English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
Other Matches
time constant ثابت زمانی
input time constant ثابت زمانی اولیه
low time constant ثابت زمانی کوچک
capacitive time constant ثابت زمانی فرفیت
inductive time constant ثابت زمانی القا
exponential تشریحی
exponential نمایی
exponential نمائی
exponential تعریفی
exponential curve منحنی توانی
exponential smoothing روش میانگین گیری متغیروزن دار
exponential series سریهای نمائی
exponential rate اهنگ نمایی
exponential rate نرخ نمایی
exponential function تابع نمایی
exponential curve منحنی نمایی
exponential distribution توزیع نمایی
exponential effect اثرنمایی
exponential function تابع نمائی
quantity مقدار
quantity تعداد زیاد
quantity تعداد یا شماره چیزی
quantity کمیت
quantity چندی
quantity قدر اندازه
quantity حد
quantity مبلغ
quantity surveyor براورد کننده مقادیر
quantity surveyor ارزیاب کمیت مواد
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
quantity surveyors براورد کننده مقادیر
scalar quantity کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
scalar quantity اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
quantity of money مقدار پول
quantity surveyors ارزیاب کمیت مواد
quantity controls کنترلهای کمی
quantity surveryor براوردکننده مقادیر
sinusoidal quantity کمیت سینوسی
quantity supplied مقدار عرضه شده
quantity rebate تخفیف عمده فروشی
quantity of supply مقدار عرضه
quantity of leisure مقدار ساعات بیکاری
quantity of leisure مقدار فراغت
quantity of labor مقدار کار
quantity of demand مقدار تقاضا
the quantity of a vowel کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
quantity equation معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity discount تخفیف عمده فروشی
quantity discount تخفیف کلی
quantity allowance تخفیف کلی
conserved quantity کمیت ثابت [فیزیک]
quantity allowance تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity control کنترل کمیت
quantity demanded مقدار تقاضا شده
quantity discount مقدار تخفیف
quantity discount میزان تخفیف
conserved quantity کمیت پایسته [فیزیک]
quantity of capital مقدار سرمایه
vector quantity کمیت برداری
scalar quantity کمیت عددی
unknown quantity مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
infinite quantity مقدار بی نهایت
physical quantity کمیت فیزیکی
partial quantity زیرمجموعه [ریاضی]
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
alternating quantity کمیت متناوب
an infinite quantity بی نهایت
scalar quantity کمیت غیر برداری
scalar quantity کمیت نردهای
scalar quantity کمیت اسکالر
oscillating quantity کمیت نوسانی
rated quantity مقدار اسمی
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
r.m.s. value of a periodic quantity جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
certificate of quantity گواهی مقدار
certificate of quantity گواهی کمیت
magnetic quantity کیفیت مغناطیسی
certificating of quantity گواهی کمیت
batch quantity کمیت گروهی
pulsating quantity کمیت ضربانی
peridic quantity کمیت تناوبی
pseudoscalar quantity کمیت شبه عددی
contract quantity حجم قرارداد
copy quantity مقدارکپی
electrical quantity مقدار الکتریسیته
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
input energizing quantity اندازه تحریک ورودی
economic order quantity حد مطلوب سفارش
quantity theory of money نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
phase of a sinusoidal quantity فاز کمیت سینوسی
quantity theory of money نظریه مقداری پول
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
damped sinusoidal quantity کمیت سینوسی میرنده
quantity theory of money and prices نظریه مقداری پول و قیمت
demand versus quantity demanded تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
constant سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constant فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد
constant کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant دادهای که مقدارش ثابت است
constant آنچه تغییر نمیکند
constant ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant پایدار
constant ثابت قدم
constant باثبات استوار
constant وفادار
constant دائمی
constant ثابت
constant عدد ثابت
constant مداوم
constant ثابت دایمی
constant پایا
constant همیشگی
constant مقدار ثابت
velocity constant ثابت سرعت
overall formation constant ثابت تشکیل کلی
lattice constant ثابت شبکه
cryoscopic constant ثابت انجماد سنجی
rydberg constant ثابت ریدبرگ
coupling constant ثابت جفت شدن
cosmological constant ثابت کیهان شناختی
attenuation constant ثابت تضعیف
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
numeric constant ثابت عددی
newton constant ثابت نیوتون
velocity constant ضریب سرعت
decay constant ثابت تباهی
real constant ثابت حقیقی
planck's constant ثابت پلانک
physical constant ثابتهای فیزیکی
inertia constant ثابت اینرسی
weiss constant ثابت وایس
curie constant ثابت کوری
instability constant ثابت ناپایداری
screening constant ثابت پوشش
ionization constant ثابت یون
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
constant speed سرعت ثابت
constant return بازده ثابت
constant of the cone زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
constant of motion ثابت حرکت
constant luminance روشنایی ثابت
constant factors عوامل ثابت
constant error خطای ثابت
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
constant current جریان دائم
constant capital سرمایه ثابت
constant cost قیمت ثابت
constant potential اختلاف پتانسیل ثابت
multiplying constant مضرب ثابت
constant current شدت ثابت
boltzmann constant ثابت بولتزمان
boltzmann constant ثابت بولتزمن
constant pressure فشار ثابت
calibration constant ثابت درجه بندی
constant power توان دائمی
constant power توان ثابت
madelung constant ثابت مادلونگ
magnetic constant پرمئابیلیته ی در خلاء
magnetic constant ثابت مغناطیسی
constant cost هزینه ثابت معادل cost fixed
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
stefan's constant ثابت استفان
spring constant ضریب فنریت
frequency constant ثابت فرکانس
formation constant ثابت تشکیل
force constant ثابت نیرو
field constant ثابت میدان
rate constant ثابت سرعت
equilibrium constant ثابت تعادل
gas constant ثابت گاز
constant voltage ولتاژ ثابت
Constant of integration ثابت انتگرال گیری [ریاضی]
gas constant ثابت گازها
stability constant ثابت پایداری
Napier's constant عدد نپر [ریاضی]
shielding constant ثابت حفافتی
Napier's constant عدد [ ایی ] [حرف لاتین] [ریاضی]
physical constant ثابت فیزیکی [فیزیک]
absorption constant ضریب جذب
propagation constant ثابت انتشار
dissociation constant ثابت تفکیک
figurative constant ثابت تلویحی
ebullioscopy constant ثابت غلیان نمایی
hubble constant ثابت هابل
planck's constant کوانتوم کنش
proportionality constant ثابت تناسب
dielectric constant ثابت دی الکتریک
electric constant ثابت الکتریکی
gravitational constant ثابت گرانش
disintegration constant ثابت تلاشی
solar constant ثابت خورشیدی
gravitational constant ثابت جاذبه
constant potential distribution توزیع با ولت ثابت
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
floating point constant ثابت ممیز شناور
constant current motor موتور با امپر ثابت
constant current distribution توزیع با شدت ثابت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com