English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
English Persian
the red army ارتش سرخ
Search result with all words
Salvation Army تشکیلات مسیحیان که هدفش تبلیغ دینی وکمک بفقرا است
army ارتش
army لشگر
army سپاه گروه
army دسته
army جمعیت
army صف
army ارتش نیروی زمینی
army نیرو زمینی
army جیش
active army ارتش کادر
active army ارتش پیمانی ارتش کادر ثابت
air force personnel with the army پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
army airdefense command post پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
army alpha test ازمون الفای ارتش
army artillery توپخانه ارتش
army artillery توپخانه نیروی زمینی
army assault team تیم هجومی نیروی زمینی
army attache وابسته نظامی
army attache وابسته زمینی
army aviation هواپیمای نیروی زمینی هوانیروز
army aviator خلبان نیروی زمینی
army aviator خلبان هوانیروز نیروزفر
army base پایگاه نیروی زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
army beta test ازمون بتای ارتش
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
army classification battery test ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
army commander فرمانده ارتش
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
army corpa سپاه
army corpa ستون
army corps سپاههای ارتش
army corps سپاههای نیروی زمینی
army deposit fund سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
army depot امادگاه نیروی زمینی
army forces نیروهای زمینی
army forces نیروهای ارتشی یکانهای ارتشی
army general staff ستاد عمومی ارتش
army general staff ستادنیروی زمینی
army genetal classification test ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
army group گروه ارتش
army in the field ارتش مستقر در صحنه عملیات
army in the field نیروی زمینی درصحنه عملیات
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army management structure سازمان مدیریت نیروی زمینی
army material command فرماندهی اماد نیروی زمینی
army material program برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
army of observation عده دیدبانی
army of occupation نیروهای اشغالی
army of occupation نیروی اشغال کننده
army of occupation نیروی اشغالگر
army of occupation ارتش فاتح ارتش اشغالگر
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
army personnel center مرکز عملیات پرسنلی نیروی زمینی
army personnel system سیستم عملیات پرسنلی نیروی زمینی
army post office پستخانه نیروی زمینی
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
army postal clerk متصدی پست ارتشی
army program memorandum لایحه برنامههای نیروی زمینی
army program memorandum لایحه برنامههای ارتشی
army ready material program برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
army regulation نظام نامه ارتشی
army regulation مقررات ارتشی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
army reserve قسمت احتیاط نیروی زمینی
army reserve command فرماندهی احتیاط نیروی زمینی قسمت احتیاط ارتش
army service area منطقه سرویس نیروی زمینی
army service area منطقه عقب ارتش
army staff ستاد نیروی زمینی
army staff ستادارتش
army staff ستاد نظامی
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
army stores فروشگاه ارتش
army terminals باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
army training and evaluation program برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
army training program برنامه اموزش نیروی زمینی
army training program برنامه اموزش نظامی
army training test راهنمای ازمایشات یکانهای ارتشی راهنمای ازمایش یکانها
army troops یکانهای رده ارتش
army troops عدههای ارتشی یکانهای نیروی زمینی
assistant secretary of the army معاون وزیر نیروی زمینی
chief army censor افسر نافر فرماندهی عملیات مشترک نیروی زمینی
combined arms army ارتش مرکب
combined arms army ارتش مختلط ارتش متشکل از نیروهای مرکب
department of the army وزارت نیروی زمینی
field army ارتش رزمی
field army ارتش صحرایی
field army ارتش
industrial reserve army ارتش ذخیره صنعتی
left wing of army جناح یسار
left wing of army پهلوی چپ میسره
regular army ارتش منظم
regular army ارتش کادر ثابت
regular army ارتش دائمی
Other Matches
the a of the army پیشرفت ارتش
right wing of army جناح یمین
right wing of army پهلوی راست میمنه
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
standing army ارتش دائمی
to join the army به سربازی رفتن
conscript army ارتش سربازان وفیفه
army helicopter هلیکوپتر ارتشی [نظامی] [حمل و نقل هوایی]
army helicopter چرخبال ارتشی [نظامی] [حمل و نقل هوایی]
to serve in the army درارتش خدمت کردن
Territorial Army ارتشتحتآموزشبریتانیا
standing army ارتش منظم
standing army ارتش کادر ثابت
the losses of the army تلفات ارتش
the main army بخش عمده ارتش
theater army ارتش مستقر در صحنه عملیات
theater army نیروی زمینی صحنه عملیات
to lead an army لشکر کشیدن
to outflank an army گرد سپاهی گشتن و از پهلوبدان تاخت کردن
Swiss army knife دستهچاقوسوئیسی
women's army corps قسمت زنان ارتش
the army lost heavily ارتش تلفات سنگین داد
To what do you attributeThe failure of the army? شکست ارتش را به چه چیز نسبت میدهید ؟
After his discharge from the army, he came to Tehran . پس از اینکه از خدمت ارتش مرخص شد آمد تهران.
The army had to retreat from the battlefield. ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
women's army corps ارتش زنان
to discharge someone without honor [from the army] اخراج کردن کسی به علت عدم صلاحیت خدمتی
reserve army of unemployed ارتش ذخیره بیکاران
reserve army of unemployed سپاه ذخیره بیکاران
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com