English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (7 milliseconds)
English Persian
to gain a victory پیروزشدن
to gain a victory فیروزشدن ففرکردن
to gain a victory فاتح شدن
Search result with all words
gain a victory پیروز شدن
to gain a victory over پیروزشدن بر
to gain a victory over ففریافتن بر غلبه کردن بر
Other Matches
victory پیروزی
victory فیروزی
victory ففر
victory فتح و ففر
victory فتح
victory پیشروی
victory غلبه
victory فتح نصرت
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
sudden victory پیروزی در وقت اضافی
secure of victory مطمئن به پیروزی
moral victory کسیکهعلیرغمشایستگیمسابقهاشراواگذارکردهاست
victory stele لوح پیروزی
win a victory فاتح شدن
win a victory پیروز شدن
to scramble a victory بزحمت برنده [پیروز] شدن
victory lap دور قهرمانی
victory day روز پیروزی
to win victory فتح کردن
moral victory برندهواقعی
to win victory ففرکردن
to ease to a victory به سادگی برنده شدن [ورزش]
to win victory پیروزشدن
gain over ربودن
gain over سوی خود کشیدن
gain on نزدیک شدن به
gain به دست آوردن
It is a gain . اینهم خودش غنیمت است
to gain on نزدیک شدن به
to gain on کم کم پیش رفتن سوی خردخردفراگرفتن
to gain over سوی خودکشیدن
to gain a over پیش افتادن از
to gain a over برتری یاتفوق جستن بر
to gain a over پیشدستی کردن بر
to gain over ربودن
to gain over باخودهم رای کردن
gain over با خود همراهی کردن
gain سود بردن بهره
gain بهره
gain زیاد شدن
gain بهبودی یافتن رسیدن
gain افزوده
gain افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gain جلوبردن توپ
gain حصول تحصیل منفعت کردن
gain تقویت
gain بهره برداری
gain دستیابی داشتن به یک فایل
gain بدست آوردن
gain نائل شدن پیشرفتن
gain کسب کردن باز یافتن
gain پیدا کردن
gain حصول
gain افزایش
gain بهره تقویت
gain بدست اوردن
gain صرفه استفاده
gain نفع
gain سود بردن
gain فایده بردن
gain منفعت
gain سود
gain ground <idiom> به جلو رفتن
No gain without pain. <proverb> بدون رنج چیزى بدست نمى آورى .
to gain ground upon شدن به
to gain ground upon نزدیک
to gain ground تجاوزکردن تعدی کردن
gain the ear <idiom> رگ خواب کسی را به دست آوردن
no pain no gain <proverb> نابرده رنج گنج میسر نمی شود
to gain hearts جلب قلوب کردن
transducer gain بهره دگرسازی
to gain a ccess تقرب جستن
to gain time به بهانه گذراندن
to gain time دست بدست کردن
to gain the day پیروزشدن
gain control کنترلصدا
voltage gain بهره ولتاژ
paranosic gain بهره اصلی بیماری
to gain in nealth شفایافتن
to gain in nealth بهبودی یافتن
You are going to gain weight. if you let yourself go. اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
to gain ground پیشرفت کردن
to gain any ones ear نمودن
directive gain تقویت انتن
gain time اغتنام وقت کردن
gain time اغتنام وقت
gain time دفع الوقت کردن
gain score نمره افزوده
antenna gain بهره انتن
gain or loss سود یا زیان
gain opportunity فرصت را مغتنم شمردن
gain opportunity اغتنام فرصت کردن
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
gain ground خاک دشمن راتصرف کردن تجاوز و تعدی کردن
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
gain ground پیشروی کردن
secondary gain بهره ثانوی بیماری
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
energy gain بازده انرژی
laser gain بهره لیزر
lateral gain پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
light gain تقویت نور
maximum gain تقویت حداکثر
loss and gain ضرر و منفعت
loss and gain زیان و سود
gain opportunity اغتنام وقت کردن
primary gain بهره اصلی بیماری
to gain a ccess باریافتن
To gain an advantage. کسب امتیاز کردن
to gain any ones ear کسیرا اماده شنیدن حرفی
open loop gain بهره تقویت در حلقه باز
maximum power gain تقویت توان حداکثر
maximum in power gain تقویت قدرت حداکثر
closed loop gain بهره تقویت درطبقه بسته
capital gain tax مالیات بر سود سرمایه
to gain the upper hand تفوق جستن
to gain the upper hand غلبه یافتن
to gain the upper hand غالب شدن
to gain the upper hand پیش بردن
automatic gain control نافم خودکار فزونسازی
automatic gain control کنترل بازده بطور خودکار
low frequency current gain تقویت جریان فرکانس پایین
high frequency current gain تقویت جریان فرکانس بالا
gated automatic gain control تنظیم بهره با کلید خودکار
keyed automatic gain control تنظیم بهره با کلید خودکار
low level current gain تقویت جریان در سطح پایین
To gain full control of the affairs . To have a tight grip on things. کارها را قبضه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com