Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
time pressure
فشار زمانی
Search result with all words
pressure of time
فشار زمانی
Other Matches
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
اعمال فشار کردن
I'll let you know when the time comes ( in due time ) .
وقتش که شد خبر میکنم
f.pressure
فشارمایع
pressure
فشار
pressure
سنگین
pressure
فشردن مضیقه
pressure
فشار هوا
pressure
بار
pressure
بار سنگین مصائب وسختیها
pressure from outside
فشار از بیرون
[خارج]
pressure
مشقت
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
absolute pressure
فشار مطلق
axial pressure
فشار مرکزی
axial pressure
فشار اسهای
group pressure
فشار گروهی
atmospheric pressure
فشار جو
atmospheric pressure
فشار اتمسفری
head pressure
ارتفاع فشاری
atmospheric pressure
فشار هوا
back pressure
فشار عقب نشینی
loss of pressure
افت فشار
pressure surface
سطح پیزومتریک
lateral pressure
فشار جانبی
uplift pressure
فشار بالابرنده
vapor pressure
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
pressure gage
فشارسنج
ice pressure
رانش یخ
vapor pressure
فشار بخار
vapour pressure
فشار بخار اب
high pressure
قوی
high pressure
فشار زیاد
ambient pressure
فشار محیط
wind pressure
فشار باد
intermediate pressure
فشار متوسط
intake pressure
فشار ورودی
wheel pressure
فشار چرخ
increase of pressure
افزایش فشار
acoustic pressure
فشار صوتی
inflationary pressure
فشار تورمی
initial pressure
فشار ابتدایی
water pressure
فشار اب
impact pressure
نیروی اصابت فشار ترکش
impact pressure
فشار اصابت
partial pressure
[فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
air pressure
فشار هوا
hydraulic pressure
فشار هیدرولیکی
hydraulic pressure
فشار اب
hydrostatic pressure
فشار ایستائی
hydrostatic pressure
فشار عمق اب
hydrostatic pressure
فشار عمق
hydrostatic pressure
فشار ایستابی
pressure cookers
دیگ زودپز
internal pressure
فشار درونی
wave pressure
فشار حاصل از موج
critical pressure
فشار بحرانی
soil pressure
رانش خاک
collapse pressure
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
earth pressure
فشار حاصل از خاک
earth pressure
رانش خاک
earth pressure
فشار خاک
economic pressure
فشار اقتصادی
edge pressure
فشار لبه
effective pressure
فشار موثر
He always works best under pressure .
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
The pressure of the atmosphere
فشار جو ؟( اتمسفر )
equilibrium pressure
فشار تعادلی
centre of pressure
مرکز فشار
center of pressure
مرکز فشار
excess pressure
فشار اضافی
dynamic pressure
فشار پویا
dynamic pressure
فشار محرکه درونی
dynamic pressure
فشار دینامیکی
contact pressure
فشار تماس
contact pressure
فشار تماسی
kinetic pressure
فشار سینتیک
deflationary pressure
فشار انقباضی
constant pressure
فشار ثابت
deflationary pressure
فشار ضدتورمی
diastolic pressure
فشار خون انبساطی
diastolic pressure
فشار دیاستولی
differential pressure
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
direct pressure
فشار مستقیم
compression pressure
فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
direct pressure
تعاقب کردن مستقیم دشمن
discharge pressure
فشار تخلیه
external pressure
فشار خارجی
external pressure
فشار برونی
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
bearing pressure
فشار بردگاهی
bearing pressure
فشار تکیه گاهی
pressure control
کنترلفشار
barometric pressure
فشار بارومتری
barometric pressure
فشار جو
pressure change
تغییراتفشار
pressure bar
قسمتفشار
gauge pressure
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
back pressure
فشار متقابل
back pressure
پی فشار
back pressure
فشار مخالف جریان اصلی درسیستمهای بسته سیالات
bearing pressure
فشار یاطاقان
gage pressure
فشار مانومتری
brush pressure
فشار زغال
water under pressure
آبتحتفشار
brake pressure
نیروی ترمز
flow pressure
فشار روان ابی
seepage pressure
فشار روان ابی
boost pressure
فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
blast pressure
فشار کوره بلند
pressure vessel
فشار
pressure vessel
فرف
pressure tube
لولهفشار
pressure screw
پیچفشرده
pressure plate
صفحهنگهدار
pressure dial
درجهفشار
gage pressure
فشار گیج
back pressure
فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
pressure cook
دیگ زودپز
pressure cook
دردیگ زودپزپختن
pressure cook
تحت فشار پختن
pressure curve
منحنی فشار
pressure curve
خم فشار
pressure device
ماسوره فشاری
pressure device
عامل فشاری مین
pressure drop
افت فشار
pressure face
سمت فشار
pressure fraction
کسر فشاری
pressure gauge
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure gauge
فشارسنج
pressure gaverner
ناطم فشار
pressure casting
قطعه ریخته گری فشاری
pressure cabin
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
blood pressure
فشارخون
blood pressure
فشار خون
pitot pressure
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pore pressure
فشار درونی
barometric pressure
فشار هوا
pressure groups
گروه فشار
pressure group
گروه فشار
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
pressure adjustment
تنظیم فشار
pressure altitude
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure balance
فشارسنج
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure gaverner
تنظیم کننده فشار
pressure gradient
گرادیان فشار
pressure head
ارتفاع فشار
pressure weld
جوش دادن فشاری
pressure weldable
قابل جوشکاری فشاری
pressure welding
جوش فشاری
pressure welding
جوشکاری فشاری
pulse pressure
فشار نبض
radiation pressure
فشار تشعشع
reduced pressure
فشار کاهیده
reservoir pressure
فشار مخزن
social pressure
فشار اجتماعی
sound pressure
فشار صوت
systolic pressure
فشارخون انقباضی
swelling pressure
فشار در اثر ازدیاد حجم
static pressure
فشار ایستایی
pressure wave
موج فشار
pressure transducer
مبدل فشار
pressure tendency
گرایش فشار
pressure hull
بدنه ضد فشار
pressure lamp
چراغ تلمبهای
pressure lubrication
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure of speech
فشار تکلم
pressure points
نقطههای گیرنده فشار
pressure regulator
شیر تنظیم
pressure regulator
شیر فشار شکن
pressure sense
حس فشار
sense of pressure
حس فشار
pressure suit
لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
pressure surface
سطح فشار
pressure sweeping
روبیدن فشاری
pressure taping
انشعاب فشار سنجی
static pressure
فشار ثابت هوا
molding pressure
فشار قالب
partial pressure
فشار جرئی یا سهمی
low pressure
منطقه کم فشار
starting pressure
فشار استارت
total pressure
فشار کل
manifold pressure
فشار گازگاه
oil pressure
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
mean effective pressure
فشار موثر متوسط
oil pressure
فشارسنج روغن
to bear pressure upon
فشار اوردن بر
tire pressure
فشار هوای لاستیک
reacted pressure
فشار واکنش شده
to be under deadline pressure
عجله داشتن
molding pressure
فشار پرس
low pressure
سهل العبور
partial pressure
فشار جزئی
partial pressure
فشار جزیی
osmotic pressure
فشار اسمزی
pressure front
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
low pressure
فشار کم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com