English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (5 milliseconds)
English Persian
to writes down ثبت کردن
to writes down واردکردن یادداشت کردن
Search result with all words
writes نوشتن
writes تالیف کردن
writes انشاکردن
writes تحریر کردن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes ثبت رای کتبی
writes رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes کسر کردن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes با اب وتاب شرح دادن
writes وسیله ارسالی که میتواندداده راسوی رسانه مغناطیسی بنویسد
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
writes وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
writes حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes قراردادن متن یا داده روی دیسک یا نوار
he writes for the papers برای روزنامه هامقاله مینویسد
he writes himself captain درنوشتن خودراسروان مینامد
to writes down a person چیزی برضدکسی نوشتن وازان راه اورابی اعتبارکردن
He writes with the left hand. با دست چپ می نویسد
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com