English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
test-tube baby بچهایکهخارجازرحممادررشدکند
Other Matches
test tube لوله ازمایش
test tube rack جای لوله ازمایش
baby اسب دوساله
baby نوزاد
baby مانندکودک رفتار کردن
baby کودک
baby شیرخواره
baby طفل
baby نوازش کردن
baby بچه
baby converter مبدل کوچک
baby carriage کالسکهی بچه
baby buggy کالسکه بچه
cry baby نی نی کوچولو
to sleep like a baby <idiom> مثل نوزاد راحت و بی دغدغه خوابیدن
baby sit بچه داری کردن
baby sit از بچه نگاهداری کردن
baby-sits از بچه نگاهداری کردن
baby-sat بچه داری کردن
baby-sat از بچه نگاهداری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sit از بچه نگاهداری کردن
baby-sits بچه داری کردن
baby-sitters بچه نگهدار
baby-sitter بچه نگهدار
baby sitter بچه نگهدار
baby-sitting بچه داری کردن
baby-sitting از بچه نگاهداری کردن
baby carriage صندلی چرخدار بچه
baby carriages کالسکهی بچه
baby carriages صندلی چرخدار بچه
The baby spat out the pI'll. نوزاد قرص را تف کرد بیرون
The baby is restless. نوزاد بی تابی می کند
baby-talk زبان بچهگانه
baby-minder شخصیکهدر منزلخود از بچههایی که والدین شاغل دارند پرستاری میکند
baby boom پرزائی
baby farm محل نگهداری کودکان
baby house عروسک خانه
baby linen قنداق
baby siphon سیفون کمکی که در هوابند ابی بکار میرود
baby split وضعی که میلههای 2 و 7 یا3 و 01 بولینگ باقی می ماند
rag baby عروسک کهنهای
bonus baby بازیگر با پیش پرداخت زیاد
to get rid of a baby بچه اش را برایش انداختن [اصطلاح روزمره]
blue baby طفلی مبتلا به یرقان ازرق
baby doll لباسزیر
eye baby دیگری که به او نگاه میکند
Do you charge for the baby? آیا برای بچه ها هم پول میگیرید؟
eye baby تصویر شخص در مردمک چشم
The baby is there months old . نوزاد سه ماهه است
To wean a baby. بچه ای را از شیر گرفتن
The baby was kicking and scraming . نوزاد لگه می انداخت وفریاد می کشید
the baby takes notice بچه باهوش است
the baby takes notice بچه می فهمد
the baby takes notice بچه ملتفت است
throw the baby out with the bathwater <idiom> (تروخشک باهم میسوزد)کل چیزی رادور ریختن به خاطر خرابی یک قسمت آن
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger. من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
The child [kid,baby] has taken after her mother. بچه به مادرش رفته.
It's pretty hard to be in a bad mood around a fivemonth old baby. ناراحت بودن در کنار یک نوزاد پنج ماهه کار سختی است.
tube لامپ
Y-tube مجرایدوشاخه
inner tube لاستیک تویی اتومبیل و غیره
down tube تیوپپائینی
tube ناودان
tube قسمت خاندار لوله
tube لامپ الکترونی
tr tube کلید فرگیر
tube لوله
tube تونل
tube مجرا
tube دودکش نای
tube نی
tube لوله خمیرریش وغیره
tube لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
tube well چاه لولهای
tube لامپ بی سیم
tube از لوله رد کردن
tube لوله دارکردن
casing tube لوله زره دار
tube welding جوشکاری لوله
tube voltage ولتاژ لامپ
elctron tube لامپ الکترونیکی
electron tube لوله الکترون
discharge tube مجرایتخلیه
casing tube لوله جدار
gate tube لامپ دریچهای
drying tube لوله نمگیر
unit tube لوله واحد
eustachian tube شیپور استاش
tube rolling نورد کاری لوله
tube set رادیوی لامپی
tube tester لامپ سنج
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
tungar tube لامپ تانگار
soft tube لامپ نرم
dropping tube قطره چکان
vacumm tube لامپ خلاء
capillary tube لوله موئین
bronchial tube نای
bronchial tube قصبه الریه
firing tube لولهاحتراق
flexible tube تیوبقابلانعطاف
breather tube لوله تهویه یا هواگیری
braun tube لامپ براون
bourdon tube لوله بوردون
electron tube لامپ الکترونی
flow tube تیوبدرگردش
feeding tube مخزنریزشتخم
feed tube مجرایعبورغذا
draught tube لاستیکجریانهوا
pickup tube دوربین تلویزیونی
camera tube دوربین تلویزیونی
ensiling tube انبارسیلو
burster tube لوله حاوی منفجرکننده
burster tube لوله خرج تلاش
burster tube لوله منفجر کننده
extension tube میلهبازشو
capillary tube لوله مویین
vaccum tube لامپ خلاء
connecting tube لوله رابط
crookes tube لامپ کروکس
crookes tube لامپ اشعه ایکس
voice tube لولههای صدارسان
tube cutter لوله بر
torpedo tube سکوی پرتاب اژدر
tube holder سر پیچ
damper tube لامپ کاهنده
torpedo tube لوله اژدر
torpedo tube اژدر انداز
tube amplifier تقویت کننده لامپی
vortex tube وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
coolidge tube لامپ کولیج
copper tube لوله مسی
fluorescent tube لامپ فلورسنت
williams tube لامپ ویلیام
trigger tube لامپ رها ساز
corrugated tube لوله موجدار
counting tube لامپ شمارشگر
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
x ray tube لامپ رونتگن
x ray tube لامپ پرتو ایکس
gauge tube لوله پیتو
gas tube لامپ گازی
adjusting tube لولهمحرک
vacuum tube لوله خلاء
gassy tube لامپ نرم
display tube لامپ نمایشگر
vacuum tube لامپ خلاء
eustachian tube شیپوراستاخی
tube resistance مقاومت لامپ
gage tube لوله پیتو
tube insulator مقره لولهای
tube of force لوله میدان
vinyl tube لوله وینیلی
detector tube لامپ اشکارساز
tube of force لوله قوا
tube outlet لوله زیر اب
tube receiver گیرنده لامپی
body tube لاستیکبدنه
radio tube لامپ رادیو
mcnally tube لامپ مکنلی
pool tube لامپ مایع
stuffing tube لولههای کانال کشی ناو
stroboscopic tube لامپ استروبوسکپی
mixer tube لامپ مخلوط کننده
stroboscopic tube لامپ چشمک زن
motor tube استوانه موتور موشک
stern tube لوله اژدر پاشنه ناو
absorption tube لوله جذب
fallopian tube لوله فالوپ
industrial tube لامپ تجارتی
inverter tube لامپ واژگونه ساز
jetting tube لوله تزریق در حفاری
kelvin tube لوله کلوین که جهت اندازه گیری عمق اب بکار میرود
discharge tube لامپ تخلیه الکتریکی [فیزیک]
nixie tube یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود
speaking tube لوله مخصوص مکالمه بین دواتاق
picture tube لامپ تصویر
pitot tube لوله پیتو
pitot tube لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
pneumatic tube لاستیک اتومبیل
polyethylene tube لوله پلی اتیلنی
reactance tube لامپ راکتانس
projection tube لامپ تصویر
roentgen tube لامپ رونتگن
rubber tube لوله لاستیکی
shoot the tube موج سواری در حفره موج
sheppard tube لامپ شپرد- پیرس
shaft tube خروجی محور
output tube لامپ خروجی
peanut tube لامپ بادامی
seamless tube لوله بی درز
pezometer tube لوله فشارسنج
pezometer tube لوله پیزومتری
indicator tube لامپ سیگنال
tilt tube مجرایسایهروشن
unloading tube مخزنتخلیه
pressure tube لولهفشار
hard tube لامپ سخت
amplifier tube لامپ فزون ساز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com