English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (8 milliseconds)
English Persian
to study for the bar درس حقوق خواندن
to study for the bar تحصیل حقوق کردن
Search result with all words
study تحصیل
study درس
study مطالعه
study غور بررسی
study موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study تحصیل کردن مطالعه کردن
study درس خواندن خوانش
study بررسی کردن
study بررسی
study تحقیق
study طرح ازمایشی
case study بررسی موردی
case study مورد پژوهی
allport vernon lindzey study of values ارزش سنج الپورت- ورنون- لیندزی
application study بررسی پذیرش اماد
application study بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
area study بررسی منطقه
area study بررسی منطقهای
capability study مطالعه امکان انجام کار
child study کودک پژوهی
empirical study بررسی تجربی
empirical study بررسی ازمودی
feasability study مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
feasability study مطالعات اجرایی
feasibility study امکان سنجی
feasibility study مطالعه امکانپذیری
feasibility study مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
feasibility study مطالعه امکان سنجی
field study بررسی میدانی
graduate study تحصیلات دانشگاهی
he applied him self to study دست بتحصیل زد
he applied him self to study مشغول تحصیل شد
methodical study بررسی روشمند
methods of economic study روشهای مطالعه علم اقتصاد
motion study حرکت پژوهی
motion study مطالعه ی حرکت
motion study تحرک سنجی
my unwillingness to study بی میلی من نسبت بتحصیل بیزازی من از تحصیل
pilot study بررسی مقدماتی
rozenzweig picture frustration study ناکامی سنج مصورروزنزوایگ
s.for study میل به تحصیل
s.for study ذوق تحصیل
self study مطالعه پیش خود
staff study بررسی ستادی
study for bar دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
study habits عادتهای مطالعه
symonds' picture study test ازمون تفسیر تصاویرسایموندز
system study مطالعه سیستم
threat study بررسی امکانات رزمی دشمن
threat study بررسی توسعه تهدید دشمن
time and motion study بررسی زمان و حرکت
time study بررسی زمانی
time study man وقت نگه دار
to make a study of something چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
to make a study of something برای بدست اوردن چیزی کوشیدن
to study out با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
to study persian زبان فارسی تحصیل کردن
to study up خود را اماده امتحانات کردن
What is your branch of study? رشته تحصیلیتان چیست ؟
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
After dinner he likes to retire to his study. پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
brown study عالم رویا و هپروت
study عیار گرفتن
study محک زدن
study تجزیه کردن
study مطالعه کردن
study بررسی کردن
study تحقیق کردن
study ارزیابی کردن
study سنجیدن
I have to study من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com