English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
tactical troops عدههای تاکتیکی
tactical troops یکانهای تاکتیکی
Other Matches
troops عده ها
troops افراد قسمتها سربازان
troops یکانها
to a troops صف ارایی کردن
covering troops یکانهای پوششی
covering troops یکانهای پوشش کننده
duty with troops در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
household troops دسته محافظین
special troops یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
seasoned troops ارتش ورزیده و جنگ دیده
shock troops گروه تهاجمی
shock troops گروه حمله
shock troops یکان ضربت
corps troops یکانهای سپاه
combat troops عدههای رزمی
the troops were scattered سپاهیان متفرق شدند
special troops یکانهای مخصوص
the troops were scattered عده متفرق شد
mountain troops یکانهای کوهستانی
army troops یکانهای رده ارتش
army troops عدههای ارتشی یکانهای نیروی زمینی
weapon troops قسمتهای ادوات
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
weapon troops یکانها ادوات
shock troops واحد مخصوص حمله غافلگیرانه
to rally scattered troops جمع آوری کردن نیروهای نظامی پراکنده
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
to recall the troops from Mali دستور تجمع قوا را از کشورمالی دادن
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
ammunition in hands of troops مهمات موجود در دست یگانها
Enemy troops poured into the city. سربا زان دشمن ریختند داخل شهر
tactical ماهر ماهرانه
tactical تاکتیکی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical جنگی
tactical مربوط به تدابیر جنگی
tactical movement حرکات تاکتیکی
tactical missile موشک رزمی
tactical missile موشک جنگی
tactical minning مین گذاری تاکتیکی
tactical march انتقال جنگی
tactical march نقل
tactical march حرکت جنگی
tactical intelligence اطلاعات جنگی
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
tactical plan طرح عملیات تاکتیکی
tactical voting رایدادنبهنفعکسیبرایاینکهفرددیگرپیروزنشود
tactical movement نقل و انتقال نظامی
tactical smoke دود استتاری
tactical smoke دود مصنوعی
tactical reserve نیروهای احتیاط تاکتیکی
tactical reserve احتیاط تاکتیکی
tactical reconnaissance براوردموقعیت رزمی در حالتی که درگیری نزدیک است
tactical reconnaissance خبرگیری از جنگ
tactical plan طرح عملیات نظامی
tactical intelligence اطلاعات تاکتیکی
tactical support پشتیبانی رزمی
tactical aircraft هواپیمای جنگی
tactical airlift ترابری تاکتیکی هوایی
tactical airlift حمل و نقل تاکتیکی هوایی
tactical command فرماندهی تاکتیکی
tactical formation یکان تاکتیکی صورت بندی تاکتیکی
tactical command یکان تاکتیکی
tactical air نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
tactical complication پیچیدگی تاکتیکی
tactical complication بغرنجی تاکتیکی
tactical concept تدبیر عملیات تاکتیکی
tactical element عنصر تاکتیکی
tactical formation ارایش تاکتیکی
tactical diversions تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
tactical diameter قطر تاکتیکی
tactical control کنترل تاکتیکی
tactical control کنترل و هدایت تاکتیکی
tactical element یکان رزمی یکان تاکتیکی
tactical air navigation سیستم تاکان
tactical air navigation رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
tactical air force نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air commander فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
officer in tactical command فرمانده تاکتیکی
tactical air observer دیدبان هوایی
tactical air observer دیدبان تاکتیکی هوایی
tactical operation center مرکز عملیات تاکتیکی
tactical command ship ناو فرماندهی
tactical range recorder سونار تاکتیکی ناو
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
tactical range recorder رادارصوتی تاکتیکی
tactical call sign معرف رادیویی تاکتیکی
tactical air operation عملیات تاکتیکی هوایی
basic tactical unit یکان مبنای تاکتیکی
tactical air command center مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com