English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (5 milliseconds)
English Persian
to take the pill [to be on the pill] [to go on the pill] قرص خوردن [طبق دستور از پزشک]
Search result with all words
sleeping pill قرص خواب
pill حب
pill حب دارو
pill دانه
pill حب ساختن
fast pill ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
pill box قوتی حب
pill box حب دان
pill box قوطی گردونه کوچک
pill box خانه کوچک اشیان مسلسل
pill pool billiard بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
slow pill ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
to gild the pill چیزناگواری راکه انسان ناچاراست تحمل نمایدبصورت خوشی دراوردن
to swallow a bitter pill تن بکاردشواری دردادن بخواری تن در دادن
to swallow the pill تن بکاردشواری دادن بخواری تن دردادن
pep pill قرص نیرو بخش
pep pill قوتی
pep pill داروی انگیزان
pep pill قرص محرک
a bitter pill to swallow <idiom> یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
pill قرص [داروسازی]
pill تل [گلوه های کوچک ایجاد شده در سطح پارچه و فرش]
to sugar the pill <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
to sweeten the pill <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
to sugar-coat the pill [American E] <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com