English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English Persian
to fly at a higher game همت برچیزعالی ترگماشتن
Other Matches
higher up عضو ارشد
higher up ارشد
higher up رئیس
higher up برتر
higher بالاتر
higher education اموزش عالی
derivatives of higher order مشتقهای مرتبه بالا [ریاضی]
higher brain centers مراکز عالی مغز
higher mental processes فرایندهای عالی ذهن
higher order conditioning شرطی سازی سطح بالا
higher order factor عامل مرتبه بالا
to invoke a higher power به مقامی بالاتر رجوع کردن [برای کمک]
mean higher high water ارتفاع متوسط پیشرفت اب دریا
raise to a higher power افزایش دادن نما
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
game and game یک بیک
game and game یکدست ویکدست
game keep شکاربان
game keep قرق چی
the game is up بازی تمام شد
game keep پاسبان شکار
the game is on بازی دایر است
the best game out بهترین بازیکه تاکنون پیداشده است
game وسیلهای که در دست قرار می گیرد تا نشانگر یا تصویر گرافیکی را در بازی کامپیوتری حرکت دهد
i was very u. at that game خیلی در ان بازی بد اوردم
name of the game <idiom> قسمت اصلی یک موضوع
the game is up بازی باخت
game مسابقههای ورزشی
game شوخی
game آنچه برای لذت و آرامش بازی شود
game سرحال
game اهل حال
game سرگرمی دوربازی بازی کردن
game هرنوع ورزش بامقررات
game شکار گرفته شده
game معیوب
game کامپیوتر مخصوص
game joystick و آداپتور نمایش فقط برای بازی کردن
game تفریح کردن
game دست انداختن
game بازی کامپبیوتری با نرم افزار مخصوص
game اتصالی که joystick را به کامپیوتر وصل میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
game شکار
game چلاق
game بازی
game مسابقه
game سرگرمی شکار
game جانور شکاری
game یک دوربازی
skin game فریبکاری
shell game گردو بازی
three knights' game بازی سه اسب
to die game مردانه جان دادن
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
to game away one's money درقمارپول ازدست دادن
to kill game شکارزدن
to make game of دست انداختن
shell game قمار با گردو
suspension of the game تعویق و تاخیر بازی
small game پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
team game بازی گروهی
skin game تقلب درقمار
small game پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
skin game قمار از روی تقلب
spanish game بازی شطرنج اسپانیایی روی لوپس
stoppage of the game توقف بازی
short game ضرورت کنترل ضربههای کوتاه
to make game of مسخره کردن ریشخند کردن
to play the game رعایت قانون راکردن باشرافت رفتارکردن
fair game شکار قانونی
fair game آماج روا
fair game طعمهی حاضر و آماده
fair game دست انداختنی
fair game مسخره کردنی
waiting game صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
game cartridge محلورودیبازی
long game بازی با لزوم ضربههای طولانی
parlour game بازیخانوادگیمثلبازیباکلمات
Do you know how to play this game ? این بازی رابلد هستید ؟
fair game <idiom> موضوع تهاجم
football game بازی فوتبال
a whole new ball game <idiom> یک ماجرای کاملا متفاوت
Now that you're here, it's a whole new ball game. حالا که اینجایی قضیه خیلی فرق می کند.
a game of chess یک مسابقه شطرنج
fair game شکار مجاز
board game بازی روی تخته
ball game شرایط وضعیت
to spoil ones game نقشه یاکارکسیراخراب کردن
two pawns game بازی دو پیاده در سیستم روسی در دفاع گرونفلد
two person game بازی دو نفره در تئوری بازیها
upland game پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
vienna game بازی وینی شطرنج
war game جنگ ازمون
war game مانورنظامی عملیات جنگی اموزشی
war game اجرای بازی جنگ
war game بازی جنگ کردن
war game بازی جنگ
zero sum game بازی با جمع صفر در تئوری بازیها
ball game ورزش یا بازی با توپ
ball game گوبازی
ball game مسابقه
ball game هماورد
big game شکار حیوانات بزرگ
power game بازی قدرتی
game bag خرجین شکاری
game ball توپ بازی
game bird یک امتیاز
game bird پرنده موردنظر درشکار
game clock ساعت ورزشگاه
game cock خروس جنگی
game cycle دوره بازی
game cycle دورههای عملیاتی بازی جنگ
game fish ماهی مجاز برای صیادی
game fish ماهی موردنظر
game fowl مرغ شکاری
game fowl خروس جنگی
game fowl نژاد خروس جنگی
game keeper قرق چی
four knight's game بازی چهار اسب
exhibition game بازی نمایشی به نفع خیریه
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
video game بازی دیدنی
adventure game بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
arcade game بازی پیشرفتهای که روی یک ماشین در محل عمومی انجام میشود
baseline game بازی در انتهای زمین تنیس
centre game بازی مرکزی
choose up game بازی غیررسمی
closed game بازی بسته
acrade game نوعی بازی تصویری کامپیوتری که توسط ماشین هایی با سکه پول کار می کنند
complete game یک بازی کامل از طرف توپزن
computer game بازی کامپیوتری
crampet game بازی شطرنج
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
enter the game وارد بازی شدن
game keeper قرق چی میدان
game law قانون شکار
game theory این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
ground game روش استفاده از مانور دویدن
off hand game بازی جنبی
hard game بازی دشوار
italian game بازی شطرنج ایتالیایی جوئوکو پیانو
laws of the game مقررات مسابقه
losing game بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
middle game وسط بازی
off hand game بازی غیررسمی
open game بازی باز شطرنج
passing game حمله با استفاده از پاس به جلو
perfect game یک سری بازی بولینگ با 21استرایک
perfect game باحداکثر 003 امتیاز
game theory تئوری بازی
game theory نظریه بازی
game management شکاربانی
game management شکارداری
game of chance بازی قمار
game plan استراتژی بازی
four handed game بازی چهارنفره
game playing playing computerizedgame
game point امتیاز پایانی
game theory نظریه بازیها
Shall we play a game of cards? یک مسابقه ورق با هم بازی بکنیم؟
scotch four knights' game بازی چهاراسب اسکاتلندی شطرنج
pre game drills تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
two person zero sum game در تئوری بازیها
to deal out [card game] کارت دادن [ورق بازی]
queen's pawn game بازی پیاده وزیر شطرنج
big game reel قرقره صید ماهیهای بزرگ
semi open game بازی شطرنج نیمه باز
this game is proper to spring این بازی مخصوص بهار است
two person zero sum game بازی دو نفره با مجموع صفر
video game machine ماشین بازی تصویری
to play a poor game بدبازی کردن
computerized game playing بازیهای کامپیوتری
to play a poor game ناشی بودن مهارت نداشتن
half giuoco game بازی نیمه جوئوکو شطرنج
game misconduct penalty 01 دقیقه اخراج بازیگرخطاکار
She is romantically inclined. She i8s game. از دو حال خارج نیست
He plays a beautiful game of volleyball. مثل ماه والیبال بازی می کند
The football players are warming up before the game ( match) . هنوز درگرما گرم موضوع است ( کاملا" متوجه نیست ؟ هنوز گرم است )
To let the cat out of the bag . To spI'll the beans . To give the game away . موضوعی را لو دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com