Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
to take long views
دور اندیشی کردن
Search result with all words
take long views
دوراندیش بودن
Other Matches
views
نظریه
views
منظور
views
بازدیدکردن
views
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است
views
نمایش
The views
بر نگرد
views
نظر
views
منظره
views
نما
views
نظریه عقیده
views
دید
views
چشم انداز قضاوت
views
دیدن
views
از نظرگذراندن
views
نیمرخ
views
نقطه نظر
views
دیدگاه
to have views upon somthing
چشم یاطمع بچیزی داشتن
to interchange views
تبادل نظر کردن
with the joint views of
با جلب نظر
to have short views
د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
it did not meet our views
منظور مارا انجام نداد نظرماراتامین نکرد
illiberal views
تنگ نظری
illiberal views
نظر پست
express one's views
افهار نظر کردن
exchange of views
رایزنی
dissolving views
منظرههای محوشده درفانوس شعبده
exchange of views
تبادل نظر
of narrow views
نظر تنگ
of narrow views
تنگ نظر
sane views
نظریات معقولانه یا معتدل
bird's eye views
منظرهای که از بلندی دیده میشود
bird's eye views
دورنما
bird's eye views
چشمانداز
bird's eye views
منظرهی هوایی
bird's eye views
نظر اجمالی
bird's eye views
دید کلی
showing partial views
اعمال نظر
showing partial views
اعمال نظر کردن
To exchange views with someone . . To compare notes with some one.
با کسی تبادل نظرکردن
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
See you again . So long.
به امید دیدار
long a go
مدت زیادی پیش
long on
موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long off
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
long little
پاینده باد
long little
زنده باد
for long
مدت زیادی
for long
خیلی
before long
بهمین زودی
before long
بزودی
at long last
اخرالامر
as long as
تا زمانیکه بمقدار زیاد
as long as
بمدت طولانی
as long as
ازوقتی که
as long as
از زمانیکه
at long last
بالاخره
as long as
بشرطی که
To wish (long) for something.
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
at long last
عاقبت
get a long with you
بروپی کارت
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
long a
مدت مدیدی بعد
long a
مدتهاپس ازان
long a go
مدتی پیش
very long
شعاع عمل زیاد
very long
برد خیلی زیاد
so long
خدا حافظ
so long as
مادامی که بشرطی که
so long as
تاوقتی که
so long
بامیددیدار
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
it will not take long
مدت زیادی نمیخواهد
how long
تاکی تاچه وقت چقدر
how long since is it?
چند وقت پیش بوده است
how long since is it?
چندوقت است
not long a
چندوقت پیش
not long a
مدتی نگذشته است
not long a go
چندی پیش
it will not take long
طولی
not long a go
همین تازگی ها
it will not take long
نخواهدکشید
long course
استخر 05 متر
I've known her at least as long as you have.
آشنایی من با او
[زن]
کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او
[زن]
است.
long
دیر گذشته ازوقت
long
کشیده
long
مدید
long-
دیر گذشته ازوقت
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to say so long to somebody
با کسی خداحافظی کردن
long-
مناسب بودن
long
دراز
long
طولانی طویل
long-
طی مسافت زیاد توپ
long-
توپ بلند به اوت
long-
بلند
long-
طولانی
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
long-
مدت زیاد
long
:اشتیاق داشتن
long-
مدید
long
مدت زیاد
long
بلند
long
طولانی
long
توپ بلند به اوت
long-
دراز
long
طی مسافت زیاد توپ
long
مناسب بودن
long-
طولانی طویل
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
as long as
<idiom>
به شرط اینکه ،به این شرط که
come a long way
<idiom>
برنامه بزرگی ریختن
long-
کشیده
long-
:اشتیاق داشتن
long tom
درخت الواراسترالیایی
long tom
تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long wind
دراز نفسی
long ton
تن بزرگ
long tongue
پر حرفی
long tongue
وراجی
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
long wind
طاقت زیاد دویدن
of long continvance
ماندگار
long shot
کسیکه درمسابقات
not long ago
چندی پیش
not long ago
اخیرا
night long
از سر شب تا بامداد
of long continvance
دیرپای
long windedness
پرگویی
long windedness
روده درازی
of long duration
دیرپای
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long shunt
شنت دراز
long sight
دوربینی
long sight
نظر دوررس
I will not detain you long.
خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
long sighted
دوربین
long shoreman
گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
long shore
وابسته بدریا کنار
long recoil
عقب نشینی طولانی
long robe
صورت کشیده
long robe
ردای بلند
long run
بلند مدت
long run
دراز مدت
long run
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long sea
دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long shore
کرانهای
long sighted
تیزبین
long sighted
دوراندیش
long sightedness
دوربینی
long suffering
بردباری رنجبری
long suffering
زحمت کشی
long term
دراز مدت
long term
طویل المدت
long term
بلند مدت
long thrust
وضعیت سخمه بلند
long thrust
سخمه بلند
long thrust
تک نفوذی طولانی یادوردست
long suffering
سختی کش
long suffering
زحمت کش
long sightedness
دور اندیشی
long siht
دور بینی
long siht
نظردور رس
long splice
پیوند بلند
long spot
موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long string
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long suffering
رنج کش
long suffering
رنجبر
long tom
توپ دریایی دور رس یاساحلی
Once in a while. At long intervals.
دیر به دیر
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
over the long run
<idiom>
درآخر
long adductor
ماهیچهبلندکشالهران
in the long run
<idiom>
آینده دور،درآخر
year-long
یک ساله
year-long
به مدت یک سال
In the long run right will out.
<proverb>
یق بالاخره آشکار مى شود .
How long will you be staying?
چه مدت میخواهید بمانید؟
What's taking so long?
چرا اینقدر طول میکشد؟
year-long
یک سال
How long does the crossing take?
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
How long does it take on foot?
پیاده چقدر طول می کشد؟
long-time
دراز مدت
long face
<idiom>
افسرده وغمگین
long palmar
ماهیچهیکفدستیبلند
With a long face .
با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
He did not live long enough to …
آنقدر عمر نکرد که ...
long-running
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long-lasting
طولانیمدت
long-awaited
زمانانتظار
long vacation
تعطیلاتتابستانی
long residue
پسماندهتولیدشده
long residue
باقیمانده
With a long face .
با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
How long were you away from Iran ?
چه مدت درایران نبودید ؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com