Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English
Persian
to struck dumb
گیج کردن
to struck dumb
مات کردن
Other Matches
dumb well
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
dumb
زبان بسته
dumb
لال کردن خاموش کردن
dumb
بی معنی
dumb
لال
dumb
بی صدا کند ذهن
dumb
گنگ
to strike dumb
مات ومبهوت کردن
to strike dumb
گنگ کردن
dumb waiter
رستوران سیار
dumb vessel
شناوه بدون خدمه
dumb terminal
ترمینال گنگ
dumb terminal
پایانه صامت ترمینال غیر هوشمند
deaf and dumb
کرو لال
dumb waiter
آسانسور غذا بر
dumb waiter
گاری تاقچهدار
dumb waiters
آسانسور غذا بر
dumb waiters
گاری تاقچهدار
dumb waiters
رستوران سیار
dumb bunny
<idiom>
شخص خنگ واحمق
dumb terminal
وسیله جانبی که فقط میتواند داده را از یک کامپیوتر دریافت کند ولی نمیتواند آن را پردازش کند
dumb show
نمایش بااشاره وحرکات
dumb show
پانتومیم
dumb ague
نوبه دزده
dumb bell
میله اهنی دوسرگلوله داربرای ورزش
dumb barge
کرجی بی بادبان یابی موتور
dumb language
زبان حال
dumb language
زبان بی زبانی
dumb lighter
barge
dumb show
نمایش صامت وبدون حرف
dumb chamber
اطاق بی روزنه
to struck off
قلم زدن
to struck off
قطع کردن کم کردن
to struck off
چاپ زدن
to struck out
قلم زدن
to struck out
خط زدن
to struck out
پاک کردن
to struck up
بهم زدن شروع بزدن کردن
to struck off
چاپ کردن
struck
درحال اعتصاب
struck
هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
struck
بصورت پسوند نیز بکار رفته وبمعنی ضربت خورده و مصیبت دیده یا مصیبت زده میباشد
to struck off
زدن
deaf and dumb alphabet
الفبای کروگنگ
panic struck
دست پاچه بی جهت سراسیمه
light struck
در اثرنور محو وتار شده
horror struck
رمیده
planet struck
وحشت زده ستاره زده
horror struck
وحشت زده
thunder struck
رعدزده
light struck
نور دیده
light struck
نور زده
stage-struck
عاشق هنرپیشگی و صحنهی نمایش
stage-struck
شیفتهی بازیگری
panic struck
وحشت زده
planet struck
گرفتن نحوست سیارات
struck with teror
زیاد ترسیده
thunder struck
صاعقه زده
thunder struck
مات مبهوت
thunder struck
حیرت زده
the hour has struck
موقع بحران رسید
the hour has struck
زنگ ساعت زده شد
sun struck
افتاب زده
horror-struck
رمیده
struck with teror
وحشت زده
horror-struck
وحشت زده
the ship struck a arock
کشتی باصخره تصادم کرد
the ship struck a arock
کشتی بسنگ خورد
His nave was struck off the list.
نامش را از فهرست زده اند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com