Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (1 milliseconds)
English
Persian
to stumble against a rock
گیرکردن به سنگ یاخوردن به سنگ
Other Matches
stumble
سکندری خوردن سهو کردن
stumble
لغزیدن
stumble
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
to stumble in one's speech
درسخنرانی اشتباه کردن
rock
صخره
rock
تکان
rock
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock
جنباندن
rock
جنبیدن
rock
خاره
rock
تکان دادن
the rock
جبل الطارق
rock
جنبش
rock
سنگ خاره صخره
rock
تخته سنگ یا صخره
rock
تکان نوسانی دادن
rock
جنباندن نوسان کردن
rock
سنگ
rock-like
صخرهمانند
rock wool
پشم کوهی
rock work
خاره یا صخره مصنوعی
rock wash
پوشش سنگی
rock work
کوه مصنوعی
rock sucker
مارماهی دریایی
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
rock pitons
انواع میخهای سنگ نوردی
rock pigeon
کبوتر کوهی
rock toe
سنگچین پایاب
rock oil
نفت
rock hewn
از کوه کنده شده
rock dyke
سنگریز
rock fill
سنگریز
rock erosion
از بین رفتن سنگ در اثرخراش
rock fever
حصبه جبل الطارق
rock flour
سنگارد
rock flour
ارده سنگ
rock goat
بزکوهی
rock goat
مرال
rock work
دیوار کوه نما
to rock to sleep
جنباندن
rock pool
استخرکوچک
rock-climber
صخرهنورد
rock-climbing
صخرهنوردی
rock-hard
بینهایتسخت
rock the boat
<idiom>
واژگون کردن
As firm as a rock .
به محکمی آهن ( سنگ )
To stand like rock .
مانند کوه ایستادن
rock step
پایهصخرهای
rock basin
حوضهرودصخراهای
to rock the boat
<idiom>
گرد و خاک به پا کردن
[اصطلاح مجازی]
to rock to sleep
خواب کردن
rock music
موسیقیRock
as steady as a rock
<idiom>
مثل کوه
[استوار و ثابت]
under szturated rock
سنگ زیر اشباع
vitreous rock
سنگ شیشه نما
volcanic rock
سنگ خروجی
impervious rock
تختهسنگغیرقابلنفوذ
It is as hard as rock.
مثل سنگ سفت است
rock drill
مته سنگ شکن
rock'n'roll
رقص بحنبان وبچرخان
cap rock
پوش سنگ
crystalline rock
سنگ بلوری
rock'n'roll
رقص راک اندرول
rock cork
پنبه کوهی
eruptive rock
سنگ خروجی
eruptive rock
سنگ بیرون ریخته
fall of rock
ریزش سنگ
rock rubble
ریزش سنگ
hand placed rock
سنگفرش فکافته
broken rock
صخره
bituminous rock
سنگ قیری
rock and roll
رقص راک اندرول
rock and roll
رقص بحنبان وبچرخان
rock salt
نمک سنگی
rock garden
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
almond rock
گزبادامی
bed rock
سنگ کف
bed rock
سنگ مادر
detrital rock
سنگ اواری
rock flint
سنگ اتشزنه سیاه
rock bound
سنگ بست
rock bound
محاط بصخره
rock bound
دیریاب
rock bound
دشوار
rock brake
بسفایج معمولی
rock-bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock candy
نبات
rock candy
تبرزد
rock crystal
سنگ بلور
rock dove
کبوتر کوهی
rock bound
خاره بست
rock facing
سنگریز حفافتی
phosphate rock
سنگ فسفات
igneous rock
سنگ اذرین
igneous rock
سنگ خروجی
igneous rock
سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
layer of rock
لایه سنگی
mantle rock
سنگپوش
layer of rock
طبقه سنگی
to hit rock bottom
از نظر روحی خرد شدن
rock-bottom price
کمترین قیمت
to make the party rock
جشن را گرم کردن
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
zone of rock fracture
ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
zone of rock flowage
منطقه سنگهای روان
sluiced rock fill
سنگریز ابپاشی شده با فشار
natural rock asphalt
سنگ قیر
rock fill dam
سد سنگریز
rock fill dam
سد سنگی
A big rock rolled down the mountain.
سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com