English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (5 milliseconds)
English Persian
to swallow the pill تن بکاردشواری دادن بخواری تن دردادن
Search result with all words
to swallow a bitter pill تن بکاردشواری دردادن بخواری تن در دادن
a bitter pill to swallow <idiom> یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
Other Matches
swallow مری
swallow بلعیدن
swallow شیار قرقره تاکل
swallow فرو بردن بلعیدن
swallow فورت دادن
swallow عمل بلع
swallow چلچله
swallow پرستو
To swallow the bait . To be take in . گول خوردن
swallow tailed دم فاختهای
swallow hole سنگ چال
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
sea swallow چلچله دریایی
swallow tailed دم چلچلهای
swallow wort مامیران
sea swallow پرستوک دریایی
A bitter pI'll to swallow. چیز تلخ وناخوشایندی که باید پذیرفت
to take the pill [to be on the pill] [to go on the pill] قرص خوردن [طبق دستور از پزشک]
pill حب
pill حب دارو
pill دانه
pill حب ساختن
pill تل [گلوه های کوچک ایجاد شده در سطح پارچه و فرش]
pill قرص [داروسازی]
To swallow an insult . To gloss over. زیر سبیل درکردن
To swallow ones pride and request someone (to do something). نزد کسی رو انداختن ( تقاضایی کردن )
one swallow does not make a summer <proverb> با یک گل بهار نمی شود
swallow tail coat جامهای که پشت ان مانند دم چلچله چاک خورده
swallow tail coat جامه شب
fast pill ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
to gild the pill چیزناگواری راکه انسان ناچاراست تحمل نمایدبصورت خوشی دراوردن
pep pill داروی انگیزان
sleeping pill قرص خواب
to sugar the pill <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
to sweeten the pill <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
pill box قوتی حب
pill box حب دان
pill box قوطی گردونه کوچک
pill box خانه کوچک اشیان مسلسل
slow pill ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
pep pill قرص نیرو بخش
pep pill قوتی
pep pill قرص محرک
pill pool billiard بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
to sugar-coat the pill [American E] <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
To play safe . Not to swallow the bait. Not to commit oneself . Not to rise to the bait. دم به تله ندادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com