Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (10 milliseconds)
English
Persian
thin layer chromatography
کروماتوگرافی لایه نازک
Other Matches
chromatography
رنگ نگاری
chromatography
کروماتوگرافی
one way chromatography
کروماتوگرافی یکطرفه
chromatography
جدا کردن عناصررنگی از هم
two chromatography
کروماتوگرافی دو طرفه
partition chromatography
کروماتوگرافی تقسیمی
ionic chromatography
کروماتوگرافی یونی
gas chromatography
کروماتوگرافی گازی
paper chromatography
کروماتوگرافی کاغذی
column chromatography
کروماتوگرافی ستونی
descending chromatography
کروماتوگرافی نزولی
two demensional chromatography
کروماتوگرافی دو بعدی
ascending chromatography
کروماتوگرافی صعودی
absorbent chromatography
کروماتوگرافی جذبی
countercurrent chromatography
کروماتوگرافی جریان مخالف
supercritical fluid chromatography
کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
gas liquid chromatography
کروماتوگرافی مایع گاز
ion exchange chromatography
کروماتوگرافی تبادل یونی
gel permeation chromatography
کروماتوگرافی ژل تراوا
gas solid chromatography
کروماتوگرافی گاز- جامد
supercritical fluid chromatography/mass
spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
gas liquid partitions chromatography
کروماتوگرافی گاز- مایع
thin
سبک
thin
باریک
thin
کم پشت کردن
thin
نازک شدن
thin
رقیق کردن لاغر کردن
thin
کم کردن
thin
نازک کردن
thin
بطور رقیق
thin
کم جمعیت
thin
کم مایه
thin
رقیق
thin
کم پشت
thin
کم چربی
thin
نزار
thin
لاغر
thin
رقیق و ابکی
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
با یک فاصله کم بین دو سطح
thin
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thin
رقیق کردن
thin
بسمت سیار ودور از میله شماره 1 بولینگ
thin
تیم متوسط
thin
پنجره نمایش داده شده تک خط
thin
نازک
thin Ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل loaxial و اتصالات BNC و محدود به چند متری میشود
thin skinned
پوست نازک
thin bearded
کوسه
out of thin air
<idiom>
ازهیچ یا ازهیچ جا
thick and thin
راسخ
through thick and thin
<idiom>
دربین زمانهای خوب وبد،از بین مشکلات وسختیها
wear thin
<idiom>
به مرور زمان لاغر شدن
thick and thin
در هر حال
thick and thin
در دشواری وسهولت
thin skinned
دارای پوست نازک
thin skinned
نازک نارنجی
through thick and thin
درهمه حالی
thin film
لایه نازک
thin film
غشای نازک
thin board
لا
thin skinned
حساس
thin bearded
تنک ریش
wafer-thin
بینهایتنازکومسطح
wear thin
<idiom>
بی ارزش شدن
into thin air
<idiom>
بطور کامل
as thin as a rake
<idiom>
مثل نی قلیان
as thin as lath
<idiom>
لاغر
thin plate weir
سرریز لبه تیز
thin film circuit
مدار غشایی نازک
thin film memory
حافظه غشایی نازک
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
magnetic thin film
غشاء نازک مغناطیسی
magnetic thin film
فیلم نازک مغناطیسی
It vanished into thin air.
دود شد ورفت هوا
skate on thin ice
<idiom>
ریسک کردن
thin plate battery
باتری صفحه نازک
to vanish into thin air
<idiom>
دود شد و به هوا رفت
to vanish into thin air
<idiom>
گم و گور شدن
spread oneself too thin
<idiom>
با یک دست چند هندوانه برداشتن
to vanish into thin air
<idiom>
آب شد و به زمین رفت
thin window display
نمایشی یک خطی که روی صفحات کلید و کامپیوترهای دستی بکار می رود
thin boards for inlaid work
لای مثلث
magnetic thin film memory
حافظه فیلم نازک مغناطیسی
Thick ( sparse , thin ) hair .
موی پرپشت ( کم پشت )
thin boards for inlaid work
لای بغل شیش
The guy vanished into thin air .
طرف یکدفعه غیبش زد
layer
بوش جازم
layer
لایی
layer
پوسته
layer
لایه
layer
لا
layer
مطبق کردن ورقه ورقه
the inner layer
لایه درونی
layer
ورقه
layer
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layer
قشر
layer
طبقه
the inner layer
چینه درونی
layer
چینه
layer
برنامهای که تقاضای ارسال کند
layer
طبقه بندی کردن
layer
ل تصحیح خطا باشد
layer
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
e layer
طبقه هویساید
layer
لایه شبکه استاندارد ISO/OSI که قوانین نرخ بیت . توان و رسانه ارسال سیگنال را معرفی میکند
layer
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layer
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layer
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer
رگه شاخه خوابانده
stabilized layer
لایه تثبیت شده
silt layer
لایه لای
medial layer
لایه میانی
[پزشکی]
middle layer
قشر میانی
stabilized layer
قشر تثبیت شده
sand layer
لایه ماسه
reversing layer
لایه واگردان
lava layer
لایهگدازه
top layer
لایه فوقانی
tracked layer
ریل گذار
transition layer
منطقه یا حدود انحراف درارتفاع پرواز
ozone layer
لایهی اوزون
aluminium layer
لایهآلومینیومی
ash layer
لایهخاکستری
basaltic layer
لایهپازالت
drainage layer
بالایسد
granitic layer
لایهگرانیتی
reversing layer
لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
protective layer
لایه یا روکش محافظ
barrier layer
بند الکترونی
depletion layer
تهی لایه
embryonic layer
غشاء جنینی غشاء سلولی
filter layer
لایه صافی
filter layer
لایه پالایش
germ layer
یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
hard layer
لایه سخت
hard layer
لایه سفت
impermeable layer
لایه غیرقابل نفوذ
mantle layer
غشاء جنینی مخ
insulated layer
لایه عایق
insulated layer
ماده ایزوله کننده
intermediate layer
لایه میانی
depletion layer
ناحیه تخلیه
confining layer
لایه فشارزا
barrier layer
لایه سدی
bolster layer
بالش گیاهی
bolster layer
بالش نهائی
bottom layer
لایه مشترک
boundary layer
لایه مرزی
brick layer
اجر چین
brick layer
بنای درجه دو
brike layer
بنا
bursting layer
لایههای منفجر کننده
bursting layer
لایههای سقفی پناهگاه
concrete layer
لایه بتنی
concrete layer
قشر بتنی
intermediate layer
قشر واسطه
isothermal layer
لایههای ایزوترمال
isothermal layer
سطوح هم حرارت اب دریا
plate layer
متصدی تعمیر خط اهن
presentation layer
کدها و تقاضاهای شروع و خاتمه اتصال توافق می :ند
magnetic layer
لایه مغناطیسی
presentation layer
ششمین لایه شبکه استاندارد ISO/OSI که روی فرمت ها
mine layer
کشتی مین گذار
porous layer
لایه روزنهای
blocking layer
لایه سدی
pipe layer
لوله کش
layer tints
هاشورهای نشان دهنده لایههای مختلف اب دریا هاشور لایه نما
layer of rock
طبقه سنگی
heaviside layer
طبقه هویساید
priming layer
لایه استری
layer binding
دورپیچی سفرهای
layer depth
عمق لایه اول اب دریا
layer depth
که در ان سرعت صوت به حداکثر می رسد
layer line
خط لایه
layer of rock
لایه سنگی
multi layer weld
جوشکاری چند لایه
barrier layer detector
اشکارساز لایه سدی
barrier layer cell
سلول لایه سدی
secure sockets layer
پروتکل ارسالی رمزگذاری شده طراحی شده توسط Netscape که ارتباط امن بین جستجوگر و وب سرور روی اینترنت برقرار میکند
depletion layer capacitance
فرفیت بند الکترونی
railway track layer
ریل گذر راه اهن
barrier layer capacitance
فرفیت بند الکترونی
barrier layer cell
پیل نور برقی مجاورتی
multi layer coil
سیم پیچی چند لایه
kennelly heaviside layer
طبقه هویساید
laminar boundary layer
لایه مرزی خطی
light sensitive layer
لایه یا قشر حساس در برابرنور
electrical double layer
لایه مضاعف الکتریکی
kennelly heaviside layer
طبقه کنلی هویساید
double layer winding
سیم پیچی دوطبقه
magnetic barrier layer
لایه سدکننده مغناطیسی
deep scattering layer
لایههای منعکس کننده عمق دریا
insulated intermediate layer
لایه میانی عایق
surface boundary layer
لایه مرزی سطح
one layer twisted wool
پشم یک لا تاب
liquid liquid chromatography
کروماتوگرافی مایع- مایع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com