Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (7 milliseconds)
English
Persian
take the chair
ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
take the chair
ریاست انجمنی را دارا بودن
Search result with all words
easy chair
صندلی راحت
chair
صندلی
chair
مقر
chair
کرسی استادی در دانشگاه
chair
برکرسی یاصندلی نشاندن
chair
خرک
rocking chair
صندلی گهوارهای
rocking chair
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
high chair
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
electric chair
صندلی اعدام الکتریکی
electric chair
اعدام بوسیله برق
an odd chair
صندلی تکی
an odd chair
صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
arm chair
صندلی دسته دار
arm chair
صندلی راحتی
barrel chair
صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
boatswain's chair
صندلی نقاله
camp chair
صندلی تاشونده
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
club chair
صندلی دسته دار بزرگ
curule chair
کرسی عاج
curule chair
صندلی عاج نشان
deck chair
صندلی حصیری تاشو
elbow chair
صندلی دسته دار
fishing chair
صندلی در قایق ماهیگیری
gestatoraial chair
کرسی حامل پاپ
hammock chair
صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
he has passed the chair
ریاست داشته است
he has passed the chair
رئیس بوده است
he nestles in the chair
در صندلی غنوده
he nestles in the chair
است
morris chair
صندلی راحتی
my chair was next his
صندلی من پهلوی صندلی اوبود
night chair
صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
swivel chair
صندلی چرخان
to bottom a chair
ته انداختن بصندلی
to fill the chair
ریاست کردن
to fill the chair
برکرسی نشستن
to take a chair
نشستن
twisboat chair
قایق- صندلی تابدار
walking chair
چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
wheel chair
صندلی چرخ دار
windsor chair
صندلی دارای پشتی منحنی
wing chair
مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
sedan chair
تخت روان یکنفره
bean bag chair
صندلیکیسهایراحتی
cabriole chair
مبلاستیل
director's chair
صندلیمدیر
folding chair
صندلیتاشو
slide chair
مقرغلافمتحرک
step chair
صندلیپلهدار
types of chair
انواعصندلی
typist's chair
صندلیتایپیست
Wassily chair
صندلیفلزی
office chair
صندلی اداری
office chair
مبل اداری
office swivel chair
صندلی گردان اداری
chair-rail
[قرنیز دور تا دور دیوار شبیه پایه ستون]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com