English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
to wring water from a flint معجزه کردن
Other Matches
wring انتزاع کردن
to wring something from somebody [out of somebody] از کسی چیزی به زور گرفتن
to wring جامهای راچلاندن
wring با شکنجه گرفتن
wring پیچاندن
wring منحرف کردن
wring غصب کردن
wring به دست آوردن
wring به زورگرفتن
wring چلاندن
wring فشردن
flint سنگ اتشزنه ریگ چخماق
flint اتش زنه
flint سنگریزه
flint چیز سخت
flint سنگ فندک
flint سنگ چخماق
to give a wring چلاندن
to give a wring فشردن
flint hearted سنگدل
flint arrowhead سنگچخماقنوکتیز
flint glass فرف بلور
flint glass بلور
flint cern نوعی ذرت هندی
flint lock تفنگ
flint lock چخماقی
flint knife چاقویسنگچخماقی
rock flint سنگ اتشزنه سیاه
of the first water بهترین
water down <idiom> ضعیف شدن
water still دستگاه تقطیر اب
on the water در کشتی
by water از راه دریا
water آب
by water از راه رودخانه
water course حق المجری
water course حق الشرب
water course مجرای اب
water way مسیل
mean water میان اب
water way راه ابی
She let the water out . آب را ول کرد
water way ابراهه
by water با کشتی
first water بالاترین مقام
water ابگونه
water اب
to keep ones he above water از زیر بدهی بیرون آمدن
above water <adj.> روی آب
above water <adj.> شناور
to water آب دادن
to water something آب دادن [گیاه]
to water آب ریختن
first water درجه اول
water پیشاب
water اب دادن
f.water عرق رازیانه
water مایع
to p something with water اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
water heater ابگرم کن
water gas گاز اب
water proof دافع اب
water front جبهه رطوبتی
water proof رطوبت ناپذیر
water loss ابکاهی
water hyacinth سنبل ابی
water fowl پرنده ابی
water hole چاله اب
water gauge اب پیم
water glass شیشه محلول
water pump پمپ اب
water glass لیوان اب
water glass شیشه مایع
water guage فشار سنج اب
water hammer ضربت قوج
water hammer ضربت قوچ
water hardening سختگردانی با اب
water hazard مانع ابی در مسیر گوی گلف
water heater فرف ابگرم کن
water gauge اندازه اب نما
water glass اب شیشه
water hole سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water pressure فشار اب
water mill اسیاب
water moccasin مار سمی ابزی جنوب امریکا
water nymph الهه دریایی
water pepper زنجبیل سگ
water pepper فلفل ابی
water pipe لوله اب
water pipe تنبوشه
water point نقطه تقسیم اب
water polo بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
water plate بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water polo واترپولو
water polo واترپلو
water polo بازی فوتبال ابی
water mill اسیاب ابی
water meter اب سنج
water meter کنتور اب
water hyacinth وردالنیل
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jacket ابدان
water jacket صندوق اب
water jump مانع ابی
water jump چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level تراز اب
water level سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level سطح اب
water lily نیلوفر ابی
water line خط ابخور ناو
water logging ابسیری
water lowering زهکشی
water melon هندوانه
water pollution الودگی اب
water fowl مرغ ابی
surplus water ابهای مازاد
voidance water منجلاب
voidance water زیر اب
wade into the water راه رفتن در اب
waste water فاضلاب
water aspirator خرطوم ابی
water bag کیسه اب
water bailiff میراب
water bailiffs مامور تفتیش کشتیها در بندر
water balance بیلان اب
water bearer دلو
water bearer ساکب الماء
water bearer ریزنده اب ابریز
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
up to the middle in water تا کمر در اب
undermining by water اب رفتگی کف
undermining by water اب شستگی
swimming with water پرازاب
swimming with water غرق اب
table water سفره اب زیر زمینی
tap water اب شیر
water paint رنگ لعابی
the water was overknee اب از زانو میگذشت
to drink water اب خوردن
to drink water اب اشامیدن
to keep ones head above water خود را از بار بدهی رها کردن
to sniff up water اب رابه بینی کشیدن
to soften a water سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
to splash into water به اب زدن
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
underground water اب زیرزمینی
underground water اب درون زمین
water bed تشک ابی
water bonded اب بند شده
water boy بچه سقا
water cure علاج بااب معالجه بااب
water damage خسارت اب دیدگی
water displacement زهکشی کردن
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal فاضلاب
water disposal اگوکشی
water disposal ساختن اگو
water dog سگ ابی
water dog شناگر ماهر
water dog سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver مقنی
water fast رنگ نرو
water bailiffs مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water fast غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water fast پارچه شورنرو
water cure اب درمان
water cress شاهی اتی
water cooling خنک کردن بااب
water boy سقا
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen قمقمه
water car ارابه اب فروشان
water car ارابه اب پاش
water carriage حمل از راه اب
water carrier دلو
water circulation گردش اب
water coiour ابرنگ
water colour ابرنگ
water colour رنگاب
water colour نقاشی ابرنگی
water container فرف اب
water content درصد رطوبت
water cooling خنک کنندگی اب
water filter صافی اب
water intake مکندهآب
water under the bridge <idiom> همه چیز عوض شده
in hot water <idiom> در دردسر
THere is not even a ripple in the water . <proverb> آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread . <proverb> آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light . <proverb> آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live . <proverb> تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water آب آشامیدنی
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water آب گرم نیست.
some hot water مقداری آب گرم
some cold water مقداری آب سرد
mineral water آب معدنی
a glass of water یک لیوان آب
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com