English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 16 (3 milliseconds)
English Persian
to get cracking شروع کردن [به کاری] [اصطلاح روزمره]
Search result with all words
cracking شکستن هیدروکربورهای متشکله نفت خام و تبدیل ان به هیدروکربورهای سبکتر
cracking ترک خوردگی
cracking شکافتگی
cracking شکستن
cracking تجزیه
cracking وارد کردن گرما و معمولافشار برای شکستن هیدروکربنهای کمپلکس گاه درحضور کاتالیزور
cracking کراکینگ
advance cracking ترکهای عمیق
cat cracking کراکینگ با کاتالیزور
cold cracking ترک خوردگی فلز سرد
map cracking ترکهای نقش وار
resistance to cracking مقاوم در برابر شکستگی
season cracking ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
To set to work. To get cracking. دست بکار شدن
get cracking <idiom> عجله کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com