English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
the goods are orlie in pledge کالا در گرو اوست
Other Matches
goods in pledge کالای گروی
to take out of pledge از گرو دراوردن
pledge رهن گذاشتن
pledge عین مرهونه
pledge مال مورد وثیقه
pledge التزام سپردن
pledge گرو گذاشتن وثیقه
take out of pledge از گرو دراوردن
pledge متعهد کردن
pledge گروگذار گروگذاشتن
pledge وثیقه ضمانت
pledge گرو
pledge درگروگان
pledge باده نوشی بسلامتی کسی
pledge بسلامتی نوش
pledge تعهد والتزام گروگذاشتن
pledge بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledge متعهد شدن التزام دادن
pledge وثیقه
pledge رهن
pledge مال گروی
pledge بیعانه
to put in pledge گرو گذاشتن
pledge one's honour قول شرف دادن
under pledge of secrecy با این قول که راز پوشیده بماند
under pledge of secrecy با قول کتمان مطلب
to pledge one's word قول یا پیمان دادن
to pledge one's troth قول همیشه وفادار را دادن
to pledge one's honour قول شرف دادن
pledge of security امان
pledge one's honor قول شرف دادن
put in pledge گرو گذاشتن
give as a pledge گرو گذاشتن
dead pledge گرو زمین و کالا
redeem of pledge فک وثیقه
safe pledge کفالت
safe pledge وجه الکفاله
pledge [archaic] [guaranty] تضمین
pledge [archaic] [guaranty] ضمانت
pledge [archaic] [guaranty] وثیقه
creditor secured by pledge طلبکاری که رهینه در دست دارد
goods امتعه
goods کالا
goods کالاها
goods اجناس
goods جنس
d. of goods تحویل کالا یا اجناس
get the goods on someone <idiom> فهمیدن اطلاعات بد درمورد کسی
available goods کالاهای موجود
overdue goods کالاهای تحویل نشده
lien on goods حق حبس کالا
knit goods کالای کش بافت
merit goods کالاهای ایده ال
prohibited goods اشیاء ممنوع
prohibited goods کالاهای منع شده
merit goods کالاهای مطلوب
proprietary goods کالاهایی که دارای علامتی خاص میباشند
proprietary goods کالاهای اختصاصی
public goods کالاهای عمومی
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
rationed goods کالاهای جیره بندی شده
knit goods کش بافت
inwards goods کالاهای وارداتی
investment goods کالاهای سرمایهای
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
producer's goods مواد تولیدی
producer's goods کالاهای مولد
perishable goods کالاهای فاسد شدنی
order for goods سفارش کالا
on receipt of the goods برسیدن کالا
on receipt of the goods بوصول کالا
perishable goods کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
nonessential goods کالاهای غیر اساسی
perishable goods perishables
nondurable goods کالاهای بی دوام
narrow goods نوار قیطان
narrow goods کاذی باریک
mixed goods کالاهای مختلط
producer goods کالاهای تولیدی
piece goods کالاهایی که بصورت دانهای بفروش میرسد
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
prohibited goods کالاهای ممنوعه
yard goods اجناس ذرعی
white goods حوله سفید ملافه
white goods پارچه سفید نخی
we ran out of these goods این کالای ما تمام شد
valuable goods اشیاء باارزش
valuable goods اشیاء بهادار
to t. a cusomer for goods کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
deliver the goods <idiom> موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
goods station ایستگاهکالاهایتجارتی
goods wagon واگنحملکالا
manufactured goods کالایکارخانهساز
transport of goods حمل و نقل بار
transport of goods رفت و آمد بار
substandard goods اجناس بنجل
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
Contraband goods. کالای قا چاق
to discharge goods کالا را تخلیه کردن
to countermand goods سفارش کالا را پس گرفتن
stolen goods اموال مسروقه
staple goods کالای بسیار ضروری
spot goods کالاهای اماده تحویل
spot goods کالاهای موجود
soft goods کالاهای مصرف شدنی
soft goods کالاهای بی دوام
smuggled goods کالای قاچاق
stolen goods مال دزدی کالای دزدیده شده
stolen goods مال مسروقه
to boycott goods تحریم کردن کالا
the goods in question کالای موردبحث
the goods are on order کالا را سفارش داده ایم
supporting goods موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
supporting goods کالاهای حمایتی
substitute goods کالاهای جانشین
stolen goods کالای مسروقه
secondhand goods کالاهای دست دوم
competitive goods کالاهای مورد رقابت
common goods کالای مورد نیاز عموم
collective goods پارک و غیره
collective goods مانند جاده
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
collective goods کالاهای جمعی
collection of goods دریافت کالا
checking of goods بررسی امتعه
carriage of goods حمل و نقل کالا
complementary goods کالاهای مکمل
dress goods قماشهای زنانه
discount of goods تخفیف روی کالا
d. in second hand goods دست فروش
d. in second hand goods سمسار
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
contrabanded goods اموال و اشیا قاچاق
consumption goods کالاهای مصرفی
consumer's goods کالای مصرفی
consolidate goods کالاها را ادغام کردن
capital goods دارایی ثابت
capital goods کالاهای سرمایهای
consumer goods کالاهای مصرفی
consumer goods اشیاء مصرفی
luxury goods کالاهای تجملی
luxury goods کالاهای تشریفاتی
goods trains قطار حمل کالا
goods trains قطار باربری
goods train قطار حمل کالا
goods train قطار باربری
dry goods اجناس خشک
consumer goods کالای مصرفی
business goods کالای تولیدی
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
bonded goods کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
bonded goods کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
bill of goods فهرست تجارتی
bill of goods صورت کالا
attractive goods کالاهای جذاب
appropriation of goods ضبط مال التجاره
acceptance of goods پذیرفتن کالا
acceptance of goods قبول کردن کالا
dry goods خشکبار
durable goods کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
futures goods کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
goods intake کالاهای دریافتی
goods afloat کالای در راه
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
goods and services کالاها و خدمات
goods in transit کالاهای عبوری
household goods her by girl married anewly to given parents جهیزیه
goods intake کالاهای درحال تحویل
goods inwards کالاهای دریافتی
goods inwards کالاهای درحال تحویل
handling of goods جابجایی کالا
goods receiving کالاهای دریافتی
heavy goods محصول صنایع سنگین
goods receiving کالاهای درحال تحویل
hazardous goods امتعه خطرناک
heavy goods ماشین الات سنگین
goods on approval تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
heavy goods کالاهای سنگین
producer goods کالاهای سرمایهای
finished goods کالاهای اماده فروش
durable goods کالاهای بادوام
dutiable goods کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
handling of goods جابجایی امتعه
fancy goods کالاهای تجملی
intermediate goods کالاهای واسطه
hard goods اجسام پایدار ومقاوم
hard goods اجسام سخت
intermediate goods کالاهای واسطهای
goods on consignment کالاهای امانی
finished goods کالاهای ساخته شده
hazardous goods کالاهای خطرناک
final goods کالا برای مصرف نهائی
final goods کالای نهائی
fate of goods وضعیت کالا
mass production of goods تولید انبوه کالا
man made goods کالاهای ساخت بشر
nondurable consumer goods کالاهای مصرفی بی دوام
Consumer ( consrmers ) goods . کالاهای مصرفی
mass production of goods تولید توده وار کالا
transportation of goods [American E] رفت و آمد بار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com