English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (6 milliseconds)
English Persian
the churach built him up کلیسا اورا تربیت یا تهذیب اخلاق کرد
Other Matches
new built تازه ساخت
new built نوساخت نوساز
built in موجود در داخل چیزی
new built تازه ساز
built ساخت
built in جزو ساختمان
built in غیر قابل انتقال
built in توکار
built in وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
well-built خوشاستیل - خوشساخت
built into که هنوز بخش فیزیکی سیستم است
built-in تشخیص خطا و بررسی اعتبار به طور خودکار روی داده دریافت شده
built-in نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
built ترکیب
built-in تابع مخصوصی که در برنامه پیاده سازی شده است
built-in ی از سیستم است
built-in غیرقابل انتقال
built up پر از ساختمان
built-up پر از ساختمان
built ریخت
It has built up quite a reputation. اسمش خوب دررفته
purpose-built <adj.> مناسب
purpose-built تکمنظوره برایمنظوریخاص
built-in microphone میکروفن
built up section مقاطع مرکب
built up frog قورباغهای نصب
built up lining پوشش مرکب
custom built سفارشی
coach built چوبی
custom built سفارشی تهیه شده اختصاصی
purpose-built <adj.> بدرد خور
purpose-built <adj.> دارای مزیت
purpose-built <adj.> باصرفه
purpose-built <adj.> مفید
purpose-built <adj.> اجرا شدنی
purpose-built <adj.> هدفمند
purpose-built <adj.> شایسته
purpose-built <adj.> سودمند
purpose-built <adj.> کارکردی
purpose-built <adj.> درست
purpose-built <adj.> قابل استفاده
purpose-built <adj.> قابل اجرا
purpose-built <adj.> عملی
purpose-built <adj.> به درد بخور
built up frog قلبی ریل
built up frog قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود
built in check بررسی توکار
built in check مقابله توکار
built in aerial آنتن دستگاهی
brick built اجر ساز
brick built اجری
air built پوچ
air built هوایی
jerry-built با بی دقتی روی هم سوار شده
jerry-built ارزان بناشده
jerry-built سر هم بندی شده
jerry built با بی دقتی روی هم سوار شده
jerry built ارزان بناشده
jerry built سر هم بندی شده
built in engine موتور تاسیسات
custom-built آنچه مخصوص یک مشتری ساخته شده است
built up edge لبه مخصوص نصب
built up crossing قطعه ریل متقاطع
built up beam تیر ساخته شده
built on sand ناپایدار
built on sand سست بنیاد
built in stabilizers تثبیت کنندههای خودکار
built in panel تابلوی نصب
built in jack جک مخصوص نصب
built in function تابع توکار
built in fonts شکل حروف تعبیه شده
built in font فونت توکار
made or built up mast دگل چند تیکه
Rome was not built in a day <proverb> رم یکشبه بنا نشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com