English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (5 milliseconds)
English Persian
to stake off مساحتی را میخچه کوبی کردن
Search result with all words
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stake گرو
stake شرط
stake شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stake بچوب یا بمیخ بستن
stake قائم کردن
stake محکم کردن
stake شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stake دستک
stake تیرک
stake میخ چوبی
stake میله چوبی
aiming stake شاخص کوچک
aiming stake دستک نشانه روی
at stake در خطر
at stake د ر گرو
at stake نامعلوم موضوع بحث
handicap stake مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
he suffered at the stake زنده سوخته شد
he suffered at the stake او را زنده سوزاندند
stake driver بوتیمار معمولی امریکایی
stake driver تیرکوب
stake holder کسی که پول شرط بندی یاثمن معامله را به او می سپارند
stake truck کامیون نرده دار
sweep stake شرط بندی اسب دوانی
to increase the stake داو کردن
to stake money on something سرچیزی شرط بندی کردن پول روی چیزی گروگذاشتن
stake-out تحت نظر قراردهی
stake-out زیرنظر گیری
stake-out محل تحت مراقبت
stake-outs تحت نظر قراردهی
stake-outs زیرنظر گیری
stake-outs محل تحت مراقبت
stake pocket جیبتودهای
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com