface
واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
a comparison of the tax systems in Italy and Spain
مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com