English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English Persian
the origin of evil سرچشمه بدی
the origin of evil منشا فساد
Other Matches
origin نژاد
origin اغاز
origin نقطه شروع
origin نقطه شروع سرچشمه دهانه لوله
origin موجب
origin مبدا
origin سرچشمه مایه
origin منشاء
origin مبداء
origin علت
origin اصل سرچشمه
origin اساس
origin منبع
origin محلی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
origin محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
origin سرچشمه
origin منشا مبدا
origin بنیاد
origin اصل
origin خاستگاه
the evil one شیطان
the evil one اهریمن
it was p of evil بدی را ازپیش خبرمیداد
evil منکر
evil زیان اور
evil مضر
evil شریرانه بدی
evil زیان
evil شر
evil ناشناخته
evil زشت
evil بد
he is of greek origin اصلا یونانی است
he is of greek origin اصلش یونانی است
of a bad origin بدگهر
of a bad origin بدتیار
of ipanian origin ایرانی الاصل
origin writ دادخواست بدوی
origin writ ورقهای بود که در گذشته خواهان دعوی ان را یه عنوان اولین قدم در احقاق حق خود می خریدند
time of origin زمان ارسال پیام
true origin نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
Everything goes back to its origin . <proverb> باز گردد به اصل خود هر چیز .
false origin مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
domicile of origin اقامتگاه مبداء
base of origin پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
basis origin ماخذ
certificate of origin گواهی مبدا
certificate of origin گواهی مبداء
certificate of origin گواهینامه مبداء
country of origin کشور مبداء
base of origin مبداء اصلی
king's evil مرض خنازیر
by an evil spirit روح پلیدی براومستولی شده بود
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
it bobes evil نشانه بدی است
evil doer بدکار
evil spirit روح پلید
evil spirit روح خبیث
evil eye چشم بد
evil eye بدنگری
evil eye نظرزنی
the social evil جنده بازی
He has an evil eye. او [مرد] چشمش شور است.
evil disposed بداندیش
evil speaking بدگوئی
evil speaking افترا
evil favoured طرف توجه دارای امتیازات
evil sained مشئوم
evil sained ملئون
evil omened بدفال
evil genius روح یافرشتهای که هلاکت شخص رافراهم میسازد
evil hearted بد قلب
evil hearted بد دل
evil omened شوم
evil spirit روح خبیث
evil starred بداختر
good and evil خیر و شر
evil eyed بد چشم
stag evil تشنج ارواره زیرین اسب
fox evil داء الثعلب
fox evil طاسی
fox evil ریزش مو
evil minded بداندیش
evil wishing بدخواه
evil starred بد طالع
evil favoured موردمساعدت
evil intention سوء نیت
To cast the evil eye on someone . کسی را نظر زدن
Money is the root of all evil. پول وثروت ریشه تمام فسادها است
To cast the evil eye. چشم زدن ( چشم شور )
the root of all kinds of evil سرچشمه همه بدیها منشاهمه فسادها
freedom from evil record عدم سو سابقه
freedom from evil record نداشتن پیشینه بد
the love of money is the root of all evil <idiom> حب دنیا هست راس هر خطا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com