English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (6 milliseconds)
English Persian
technical writer نویسنده فنی
Other Matches
writer راقم نگارنده
writer مصنف
writer مولف
writer نویسنده
writer نگارنده
type writer ماشین تحرر
news writer خبرنگار
writer's cramp دست گرفتگی
manifold writer ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
letter writer کاغذ نویس
the present writer نویسنده
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
sign writer لوحه نویس
black writer چاپگری که در آن تونر به نقاط گرم شده توسط اشعه لیزر می چسبد برای اسکن کردن تصویر
gather writer تمرکز اطلاعات در داخل یک رکورد فیزیکی
ink writer در تلگراف مرکب نویس
letter writer کتاب
the present writer مولف
the present writer این بنده این جانب
type writer حرف نگار
letter writer نامه نویس
type writer ماشین تحریر
writer to the signet مشاور حقوقی اسکاتلندی
stroke writer ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
letter writer نامه نگاری
report writer گزارش نویسی
report writer نویسنده گزارش
sign writer تابلو نویس
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
band street writer یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت BUNDSOFTWARE BROADER ساخته شده است
He fabcies himself as a writer (author). به خیال خودش نویسنده است
console type writer ماشین تحریر میز فرمان
to make good as a writer نویسنده موفقی شدن
technical صنعتی
technical know how دانش فنی
technical کم اهمیت
technical اصطلاحات وقواعد فنی
technical فنی
technical اصولی اجرایی
technical صناعت
technical فن
technical اختصاصی
technical متغیر
technical دگرگون شونده
technical مربوط به ماشین یا فرآیند خاص
technical وسیله تکنیکی به کاربر برای شرح نحوه استفاده از نرم افزار یا سخت افزار یا علت عدم کارکردن آن
technical تخصصی
technical standards معیارهای فنی استانداردهای فنی
technical studies بررسی فنی
technical staff کارمندان یا اعضای فنی
technical specifications مشخصات فنی
technical services خدمات فنی
technical school هنرستان دبیرستان فنی
technical school مدرسه فنی
technical school اموزشگاه فنی
technical report گزارش فنی
technical support پشتیبانی فنی
technical teaching اموزش فنی
technical analysis آنالیز کردن
technical analysis تجزیه و تحلیل تکنیکی
technical terms شرایطدگرگونی
technical producer محصولاتتخصصی
technical produce نولیداتتخصصی
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
technical university دانشگاه فنی
technical translator مترجم فنی
technical progress پیشرفت فنی
technical college مدرسه عالی فنی
technical development توسعه فنی
technical data عوامل فنی
technical data اطلاعات فنی
technical coefficients ضرائب فنی
technical characteristics خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
technical bureau دفتر فنی
technical bulletin نشریه فنی
technical bulletin بولتن فنی
technical assistance کمکهای فنی
technical assistance کمک فنی
technical infringement خطاهای فنی
technical colleges دانشکده فنی
technical colleges مدرسه عالی فنی
technical college دانشکده فنی
technical education اموزش فنی
technical equipment تجهیزات فنی
technical language زبان تخصصی
technical language زبان فنی
technical manual ائین نامه فنی
technical manual دستور فنی
technical knockout ناک اوت فنی
technical grade خلوص صنعتی
technical observer بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
technical foul خطای شروع بازی واترپولو پیش ازاعلام داور
technical foul به تاخیرانداختن بازی واترپولو
technical personnel کادر فنی
technical foul حفظ توپ واترپولوزیر اب
technical foul بازی با توپ واترپولو در حال ایستادن کف استخر
technical foul خطای فنی
technical escort پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
technical escort اسکورت فنی
senior technical college دانشگاه فناوری
contract technical instructor مربی فنی پیمانی
project technical report گزارش فنی طرح
project technical report گزارش فنی پروژه
technical sales and distribution فروش فناوری و پخش
technical producer monitor صفحهنمایشگرمحصولاتفنی
technical identification band نوارمشخصههایتکنیکی
technical equipment compartment قسمتوسایلتخصصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com