Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
to file past
رژه رفتن
Search result with all words
file past
رژه رفتن
Other Matches
past
پیش ماقبل
past
گذشته
past
بعد از مافوق
past
سابقه
past
دور از پیش از
past
درماورای
past
گذشته از ماورای
past
ماضی
past
پیشینه وابسته بزمان گذشته
past
پایان یافته
the past
چیزی که در گذشته پیش آمد و تمام شد
what is the past of go
چیست
what by gone or past
مافات
What is past is past . what is gone is gone .
گذشته ها گذشته
we cannot undo the past
اب رفته بجوی برنمیگردد
for some time past
مدتی
for some time past
تا چندی پیش
He is past work.
دیگر از سن کار کردنش گذشته
During the past few days.
طی چند روز گذشته
he is a past master in
او در استاد یا کهنه کار است
In the course of the past centuries.
درطی قرنهای گذشته
half past two
دوونیم
for some time past
درگذشته
i went past the house
از پهلوی ان خانه رد شدم
we cannot undo the past
چیز گذشته را نمیتوان برگرداند
it is minutes past
ساعت سه وپنج دقیقه است 5دقیقه از3 گذشته است
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is past cure
از علاجش گذشته است مافوق انست که بتوان علاج کرد
to sweep past
اسان رفتن
past masters
استاد قدیمی
past master
استاد قدیمی
past master
استاد پیشین
it is 0 minutes past four
ده دقیقه از چهار می گذرد
past tense
زمان گذشته
past performances
سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
the year past
سال گذشته
march past
رژه رفتن
to sweep past
تندگذاشتن
make up for the past
جبران مافات کردن
the present and the past
گذشته و حال
the present and the past
حال و گذشته
past or preterite d.
ماضی مطلق
march past
رژه
the past tense
زمان ماضی ماضی مطلق
it is past reclaim
دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
it is past reclaim
دیگر قابل اصلاح یااستردادنیست
past participles
اسم مفعول
past participle
اسم مفعول
past perfect
ماضی بعید
the present and the past
اکنون و گذشته
past masters
استاد پیشین
see in the past makes saw
فعل see در گذشته sawمیشود
to rank past
رژه رفتن
to march past
رژه رفتن
past years
سالهای گذشته
the past tense
زمان گذشته
spike past the block
ابشار را پشت پای مدافعان کوبیدن
on old woman past sixty
پیرزنی بیش از شصت سال داشت
put (something) past someone (negative)
<idiom>
ازکار شخص متعجب شدن
We are past that sort of thing .
دیگر این کارها از ماگذشته
her prime of life is past
عنفوان جوانی وی گذشته است
past perfect tense
ماضی بعید
Whistle past the graveyard
<idiom>
تلاش برای بشاش ماندن در اوضاع وخیم
To review the past in ones minds eye .
گذشته را از نظر گذراندن
In times past . In olden days .
درروزگاران قدیم
I walked past the shop ( store ) .
از جلوی فروشگاه گذشتم
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring.
در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
file name
نام پرونده
to file off or away
زدودن
to file off
رژه رفتن
to keep on file
درپرونده نگاه داشتن
to file off or away
باسوهان بردن
keep on file
بایگانی کردن
com file
در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
file name
نام فایل
to keep on file
ضبط کردن
com file
COفایل
file
اهن سای
file
اصلاح کردن
file
ستون کردن بایگانی کردن
file
به خط کردن
file
پرونده ستون
file
ستون
file
بایگانی
file
رژه رفتن
file
ساییدن پرداخت کردن
file
پرونده
file
دسته کاغذهای مرتب
file
صورت
file
فهرست
file
قطار
file
صف درپرونده گذاشتن
file
بایگانی کردن
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file
در صف راه رفتن
file
بخشی از داده روی کامپیوتر
file
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
file
سوهان زدن
I/O file
داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
associated file
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
associated file
وقتی فایل را انتخاب می کنید
file
ردیف صف به صف کردن
associated file
سیستم عامل به طور خود کار از ابتدای برنامه کار بردی آغاز میکند
file
سوهان
file
فایل
hidden file
فایل پنهان
hidden file
فایل مخفی
partitioned file
پرونده جزء بندی شده
open file
فایل باز
indian file
ستون یک
open file
ستون باز شطرنج
pc file iii
یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
random file
فایل تصادفی
program file
فایل برنامه
problem file
پرونده مسئلهای
polishing file
سوهان صیقل
policy file
پرونده خط مشیها و دستورات
piggyback file
فایلی که بدون اجبار به کپی مجدد ان می توان رکوردهایی را به انتهای ان اضافه نمود
pif file
فایل PIF
PCX file
روش ذخیره سازی فایل تصویر گرافیکی در دیسک
granfather file
نگهداری می شوند
needle file
سوهان سوزنی
multivolume file
فایل چندحجمی
inverted file
فایل معکوس
inverted file
فایل وارونه
invisible file
فایل نامرئی
labeled file
پرونده برچسب دار
logical file
فایل منطقی
logical file
پرونده منطقی
granfather file
یک طرح حفافتی که در ان سه فایل جدید
local file
فایل محلی
inverted file
فایل معکوس شده
file keeper
بایگان
multivolume file
نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
multivolume file
فایل بسیار بزرگی که نیازمندبیش از یک بسته دیسک
multireel file
پرونده چند حلقهای
mill file
سوهان دستی
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
master file
شاه پرونده
grandfather file
سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
random file
پرونده تصادفی
volatile file
فایل فرار
trickle file
فایل چکهای
transaction file
فایل تراکنش پرونده تراکنش
transaction file
فایل تغییرات
transaction file
پرونده تراکنش
to bite a file
اب درهاون ساییدن
to bite a file
اهن سردکوبیدن
three square file
سوهان سه گوش
threaded file
پرونده نخی
threaded file
فایل نخی
the rank and file
توده مردم عادی
the rank and file
توده ارتش
the rank and file
سربازان
volatile file
پرونده فرار
WAV file
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
to file for bankruptcy
اعلان ورشکستگی کردن
file leader
سردسته
to file a petition
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to file an application to somebody
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
suspension file
پوشهآویزان
spike file
بایگانیسوزنی
rotary file
پروندهچرخشی
file guides
راهنمایپرونده
expanding file
فایلگسترده
work file
فضای کاری که برای کار جاری اشغال شده است
work file
نوار مغناطیسی که برای فایل خراب شده به کارمی رود
WAVE file
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
text file
فایل متن
text file
فایل نوشتاری
test file
پرونده ازماینده
single file
ستون یک
single file
یک ردیف ستون
single file
صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
shared file
فایل اشتراکی
sequential file
پرونده ترتیبی
sequential file
فایل ترتیبی
scratch file
فایل چرکنویس
scratch file
فایل موقتی
scratch file
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
scratch file
نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
round file
سوهان گرد
resource file
فایل منبع
report file
فایل گزارش
single file
به ستون یک حرکت کنید
single file
به ستون یک
tape file
پرونده نواری
tang of file
محور سوهان
tag file
پرونده برچسب
tag file
فایل برچسب
system file
فایل سیستم
suspense file
پرونده بلاتکلیف
suspense file
پرونده معلق
string file
پرونده رشتهای
static file
فایل ایستا
static file
پرونده ایستا
source file
فایل مبدا
son file
فایل پسر
son file
آخرین گونه کاری یک فایل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com