English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (6 milliseconds)
English Persian
tear gas گاز اشک اور
Search result with all words
tear :
tear اشک
tear سرشک
tear گریه
tear : دراندن
tear گسیختن گسستن
tear پارگی
tear چاک
tear پاره کردن
tear دریدن
tear چاک دادن
wear and tear فرسودگی عادی
wear and tear استهلاک
wear and tear از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
wear and tear فرسودگی و سائیدگی
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
fair wear and tear خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
to tear at بزور کشیدن
tear down پاره پاره ومتلاشی کردن درهم دریدن
tear jerking نمایش یاداستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی
tear jerking گریه اور
tear out پارگی تصویر
tear sheet قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
tear up پاره کردن
tear up درهم دریدن
to tear a hole in سوراخ یا پاره کردن
to tear to pieces پاره پاره کردن
to tear to pieces دریدن
to tear to shreds ریزکردن
waer and tear فرسودگی و سائیدگی
tear-jerker گریه انگیز
tear-jerker اشک انگیز
tear-jerker احساساتی
tear-jerkers گریه انگیز
tear-jerkers اشک انگیز
tear-jerkers احساساتی
tear tape نواربازکردن
tear-off calendar تقویمدیواری
To tear oneself away from something . دل از چیزی کندن
tear down <idiom> ویران کردن
tear down <idiom> انتقاد کردن
tear up <idiom> (پاره کردن)ریزریزکردن
wear and tear <idiom> پاره پوره
tear strength مقاومت [در برابر پارگی]
tear شکاف
tear دررفتگی
to tear down a building خراب کردن ساختمانی
to tear down a building متلاشی کردن ساختمانی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com