English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
there is no royal road to learning <proverb> تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
Search result with all words
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
Other Matches
royal road اسهل طرق
royal road اسان ترین راه
royal شاهانه شاهوار
royal پادشاهی
royal ملوکانه
royal خسروانه
royal شاهوار
royal ملوکانه همایونی
royal شاهانه
royal سلطنتی
battle royal نزاع سخت کشمکش خصومت امیز
Royal Highness لقبمخصوصخانوادهپادشاهیاملکه
royal agaric گیاهقرچیسلطنتی
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
his royal highness والاحضرت
prince royal پسر ارشد پادشاه انگلیس
royal antler شاخسلطنتی
royal flush کارتهایدل
royal falcon شاهین
Royal Bokhara فرش سلطنتی بخاراتی [این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
pair royal سه سر سه طاس یکجور
pair royal سه برگ یکجور
royal falcon شاهبان
royal blue رنگ ابی مایل بارغوانی روشن
royal honours honour
royal palm نخل بلند جنوب فلوریدا و کوبا
royal sinature صحه ملوکانه
royal pearl در شاهوار
royal honor امتیازپادشاهی
royal poinciana درخت گل طاووس
royal progress مسافرت شاهانه
royal purple رنگ ارغوانی مایل بقرمز سیر
royal honor درجه سلطنتی
royal assent توشیح ملوکانه
royal flag پرچم سلطنتی
main royal sail بادبانسلطنتیاصلی
fore royal sail بالاترینقسمتبادبان
double pair royal چهارطاس یکجور
it received royal assent به توشیح ملوکانه رسید
double pair royal چهار برگ یکجور
fore-royal mast دکلاصلیکشتی
mizzen royal staysail آخرینبادبانسهگوشرویسیم
Much as the snake hates the penny-royal, the herb . <proverb> مار از پونه بدش مى آید در لانه اش سبز مى شود .
whole learning یادگیری سرتاسری
learning فضل وکمال
learning یادگیری
learning فراگیری
learning معرفت
learning اطلاع
self learning خود فراگیر
learning دانش یادگیری
learning curve منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
rate of learning سرعت یادگیری
learning theory نظریه یادگیری
learning rate سرعت یادگیری
learning machine ماشین فراگیر
incidental learning یادگیری اتفاقی
insightful learning یادگیری بینش افرین
learning curve که استفاده از آن بسیار سخت باشد
learning curve منحنی اموزش
learning set امایه یادگیری
latent learning یادگیری نهفته
learning curve منحنی یادگیری
learning to learn یادگیری اموزی
machine learning فراگیری ماشین
subliminal learning یادگیری زیراستانهای
perceptual learning یادگیری ادراکی
place learning مکان اموزی
transfer of learning انتقال یادگیری
probability learning یادگیری احتمالاتی
relation learning رابطه اموزی
social learning یادگیری اجتماعی
skill learning مهارت اموزی
sign learning علامت اموزی
serial learning یادگیری زنجیرهای
patrons of learning دانش پروران
part learning یادگیری بخش بخش
massed learning یادگیری بی وقفه
maze learning مازاموزی
maze learning یادگیری در ماز
mastery learning تسلط اموزی
mastery learning یادگیری در حدتسلط
motor learning یادگیری حرکتی
vicarious learning یادگیری مشاهدهای
verbal learning یادگیری کلامی
one trial learning یادگیری یک کوششی
rote learning یادگیری طوطی وار
cue learning نشانه اموزی
discrimination learning یادگیری افتراقی
incentive learning یادگیری با مشوق
global learning یادگیری یکپارچه
avoidance learning یادگیری اجتنابی
book learning علم کتابی
he is a prodigy of learning اعجوبه ایست در دانش
he is a prodigy of learning درعلم معرکه است
heuristic learning یادگیری ذهنی
concept learning مفهوم اموزی
conceptual learning مفهوم اموزی
distributed learning یادگیری فاصله دار
computer based learning یادگیری بر پایه کامپیوتر
means end learning یادگیری وسیله- هدف
mathematical learning theory نظریه ریاضی یادگیری
trial and error learning یادگیری از راه کوشش و خطا
computer augmented learning بسط اموزش به کمک کامپیوتر
He lays claim to learning. ادعای علم وفضل می کند
the common wealth of learning مجمع ادبا
the common wealth of learning افراد اهل علم
statistical learning theory نظریه اماری یادگیری
road معبر
on the road مسافر
road بجاده
one way road راه یکطرفه
one way road راه یک سویه
road راه
road طریق خیابان
two way road راه دو سویه
road خیابان
to take to the road راهزن شدن
to take to the road راهزنی کردن
road a مسیرجاده
road گذرگاه
road شارع
road جاده
road راه اهن
two way road راه دو طرفه
the road شارع عام
on the road در راه
the road شاهراه
in the road مانع راه
in the road درسر راه
Are we on the right road for ... ? آیا ما در جاده درستی برای ... هستیم؟
on the road <idiom> سفر کردن
road side کنار جاده یا خیابان
shoulder of road شانه راه
service road جاده کناری جاده سرویس
service road شوسه کناری
road space فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
road surface رویه راه
secondary road جاده درجه دو
skid road جاده لیز ولغزنده
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
road roller غلطک ویژه جاده صاف کنی
state road شاهراه
road roller جاده صاف کن
road ditch خندق جاده
road system شبکه راهها
secondary road جاده فرعی یا درجه 2
to hog the road بی اعتنا به حقوق سایررانندگان درجاده تجاوز کردن
road work دویدن جادهای در تمرین بوکس
road traffic امد وشد خیابان
road ditch آبرو [جوی] کنار راه
road traffic ترافیک جاده ترافیک خیابان
road traffic رفت و امد خیابان
road time زمان عبور از جاده
road time یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
road time زمان حرکت ستون در روی جاده
road test ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
road tar قطران برای راه
rules of road قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
road tanker اتومبیل مخزن دار
road system شبکه راهسازی
tall road راه با جدار
road narrows جادهباریکمیشود
hit the road <idiom> ترک کردن (معمولابرای ماشین)
bottom road راهزیرین
road hog <idiom> راننده بیابان
middle of the road <idiom> سردوراهی گیرکردن
road communications ارتباطجادهای
middle-of-the-road بیطرف
middle-of-the-road میانه رو
where does this road lead to این راه بکجا میرود
road ditch راه آب [کنار جاده]
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
get the show on the road <idiom> شروع کار روی چیزی
To widen a road . جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
road number شمارهخیابان
slippery road مسیرسراشیبی
top road محلعبورفوقانی
road sense کلمه
road sense جنسی
Road Town توانائیدرقضاوتعادلانه
The road was blocked. راه بسته بود
The road was greasy. جاده چرب بود ( لغزنده )
The road is blocked. راه بسته است
haulage road جادهکشش
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
uneven road جاده ناهموار
Where does this road lead to? این جاده به کجا میرود؟
to maintain a road جادهای را
third class road جاده درجه سه
the road was impaired جاده خراب شد
the road was impaired جاده خراب بود
the road to tehran راه یا جاده تهران
the road to happiness راه خوشبختی
the impediment of a road پا گیرهای جاده
the impediment of a road موانع جاده
to maintain a road نگهداری کردن
to stand across the road درمیان جاده ایستادن
road assistance امداد جادهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com