English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
tilting table میز نوسان دار
Other Matches
tilting واژگونی
tilting mixer نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
non tilting mixer بتن ساز دواری که مخزن ان دارای دو سوراخ میباشد وحول محور افقی می چرخد
tilting board صفحه کج شونده
tilting furnace کوره نوسان دار
tilting screen صفحه نوسان کننده
tilting ladle پاتیل برگردان
tilting level تراز حباب دار
tilting yard میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران
He banged the table with his fist . He thumped the table . با مشت کوبیدن روی میز
blade tilting lock قفلتیغهواژگون
blade tilting mechanism عملکردتیغهواژگون
under the table <idiom> زیرمیزی
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
table طرح کردن
table لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
two way table جدول دو سویی
table look up مراجعه به جدول
get table بدست اوردنی
get table دست یافتنی
the f. of a table بطوریکه
the f. of a table باید
inner table میزداخلی
table look up جستجوی جدول
table saw تابلونمایشگر
look up table جدول مراجعهای
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table مطرح کردن
table معوق گذاردن
table جدول
table کوهمیز
table در فهرست نوشتن
table روی میز گذاشتن
table میز
table از دستور خارج کردن
table فهرست
table لیست
table لوح جدول
table خوان
table سفره
table به جدولی انتقال دادن
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table تو گذاردن
table به صورت جدول دراوردن
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table میزبازی
table لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table spoonful قاشق سوپخوری
time table جدول زمانی
to serve at table پیشخدمتی کردن
table spoon قاشق سوپ خوری
table set دستگاه میزی
table set وسیله رومیزی
table point جدول امتیازها
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
sand table میز مخصوص شن بازی بچه ها
tier table میز کوچک
tide table نمودار جزر ومد یاکشند
serve at table پیشخدمتی کردن
tide table جگول جزر و مد
table land زمین هموار
swivel table میز نوسان دار
state table جدول حالات
spelling table جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
tide table جدول کشند
symbol table جدول علامت
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
table linen رومیزی
table linen دستمال سفره
table ware لوازم میز یا سفره
table lamp لامپ استاندارد
table instrument وسیله رومیزی
table water سفره اب زیر زمینی
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
table comparator مقایسه کننده نوارها
table waters ابهای معدنی سر سفره
symbol table جدول نمادها
table utility برنامه کمکی جدولی
table of organization جدول سازمان
table of distribution جدول تقسیم اماد
symbol table جدول نمادها جدول نمادی
table of distribution جدول توزیع
table of authorities جدول اولیا امور
table of allowance جدول سهمیه مجاز
table money فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
symbolic table جدول علائم
table tomb گورصندوقی وتخت
table telephone تلفن رومیزی
time table جدول زمان بندی
multiplication table جدول ضرب [ریاضی]
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
Could we have a table in the corner? آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table on the terrace? آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
wait table <idiom> سرو کردن غذا
Lift up the table. سرمیز رابلند کن
trestle table میز سهپایه
table manners روشغذاخوردنفردی
pin-table صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
dinner table میزغذاخوری
dining table میزغذاخوری
truth table جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
lay the table چیدن میز
table beet چغندر
earth-table رج بنا
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
communion-table [میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table [پی را روی زمین ساختن]
altar-table میز مقدس در کلیسا
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
the leg of the table پایه میز
bargaining table جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer توپتنیسرویمیز
table extension صفحهانقراض
truth table جدول درستی جذول صحت
truth table روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table در جبر بولی
truth table دو مقدار
truth table جدول صحت
truth table جدول درستی
trivet table میز سه پایه
transfer table میز انتقال
training table میز ناهارخوری در اردو
to rap on the table دست یا چیز دیگری روی زمین
to lay on the table بوقت دیگر موکول کردن
turn table میز چرخش
turn table میز سمت
turn table سینی گردش درسمت
table cut تراشتختهای
printer table میزچاپگر
outer table تختهخارجی
feed table صفحهعلوفه
extending table میزبازشو
computer table میزکامپیوتر
where is my place at the table جای من در سر میز کجاست
virtual table جدول مجازی
vigenere table جدول رمز وی گنر
league table جدوللیگ
type table نوع جدول تیر
type table نوع جدول سازمان
time table جدول زمانی ورود و عزیمت
fly table میز تا شونده
drawing table میز نقشه کشی
drain table میز قطران
deviation table جدول انحراف
deviation table جدول انحراف مغناطیسی
delivery table میز تحویل
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
decision table جدول تصمیم گیری
decision table جدول تصمیم
decision table جدول تصمیمی
decimal table جدول تصمیمی
data table جدول داده ها
convertible table میزتاشو
drilling table میز مته کاری
drip table میز چکانش
earth table سنگ رگی
firing table جدول تیراندازی
firing table جدول تیر
external table جدول برونی
expectancy table جدول انتظار
expansion table میز کشویی
expansion table میز کشابی
entrucking table جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
end table عسلی
end table میزکوچک دم دستی
embarkation table جدول قابلیت بارگیری
embarkation table جدول بارگیری
earth table رج بنا
convertible table میز صحرایی تا شونده
conversion table جدول تبدیل
coffee table میزپیشدستی
periodic table جدول تناوبی
periodic table جدول دورهای
table cloth رومیزی
table cloth سفره
table tennis پینگ پنگ
table tennis تنیس روی میز
table tennis بازی پینگ پنگ
dressing table میز اینه داروکشودار
dressing table میز ارایش
water table سطح ایستای
water table سطح ابهای زیر زمین
water table سطح ایستائی اب
contingency table جدول وابستگی
console table میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
collapsible table میز تاشو
circular table میز گرد
character table جدول شناسایی
multiplication table جدول بس شماری
billiard table میز بیلیارد
astronomical table ذیج
astronomical table زیگ
addition table جدول افزایشی
water table ابخوان سفره
water table سطح ایستایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com