English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
English Persian
tenant in fee simple متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
Other Matches
tenant کرایه نشین
tenant اجاره دار
tenant اجاره کردن
tenant متصرف بودن
tenant یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenant کرایه نشین متصرف
tenant متنفع
tenant right حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
tenant مستاجر
tenant at will متصرف به میل و اراده مالک
tenant right حق مستاجر
terre tenant متصرف یا ساکن بالفعل اراضی
sitting tenant قوانینمربوطبهکرایهخانه
The tenant is like a colonist . <proverb> اجاره نشین خوش نشین است .
sole tenant مستاجر انحصاری مستاجری که شریک ندارد
tenant for years شخص دارای حق رقبی
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
tenant by sufferance مستاجر به تقدیر موجر
tenant by sufference متصرف با رضایت ضمنی مالک
tenant by sufference هر گاه کسی ملکی رابا عنوان و سمت قانونی درتصرف داشته باشد و پس اززوال سمت
tenant by sufference مالک معترض اونشود و تصرفش ادامه پیداکند این عنوان به او اطلاق میشود
tenant for life شخص دارای حق عمری
proprietor and tenant موجر و مستاجر
landlord and tenant act قانون موجر و مستاجر
simple mean میانگین حسابی
simple mean میانگین ساده
simple خام
simple بی تکلف
simple ساده دل
simple ناازموده
simple نادان ساده کردن
simple که استفاده و کار کردن با آن ساده است
simple وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simple آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simple اسان
simple بسیط
simple ساده
simple contract عقد منعقد درسند عادی
simple correlation همبستگی ساده
simple fraction کسر ساده
simple contract قرارداد شفاهی
simple magnet مغناطیس ساده
simple equation معادله خطی
simple eye چشم ساده
simple minded ساده دل
simple motion حرکت ساده در خط مستقیم یادایره یا مارپیچ
simple leaves برگهایتازه
simple-hearted <adj.> ساده دل
simple majority اکثریتنسبی
simple minded ساده لوح
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
simple compression فشار ساده
simple interest سود ساده
simple strain تغییر طول نسبی ساده
simple shear دراین برش تنش عمودی وجودندارد
simple shear برش ساده
simple schizophrenia اسکیزوفرنی ساده
simple regression رگرسیون ساده دو متغیره
simple premission اذن محض
simple distillation تقطیر ساده
simple parry دفاع ساده
simple oscillator نوسانگر ساده
simple circuit مدار توان
simple hearted بی تزویر
simple hearted ساده دل
fee simple میراث قانونی بلامعارض ملک مطلق
fee simple حق الزحمه متعارف
fee simple حق تملک دائم
simple interest سود پول بر اساس سال 063 روزه
simple stress تنش ساده
simple structure ساخت ساده
simple bending خمش ساده
simple beam تیر ساده
simple beam تیره ساده
simple-minded ساده لوح
simple average میانگین ساده
simple attack حمله ساده
simple arc لامپ قوسی ساده
simple wing طرح تهاجمی با خط نامتعادل
simple support تکیه گاه ساده
simple truss خرپای ساده
The dilemma has no simple answers. این مخمصه راه حل ساده ای ندارد.
simple content debt دین ناشی از قرارداد شفاهی
simple cubic lattice شبکه مکعبی ساده
There is more to it than meets the eye . It is not simple as all that. موضوع اینقدرها هم ساده نیست
In simple (plain) English. به انگلیسی ساده
simple harmonic motion حرکت نوسانی ساده
simple axis of symmetry محور ساده تقارن
simple periodic current جریان دورهای ساده
simple leg ride شگک خراب کردن حریف
simple randon sampling نمونه گیری تصادفی ساده
simple harmonic motion حرکت هماهنگ ساده
This is treason, pure and simple. خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
simple list text chart جدول نوشتاری با لیست ساده
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
tenant from year to year مستاجر یک ساله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com