English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (2 milliseconds)
English Persian
to put to the issue بطور متنازع فیه مطرح کردن
to put to the issue در معرض داوری گذاشتن
Search result with all words
issue بر امد
issue پی امد
issue نشریه فرستادن
issue بیرون امدن
issue خارج شدن
issue صادر شدن
issue ناشی شدن
issue انتشار دادن
issue رواج دادن
issue نژاد
issue نوع
issue عمل
issue کردار اولاد
issue نتیجه بحث
issue موضوع شماره
issue موضوع
issue مسئله
issue صادرکردن
issue توزیع
issue توزیع کردن
issue مسئله قضیه تحویل جنس
issue صدور مطلب
issue صادر کردن
issue انتشار دادن صدور
issue انتشار
issue موضوع دعوی
issue ممر
issue افتتاح کردن
side issue موضوع فرعی
side issue مسئله فرعی
at issue موضوع بحث
bank of issue بانک ناشر اسکناس
basic issue items وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
basic of issue مبنای توزیع
basic of issue مبنای واگذارکردن اقلام
bond issue صدور اوراق قرضه
fiduciary issue اسکناسهای اعتباری
free issue materials موادی که خریدار جهت تولیدکالای موردنیاز خود به سازنده میدهد
free issue system سیستم انبارداری که در ان جهت گرفتن کالا نیاز به برگ درخواست نمیباشد
general issue ملزومات ارتش
general issue تدارکات عمومی ارتش
gratuitous issue اماد پیشکشی
gratuitous issue لباس پیشکش
he rode me off on a side issue نکته فرعی پیش اورده مراازاصل مطلب پرت کرد
issue a credit افتتاح اعتبار
issue a guarantee صدور ضمانتنامه
issue commissary مسئول توزیع
issue commissary کارپردازی یادفتر توزیع
issue note برگه صدور
issue of fact نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
issue of law نکتع موضوع بحث که درتطبیق قانون پیدا میشود
issue pea داغ نخود
issue price قیمت اعلام شده
issue priority تقدم توزیع اماد
issue priority ترتیب تقدم توزیع
join issue with a person با کسی وارد مرافعه یا دعوی شدن
loose issue تدارکات روباز
loose issue تدارکات خارج شده از بسته بندی
of no issue بی نتیجه
of no issue بیهوده
over issue زیاد انتشاردادن
over issue اضافه براعتبار رواج دادن
to issue instructions دستور صادر کردن
unit of issue واحد توزیع
unit of issue مبنای توزیع
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
I wI'll not comment on this issue. درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
To settle the issue one way or the other. تکلیف کاری راروشن ( یکسره ) کردن
Dont sidetrack the issue. خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
Lets pass on (proceed) to the main issue. برویم سر مطلب اصلی
To lock horns with someone. To take issue with someone. با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
Dont confuse the issue . Dont get it all mixed up . شلوغش نکن
It is not advisable for you to take up issue with me (take me on). صلاحت نیست با من طرف بشوی
May be I can interest you in this issue . شاید بتوانم علاقه شما را به این مطلب جلب نمایم
To bring a matter to successful issue . کاری را به نتیجه رساندن
To deliberately fudge the issue . To gloss it over . موضوعی را ماست مالی کردن
To stick to the main topic ( issue ). از موضوع اصلی خارج نشدن
to die without issue بدون اولاد مردن
to revisit an issue مسئله ای را بازدید کردن
starting with the issue of July 1 هنگامی که با نشریه اول ژوئن شروع کنیم
to issue marching order دستور پیشروی دادن [ارتش]
This question is not at issue. بحث روی این موضوع نیست.
issue a warning اخطار صادر کردن
issue [outcome] نتیجه [بحثی ]
issue [outcome] بر آمد
issue [outcome] پایان
to carry something to a successful issue چیزی را با موفقیت به پایان رساندن
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
issue [of something] [ID card or check] صدور [چیزی] [کارت شناسایی] [چک]
the German issue مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
Without wishing to belittle [disparage] [denigrate] the importance of this issue, I would like to ... بدون اینکه اهمیت این موضوع را پایین بیاورم من میخواهم ...
I feel relieved because of that issue! خیال من را از این بابت راحت کردی!
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com