Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
to dishonour a bill
براتی را فکول کردن
Search result with all words
dishonour a bill
نکول
Other Matches
dishonour
نکول بی احترامی کردن به
dishonour
ابروریزی بی شرفی
dishonour
رسوایی
dishonour
تجاوزکردن به عصمت
dishonour
برگرداندن چک
dishonour
قابل پرداخت نبودن
dishonour
خودداری از پرداخت
dishonour
نکول برات
dishonour
نکول کردن
dishonour
تعهد خود رامحترم نشمردن
dishonour
ننگین کردن
dishonour
ننگ
dishonour
بیحرمت کردن
dishonour
بد حسابی عدم پرداخت
dishonour a contract
قرارداد را محترم نشمردن
notice of dishonour
گواهی عدم پرداخت
bill
سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill
گزارش جریان دعوی
bill
حواله
bill
قبض
bill
اسنادبازرگانی
bill
تهیه کردن صورتحساب
bill
دادخواست
bill
بیجک
bill
اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill of e.
برات
got through (the bill got through the ma
لایحه از مجلس گذشت
way bill
بارنامه دریایی
way bill
بارنامه راه اهن
way bill
بارنامه
way bill
سند حمل
to f. the bill
واجدشرایط بودن
bill nye
صورتحساب
bill
صورتحساب
The bill, please.
لطفا صورت حساب.
May I have my bill, please?
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
the bill
صورت حساب
bill
سند
bill
نوک
bill
منقار
bill
نوعی شمشیرپهن
bill
نوک بنوک هم زدن
bill
لایحه
bill
صورتحساب دادن
bill
برات
bill
اسکناس
bill
قبض صورتحساب
omnibus bill
لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
cranes bill
شمعدانی
cranes bill
یکجورانبرجراحی
hook bill
منقارعقابی
members bill
member
member's bill
طرح قانونی
long bill
نوک دراز
play bill
اگهی نمایش
play bill
اعلان نمایش
protect a bill
وجه براتی را تامین کردن
sight bill
حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
sight bill
برات دیداری
clearing a bill
محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
short bill
برات کم مدت
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
road bill
بارنامه
retiring a bill
براتی را تسویه کردن
hook bill
منقار نوک برگشته
creditor's bill
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
due bill
سند بدهی
crow bill
انبرگلوله کش
cross bill
شکایت متقابل
cross bill
لایحه دفاعیه
creditor's bill
به ورثه میدهد
due bill
برات پرداختنی
financial bill
لایحه مالی
first reading of a bill
شوراول لایحه
fly bill
اعلان دستی
fly bill
اگهی دستی
foreign bill
حواله ارز خارجی
foreign bill
برات ارزی
foreign bill
برات خارجی
foreign bill
برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
hard bill
پرندگان سخت منقار
hawk bill
لاک پشت ابی
hawks bill
لاک پشت منقار دار
currency of a bill
مدت برات
soft bill
پرنده منقار نازک حشره خوار
show bill
تابلو اعلان نمایش
watch bill
لوحه نگهبانی ناو
wage bill
لیست حقوق
victualling bill
پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
usance bill
برات به وعده
twin bill
دو مسابقه توام در یک برنامه
true bill
اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
treasury bill
اسناد خزانه
transit bill
پروانه عبور
transit bill
اجازه عبور
bill poster
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
bill posters
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
a hefty bill
صورتحساب سنگینی
I think there is a mistake in the bill.
من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
How much is my telephone bill?
صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
foot the bill
<idiom>
پرداختن
fill the bill
<idiom>
مناسب برای همه جا
double bill
مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
training bill
برنامه اموزشی
to veto a bill
لایحه قانونی راردکردن
the bill is undue
وعده برات نرسیده است
the bill is overdraw
سر رسید برات منقضی شده است
the bill has come to maturity
موعد پرداخت برات منقضی شده است
the bill has come to maturity
وعده پرداخت برات رسیده است
stork's bill
برگ عطر
stork's bill
گل عطر
stork's bill
شمعدانی عطر
station bill
جدول محلها
station bill
لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
through bill of exchange
بارنامه سراسری
to talk out a bill
مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
to rush a bill through
لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to protean a bill
وجه براتی راتامین کردن
to bill and coo
باهم غنج زدن
to bill and coo
بوسه بازی کردن
time bill
برنامه حرکت قطار
time bill
سفته مدت دار
through bill of lading
بارنامه سراسری
soft bill
مرغ مگس خوار
bill of indictment
کیفر خواست
bill of exceptions
صورت استثنائات
bill of exception
اعتراض نامه
bill of entry
افهارنامه ورودی
bill of entry
افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of divorce
طلاق نامه
bill of disfranchise
disfranchise
bill of costs
صورت هزینه دادرسی
bill of attainder
لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill hook
دهره
bill hook
دستعاله
bill exchange
برات
bill exchange
برات بازرگانی
bill of exchange
حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exchange
برات ارزی
bill of exchange
برات مبادلهای
bill of indictment
ادعانامه
bill of indictment
کیفرخواست
bill of indicment
ادعا نامه
bill of indicment
کیفر خواست
bill of guarantee
ضمانتنامه
bill of goods
فهرست تجارتی
bill of goods
صورت کالا
bill of exgchange
سفته
bill of exgchange
برات
bill of exchange
برات
bill broker
واسطه تنزیل
bill broker
دلال برات
accommodation bill
برات دوستانه
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
bill of fare
هزینه سفر
bill of fare
برنامه
bill of fare
صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare
صورت غذا
bill of rights
منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
bill of rights
اعلامیه حقوق
bill of rights
قانون اساسی امریکا
bill of rights
اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of health
گواهی صحت مزاج
bill of health
گواهی تندرستی
accommodation bill
سفته دوستانه
air bill
بارنامه محموله هوایی
airway bill
بارنامه حمل هوایی
bill book
دفتر بروات
bill board
تخته لنگر
battle bill
فهرست استعداد رزمی ناو
battle bill
لوحه جنگی ناو
banker's bill
صورتحساب بانکی
banker's bill
صورت تبدیل ارز
bank bill
حواله بانکی
bank bill
اسکناس
bank bill
برات بانک
appropriation bill
صورت ضبط اموال
bill of health
گواهی بهداشت
bill of sale
بیع نامه
bill of material
صورت قطعات
bill of material
فهرست مواد
bill of materials
فهرست مواد
bill of materials
صورت حساب مواد
bill of oredit
اوراق قرضه دولتی
bill of oredit
اسنادخزانه
bill payable
برات قابل پرداخت
bill of particulars
شرح خواسته
accommodation bill
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
bill of poreclosure
poreclosure
bill of quantites
سیاهه چندی ها
bill of quantities
فهرست مقادیر
bill of quantities
صورت مقداری
bill of sale
صورت فروش
bill of sale
فاکتور
bill of sale
سند فروش
blank bill
براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com