English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
to chop dowm a tree درختی را انداختن
Other Matches
dowm از کار افتاده
dowm پایین
tree bench [bench encircling a tree trunk] نیمکت [دور تنه ] درخت
to chop something off زدن چیزی
to chop something off بریدن چیزی
to chop something off قطع کردن چیزی
to chop f. ریزریزکردن
to chop out بیرون امدن
to chop up ریزریزکردن
to chop up قیمه کردن
chop گوشت دنده
chop گوشت کتلت
to chop in دخالت درگفتگوکردن
to chop out درسطح پدیدارشدن
chop ریز ریز کردن
chop پاس بریده
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chop کنار گذاشتن دادهای که موردنیاز نمیباشد
chop ضربه پیچشی
chop ضربه بریده
chop ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
chop گام کوتاه
chop کات کشیدن
chop زیر امر قرار گرفتن یا قراردادن ناو
chop بریدن
chop جداکردن
chop شکستن
chop تعویض کنترل عملیاتی یکانها
to chop logic منطق بافتن
chop suey چاپ سویی
binary chop جستجوی دودویی
french chop گوشت دنده
to chop and change دو دل بودن
to chop and change پیوسته تغییررای دادن
to chop back ناگهان تغییرجهت دادن
to chop meat گوشت خردکردن یاقیمه کدرن
to chip [to chop off] لپ پریده شدن [کردن] [با ضربه جدا کردن] [تکه تکه یا ریز ریز کردن]
chop house خوراک خانه
chop house رستوران
to chop fine ریزریزکردن
to chop off somebody's head سر کسی را بریدن
mutton chop دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
tree شاخسار
tree درتنگنا قرا ردادن
tree بشکل درخت شدن
tree بدرخت پناه بردن
tree شجره النسب درخت کاشتن
tree مین میکند
tree قالب کفش چوبه دار
tree فرمان TREE
tree درخت
before the tree جلو درخت
tree شجر
the f. of a tree برگهای درخت
tree of heaven درخت عرعر
strawberry tree توت فرنگی درختی
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
threaded tree درخت پیچ دار
the root of a tree ریشه درخت
tree house خانه بالای درخت
tree sort مرتب کردن درختی
tree planting درختکاری
tree network شبکه درختی
tree diagram نمودار درخت
stunted tree درخت رشد نکرده وکوتاه
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
to spray a tree داروی ویژه بردرختی افشاندن تا انکه میکربهای ان کشته شود
tree farm خزانه درخت
joshua tree درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
summer tree شاه تیر
summer tree حمال
to girdle a tree پوست درخت راحلقهای بریدن
summer tree تیرسردر
the pith of a tree مغز درخت
to girt a tree دوردرختی راپیمودن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
tree structure ساخت درختی
tree structure ساختار درخت
tree structure ساختاردرختی
Deciduous tree درخت برگریز
oak tree درخت بلوط
the foot of the tree پای درخت
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
walnut tree درخت گردو
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
pulm tree درخت نارگیل
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree درختی را آراستن
to prune a tree درختی را آراستن
Coniferous tree درخت جوزدار [ از فامیل کاج ]
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
tree surgery تشریح علمی درخت
tree traversal تقاطع درختی
unordered tree درخت نامرتب
gum tree درخت صمغ
ornamental tree درختتزئینی
tree frog قورباغهدرختی
tree pruner درختآرا
tree trunk ساقهاصلیدرخت
tree-lined درختکارینشده
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
He uprooted the tree . درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
A tree is known by its fruit . <proverb> درخت با میوه هایش شناخته مى شود .
A tree is known by its fruit. <proverb> درخت از میوه اش شناخته مى شود.
date tree درخت خرما
lemon tree درخت لیمو
hat tree کلاه اویز
decision tree درخت تصمیم
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
decision tree مسیر تصمیم گیری
ebony tree خرماندو
crown tree شمع
cornel tree درخت زغال اخته
coffee tree درخت قهوه
clothes tree چنگک لباس
clothes tree چوب لباسی
dragon tree درخت خون سیاووشان
fig tree درخت انجیر
grass tree نوعی زنبق استرالیایی
genealogical tree نسب نامه
genealogical tree شجره نامه
gender tree سلسه دودمان نسب نامه
gender tree شجره نامه
gallows tree چوبه دار
cross tree رابط عرضی دکلها
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
fir tree درخت صنوبر
christmass tree ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
chocolate tree درخت کاکائو
cherry tree درخت گیلاس
axle tree میله میان دو چرخ
apple tree درخت سیب
almond tree درخت بادام
agriot tree چوب چپق
abel tree درخت سپیدار که نام لاتین ان alba populus است
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
family tree شجره نامه
family tree نسب نامه
family tree شجره
china tree شالسنجان
china tree زیتون تلخ
chaste tree فلفل بری
chaste tree دل اشوب
box tree درخت شمشاد
boot tree قالب چکمه یا پوتین
binary tree درخت دودوئی
binary tree درخت دودویی
bean tree درخت خرنوب
barren tree درخت بی میوه
balsam tree درخت بلسان
plane tree درخت چنار
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
mastic tree درخت چاتلنغوش
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
sorrel tree ترشک درختی
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
mulberry tree درخت توت
smoke tree بوته سماق
ordered tree درخت مرتب شده
parse tree درخت تجزیه
pear tree درخت گلابی
shoe tree قالب کفش
planer tree درخت ازاد
plum tree درخت الو
plum tree درخت گوجه
ridge tree کش بالای شیروانی
roof tree کش بالای شیروانی
roof tree کش دیرک افقی چادر
saddle tree قلتاق
mastic tree درخت بنه
margosa tree ازاد درخت شالسنجان
margosa tree زیتون
judas tree درخت ارغوان
peach tree درخت هلو
in the green tree بخت سبز
in the green tree خوشبخت
in the green tree سرسبز
i saw one climbing the tree یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
spindle tree اونموس
he is up a gum tree کاردبه استخوانش رسیده است
locus tree درخت اقاقیا
spanning tree روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
margosa tree تلخ
sorrel tree درخت ترشک
spanning tree زیرگرافی از یک گراف
locust tree درخت اقاقیا
locus tree درخت خرنوب
spanning tree درخت پوشا
snow ball tree گل بدماغ
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
the tree sheltered us fromrain درخت مارا ازباران پناه داد
bald animal or tree درخت یا حیوان برهنه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com