Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English
Persian
thermal pollution
الودگی گرمایی
thermal pollution
آلودگی گرمایی
Other Matches
pollution
کثافت
pollution
ناپاکی
pollution
لوث
pollution
الودگی
self pollution
خودالایی
sources of pollution
منبعآلودگی
critical pollution
الودگی بحرانی
chemical pollution
الودگی شیمیایی
air pollution
الودگی هوا
industrial pollution
آلودگیصنعتی
pollution tax
مالیات بخاطر الودگی
physiological pollution
الودگی فیزیولوژیک
noise pollution
الودگی صدا
noise pollution
نوف الایی
nocturnal pollution
احتلام
moise pollution
الودگی نویزی
water pollution
الودگی اب
atmospheric pollution
آلودگیجوی
biological pollution
الودگی زیستی
agricultural pollution
الودگی کشاورزی
pollution of food in water
آلودگیحاصلازموادغذاییدرآب
pollution of food on and in the ground
آلودگیغذاییودرزمین
air pollution monitoring
مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
air pollution episode
رویداد الودگی هوا
air pollution index
شاخص الودگی هوا
air pollution index
نمایه الودگی هوا
thermal
گرم
thermal
حرارتی
thermal
گرمایی
thermal
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
thermal
مربوط به گرما
thermal
دمایی
thermal protection
محافظت حرارتی
thermal radiation
تشعشع حرارتی
thermal imagery
عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal reservoir
منبع گرمایی
thermal reservoir
منبع گرما
thermal resistor
ترمیستور
thermal printer
چاپگر حرارتی
thermal power
توان حرارتی
thermal power
مقدار حرارتی
thermal ionization
یونش گرمایی
thermal insulation
عایق کاری گرمایشی
thermal insulation
عایقکاری در برابرگرما
thermal instability
ناپایداری حرارتی
thermal insulation
گرمابندی
thermal resolution
حداقل اختلاف حرارت
thermal resolution
حداقل سنجش حرارت
thermal scanning
غربال گرمایی
thermal waves
امواج گرمایی
thermal unit
واحدسنجش گرما
thermal treatment
عملیات گرمایی
thermal wax
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal target
هوای گرم بالارونده برای بالون
thermal switch
سویچ حرارتی
thermal stress
ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
thermal stress
تنش حرارتی
thermal springs
چشمههای اب گرم
thermal spring
چشمه اب گرم
thermal shock
تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
thermal shadow
سایه روشن حرارتی
thermal shadow
سایههای حرارتی
thermal radiation
تابش حرارتی
thermal imagery
عکاسی مادون قرمز
thermal flux
شار گرمایی
thermal decomposition
تجزیه گرمایی
thermal crossover
تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal exposure
در معرض حرارت قرار گرفتن
thermal conductivity
رسانندگی گرمایی
thermal conductivity
رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermal conductance
گرمارسانایی
thermal conductance
گرمارسانندگی
thermal capacity
فرفیت گرمایی
thermal battery
باطری حرارتی
thermal ammeter
امپرسنج حرارتی
thermal agitation
اغتشاش گرمایی
thermal sensitivity
حس دما
thermal flux
شار گرما
thermal devices
ابزارهای حرارتی
thermal dissociation
تفکیک گرمایی
thermal exposure
میزان جذب حرارت
thermal fatigue
خستگی حرارتی
thermal gradient
گرادیان دما
thermal expansion
انبساط حرارتی
thermal excitation
برانگیختگی گرمایی
thermal equilibrium
تعادل گرمایی
thermal enrichment
گرمافزونی
thermal energy
انرژی گرمایی
thermal emission
تابش حرارتی
thermal effect
اثر گرما
thermal efficiency
راندمان حرارتی
thermal effect
اثر گرمایی
thermal effects
اثرات حرارتی
differential thermal analysis
تجزیه گرمایی تفاضلی
british thermal unit
واحد بریتانیایی گرما
coefficient of thermal expansion
ضریب انبساط حرارتی
internal thermal resistance
مقاومت حرارتی داخلی
lattice thermal resistivity
مقاومت ویژه گرمایی شبکه
thermal critical point
نقطه ی بحرانی حرارتی
thermal agitation voltage
اثر گرما
thermal coefficient of expansion
ضریب انبساط حرارتی
thermal critical point
نقطه تبدیل حرارتی
thermal critical point
نقطه توقف
british thermal unit
واحد گرمایی بریتانیا
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
maximum junction to case thermal impedan
مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com