Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
the press of modern life
فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
Other Matches
Life isn't about finding yourself. Life is about creating yourself.
زندگی پیدا کردن خود نیست بلکه ساختن خود است.
modern
متاخر
modern
نو
modern
جدید
modern
جدید مدرن
modern
امروزی
modern
تازه
modern
کنونی
modern
نوین
modern mortar
خمپارهامروزی
modern physics
فیزیک نوین
modern physics
فیزیک مدرن
modern physics
فیزیک جدید
modern bow
کمانامروزی
modern defence
دفاع مدرن شطرنج
modern benoni
بنونی مدرن
modern history
تاریخ معاصر
modern poets
شعرای متاخر
modern system
نظام نوین
modern system
نظام جدید
International Modern
[سبک مدرن بین المللی در معماری قرن بیست میلادی که اولین بار در آلمان استفاده شد.]
modern sector
بخش جدید
modern languages
زبانهای این عصر
modern languages
زبانهای امروزی
modern pentathlon
پنجگانه مدرن
secondary modern
نوعیمدرسهکهتاچندیپیشدربریتانیارایجبود
modern-day
روزگارمدرن امروزی
modern sector
بخش نوین
late-Modern architecture
[معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
They have successfully managed the balancing act between retaining the rustic charm and modern conversion.
آنها با موفقیت توانستند تعادل بین افسون روستایی و تبدیل مدرن را ایجاد کنند.
press-up
از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press up
از حالت زاویه به بالانس کشیدن
to press up
سوی بالافشار دادن
press
فشار دادن با انگشتان
press
چاپ فشار
to press up
با فشار بالابردن
in the press
زیر چاپ
in the press
تحت طبع
press
ماشین فشار
press
عامل موثر
press
دستگاه فشار
press
تاکتیک دفاعی فشرده
press
قاب راکت تنیس
press
فشار روی دفاع
press
بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press
چاپ
press
دادن
press
دستگاه پرس
press
ازدحام
press
جمعیت
press
ماشین چاپ
press
مطبعه
press
مطبوعات جراید
press
وارداوردن
press
فشردن زور دادن
press
ازدحام کردن اتوزدن
press
فشار
press
مطبوعات
press
قفسه
press
فشاراوردن
press
فشار دادن
press
عصاره گرفتن
press
فشردن
press
له کردن
die press
فشردن
liberty of the press
ازادی مطبوعات
letter press
نوشته وابسته به عکسها
letter press
مواد چاپی
cutting press
پرس قطع کننده
[مهندسی]
treadle press
ماشین چاپ پایی
press cutting
برش دهنده فشاری
crank press
پرس کششی اهرم
press officer
سخنگوییکارگانیاموسسه
press board
مقوای فشرده
baling press
بالینگ پرس
bench press
پرس میزی
tiger press
حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
briquetting press
پرس متعادل یا بالینگ پرس
c frame press
پرس با قالب "سی " شکل
cabbaging press
پرس هیدرولیک
to press against any thing
بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
to press back
با فشار عقب بردن
to press for an answer
با صرار یا فشار پاسخ خواستن
stop press
خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
clean and press
حرکت پرس وزنه برداری
clothes press
گنجه جا رختی
to press the button
دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
baling press
پرس متعادل
to send to the press
برای چاپ فرستادن
straightening press
پرس مستقیم کنی
legg press
تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
press bar
دستهفشار
pollen press
فشارگرده
extrusion press
اشترانق پرسه
folding press
پرس خم کاری
hot press
مهره کشیدن
hot press
جلادادن
hot press
برق انداختن
forging press
پرس چکش کاری
hot press
اهار زدن
freedom of the press
ازادی مطبوعات
freedom of the press
ازادی نگارش
lithographic press
چاپزغالی
garlic press
سیرخودکن
press chamber
حفرهفشار
hot press
منگنه ماشین اهار
punching press
پرس سوراخ کننده
drawing press
پرس کششی
drill press
متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
drill press
دستگاه مته
wine press
چرخشت
drop press
پتک خودکار اهنگری
press corps
گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
hydrostatic press
منگنه ابی
hydraulic press
پرس هیدرولیکی
filter press
صافی فشاری
hot press
پرس کردن گرم
hot press
مهره
press wheel
چرخفشار
etching press
ماشینچاپقلمزن
printing press
ماشین چاپ
moulding press
منگنه
copying press
منگنه سوادبرداری
press report
گزارش خبری
to press ahead with
با زور ادامه دادن
yellow press
مطبوعات جنجالی
power press
پرس
press-ups
از حالت زاویه به بالانس کشیدن
in the press conference
در مصاحبه مطبوعاتی
mechanical press
پرس
press casting
ریخته گری فشاری
press box
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
need press theory
نظریه نیاز- فشار
oil press
چرخ روغن گیری
press release
مطلب مطبوعاتی
press releases
مطلب مطبوعاتی
gutter press
نگارش هایامطبوعات پست
press bed
بخش زیرین پرس
press attache
وابسته مطبوعاتی
press agent
مامور اگهی و تبلیغ
press vice
منگنه
press brake
پرس خمشی
press campaign
مبارزه مطبوعاتی
pneumatic press
پرس بادی
plate press
پرس صفحه باتری
press cast
ریختن تحت فشار
percussion press
پرس ضربهای
oil press
دستگاه عصاری
press boxes
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press gang
دسته مامور جلب مشمولین
press key
تکمه فشاری
press law
قانون مطبوعات
press mark
علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
press part
بخش فشرده
punch press
پرس منگنه
rolling press
الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
screw press
قید
To press ones luck .
لگد به بخت خود زدن
screw press
منگنه
sewing press
ماشین کتابدوزی
solids press down
دج ها سوی پایین فشار می اورند
solids press down
اجسام جامد سوی
press hot
فشردن گرم
press gallery
لژ نمایندگان مطبوعات
press gallery
جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
press conferences
مصاحبه مطبوعاتی
press conference
مصاحبه مطبوعاتی
press-gangs
دسته مامور جلب مشمولین
press-ganging
دسته مامور جلب مشمولین
press-ganged
دسته مامور جلب مشمولین
press-gang
دسته مامور جلب مشمولین
press gangs
دسته مامور جلب مشمولین
to press charges against someone
ازکسی قانونی شکایت کردن
[کسی را متهم کردن]
press fit
پرس شده
to correct yhe press
چیز چاپ شده غلط گیری کردن
multi stage press
پرس چند طبقه
stretch press die
قالب انبساطی
i gave it a slight press
انرا کمی فشار دادم
press copy book
دفتر کپیه
press cast process
فرایند ریخته گری فشاری
press of sail or canvas
بادبان بفراخور باد
power press extrusion
طریقه اشترانق پرس
rotating table press
پرس مدور
press of sail or canvas
ان مقداربادبان که باد اجازه دهد
press campaingn or stunt
مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
hand screw press
پرس پیحی دستی
concrete tile press
پرس صفحهای بتن
beam bending press
پرس خم کننده میله
double action press
پرس دو واکنشی
pressing: standing press
پایهفشار
Press the elevator button.
تکمه آسانسور رافشار بدهید
dial feed press
پرس میزی گردان
drop forging press
پرس اهنگری حدیدهای
double accentric press
پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
die stamping press
پرس قالب گیری حدیدهای
die stamping press
پرس حدیده
dial feed press
پرس رولور
column screw press
پرس پیچی ستونی
air operated press
پرس بادی پنوماتیکی
press (push) one's luck
<idiom>
به شانس بستگی داد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com