English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
table manners روشغذاخوردنفردی
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table . با مشت کوبیدن روی میز
he has no manners اداب ندارد
Where are your manners ? ادبت کجاست ؟
he has no manners ایین معاشرت نمیداند
manners اداب
rustic manners اطوار روستایی یا ناهنجار
monkosh manners اطوار راهبی
frigid manners اطوارخنک یابی مزه
his manners smackofselfishness بوی خودپسندی از رفتارش میاید
good manners اداب
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
good manners نیک روشی
good manners حسن سلوک
His manners are free and easy. خیلی خودمانی است
To teach someone manners ( a lesson ). به کسی ادب آموختن
to cultivate good manners کوشش کردن با ادب رفتار بکنند
Harsh ( rough) manners . رفتار خشک وخشن
under the table <idiom> زیرمیزی
inner table میزداخلی
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
table طرح کردن
get table بدست اوردنی
look up table جدول مراجعهای
table look up مراجعه به جدول
table saw تابلونمایشگر
table look up جستجوی جدول
the f. of a table باید
the f. of a table بطوریکه
get table دست یافتنی
table لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table فهرست
table به صورت جدول دراوردن
table به جدولی انتقال دادن
table میزبازی
table تو گذاردن
table جدول
table میز
table مطرح کردن
table سفره
two way table جدول دو سویی
table خوان
table لوح جدول
table لیست
table در فهرست نوشتن
table روی میز گذاشتن
table معوق گذاردن
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table از دستور خارج کردن
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table کوهمیز
table لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table set وسیله رومیزی
table set دستگاه میزی
sand table میز مخصوص شن بازی بچه ها
table point جدول امتیازها
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
table of organization جدول سازمان
table spoon قاشق سوپ خوری
tide table جگول جزر و مد
table spoonful قاشق سوپخوری
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
table comparator مقایسه کننده نوارها
tier table میز کوچک
tide table نمودار جزر ومد یاکشند
tide table جدول کشند
spelling table جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
to serve at table پیشخدمتی کردن
serve at table پیشخدمتی کردن
table of equipment جدول ساز و برگ
table of distribution جدول تقسیم اماد
table of distribution جدول توزیع
table water سفره اب زیر زمینی
table ware لوازم میز یا سفره
table utility برنامه کمکی جدولی
table tomb گورصندوقی وتخت
table telephone تلفن رومیزی
symbolic table جدول علائم
symbol table جدول علامت
symbol table جدول نمادها
tilting table میز نوسان دار
swivel table میز نوسان دار
table waters ابهای معدنی سر سفره
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
table of authorities جدول اولیا امور
table of allowance جدول سهمیه مجاز
table money فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
symbol table جدول نمادها جدول نمادی
table linen رومیزی
table linen دستمال سفره
table land زمین هموار
table lamp لامپ استاندارد
table instrument وسیله رومیزی
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
state table جدول حالات
time table جدول زمانی
multiplication table جدول ضرب [ریاضی]
Could we have a table in the corner? آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table on the terrace? آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
wait table <idiom> سرو کردن غذا
Lift up the table. سرمیز رابلند کن
trestle table میز سهپایه
pin-table صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
league table جدوللیگ
dinner table میزغذاخوری
dining table میزغذاخوری
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
truth table جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
table beet چغندر
earth-table رج بنا
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
communion-table [میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table [پی را روی زمین ساختن]
altar-table میز مقدس در کلیسا
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
the leg of the table پایه میز
lay the table چیدن میز
bargaining table جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer توپتنیسرویمیز
table extension صفحهانقراض
truth table روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table در جبر بولی
truth table دو مقدار
truth table جدول صحت
truth table جدول درستی
trivet table میز سه پایه
transfer table میز انتقال
training table میز ناهارخوری در اردو
to rap on the table دست یا چیز دیگری روی زمین
to lay on the table بوقت دیگر موکول کردن
time table جدول زمانی ورود و عزیمت
truth table جدول درستی جذول صحت
turn table میز چرخش
turn table میز سمت
table cut تراشتختهای
printer table میزچاپگر
outer table تختهخارجی
feed table صفحهعلوفه
extending table میزبازشو
computer table میزکامپیوتر
where is my place at the table جای من در سر میز کجاست
virtual table جدول مجازی
vigenere table جدول رمز وی گنر
type table نوع جدول تیر
type table نوع جدول سازمان
turn table سینی گردش درسمت
time table جدول زمان بندی
water table ابخوان سفره
expectancy table جدول انتظار
expansion table میز کشویی
expansion table میز کشابی
entrucking table جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
end table عسلی
end table میزکوچک دم دستی
embarkation table جدول قابلیت بارگیری
astronomical table ذیج
embarkation table جدول بارگیری
external table جدول برونی
astronomical table زیگ
firing table جدول تیر
addition table جدول افزایشی
gipsy table میزگردسه پایه
gaming table میزقمار
gaming table میزبازی
function table جدول تابعی
frequency table جدول بسامد
fourfold table جدول چهارخانه
fly table میز تا شونده
firing table جدول تیراندازی
earth table رج بنا
earth table سنگ رگی
billiard table میز بیلیارد
collapsible table میز تاشو
water table سطح ایستایی
decision table جدول تصمیمی
decimal table جدول تصمیمی
data table جدول داده ها
console table میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
convertible table میزتاشو
convertible table میز صحرایی تا شونده
conversion table جدول تبدیل
decision table جدول تصمیم
decision table جدول تصمیم گیری
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
drilling table میز مته کاری
character table جدول شناسایی
drawing table میز نقشه کشی
drain table میز قطران
multiplication table جدول بس شماری
circular table میز گرد
deviation table جدول انحراف
deviation table جدول انحراف مغناطیسی
delivery table میز تحویل
contingency table جدول وابستگی
round table کنفرانس میز گرد
permutation table جدول کلمات رمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com