English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 254 (13 milliseconds)
English Persian
top road محلعبورفوقانی
Search result with all words
trunk road راه پر رفت و امد
trunk road راه پر امدو شد
slip road سربالایی اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road فرازبند
road بجاده
road راه
road معبر
road طریق خیابان
road راه اهن
road جاده
road شارع
road گذرگاه
road خیابان
ring road راه کمربندی
main road جاده اصلی
main road راه اصلی
road block سد جاده
road block راه بند
road block مانع روی جاده
road blocks سد جاده
road blocks راه بند
road blocks مانع روی جاده
access road جاده دسترسی
access road راه دسترسی
access road راه دستیابی راه کمکی
access road راه اتصالی
road building جاده سازی
road construction جاده سازی
axial road جاده طولی
axial road جاده طولی منطقه مواصلات
bituminous road جاده یا خیابان اسفالت
by the side of the road در کنار جاده
carriage road راه درشکه رو
concrete road vibrating tamper دستگاه کوبنده ارتعاشی بتن
controlled access road راه با ورودی محدود
limited access road راه با ورودی محدود
cross road چهارراه
cross road تقاطع جاده
cross road محل تقاطع دو جاده چهارراه
cross way=cross road چهارراه
dangerous goods by road agreement موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
dual carriageway road راه با دو شوسه جدا
dual carriageway road راه بادو جاده
earth road راه خاکی
exit road راه خروجی
exit road راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
frontage road شوسه کناری
frontage road جاده کناری
granger road قطارغله
granger road راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
gravel road راه شنی
sand road راه شنی
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
high road شاهراه
high road جاده عمده
in the road مانع راه
in the road درسر راه
knight of the road راهزن پیاده
link road راه فرعی
local road راه محلی
major road راه با حق تقدم
major road راه با حق پیش افت راه با پیش افت
metalled road جاده شوسه یا اسفالته سرد
motor road جاده موتور سواری
municipal road راه روستایی
municipal road راه فرعی
off road racing مسابقه مخصوص در مسیر وزمینهای ناهموار
off road racing مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
on the road در راه
on the road مسافر
one way road راه یکطرفه
one way road راه یک سویه
pack road جاده مال رو
paved road راه روکش شده
paved road راه پوششدار
paved road راه روسازی شده
post road جاده پستی
post road جاده چاپارخانه دار
private road شارع خاص
profile of the road نیمرخ جاده
profile of the road خط پروژه
provincial road جاده محلی
public road شارع عام
radial road راه شعاعی
reduction of road از بین بردن موانع جاده
road a مسیرجاده
road bed کف جاده
road bed زیر سازی
road bill بارنامه
road book راه نامه
road book راهنما
road bridge پل راه
road bridge راه پل
road bridge پل خیابان
road builder راهساز
road builder جاده ساز
road building machine ماشین جاده سازی
road building slag شلاکه جاده سازی
road capacity فرفیت جاده
Other Matches
on the road <idiom> سفر کردن
two way road راه دو سویه
two way road راه دو طرفه
to take to the road راهزنی کردن
to take to the road راهزن شدن
the road شارع عام
the road شاهراه
Are we on the right road for ... ? آیا ما در جاده درستی برای ... هستیم؟
road system شبکه راهها
secondary road جاده فرعی یا درجه 2
secondary road جاده درجه دو
rules of road قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
royal road اسهل طرق
royal road اسان ترین راه
state road شاهراه
road work دویدن جادهای در تمرین بوکس
road junction تقاطع راه
road junction تقاطع جاده
road junction چهارراه
skid road جاده لیز ولغزنده
shoulder of road شانه راه
service road جاده کناری جاده سرویس
tall road راه با جدار
temporary road راه موقت
the impediment of a road موانع جاده
road maker کارگر راه
service road شوسه کناری
road traffic امد وشد خیابان
road traffic ترافیک جاده ترافیک خیابان
road traffic رفت و امد خیابان
road racer دونده ماراتون
road race دو ماراتون
road plantation درختکاری راه
road oil روغن برای راهسازی
road oil نفت راه
road net شبکه جاده ها
road movement حرکات روی جاده
road movement راهپیمایی
road metal قلوه سنگ
road assistance امداد جادهای
road marking نشانه گذاری راه
road marking علامت راه
road reconnaissance عملیات شناسایی جاده ها
road roller جاده صاف کن
road time زمان عبور از جاده
road time یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
road time زمان حرکت ستون در روی جاده
road test ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
road tar قطران برای راه
road tanker اتومبیل مخزن دار
road system شبکه راهسازی
road surface رویه راه
road space فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
road side کنار جاده یا خیابان
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
road roller غلطک ویژه جاده صاف کنی
road making راه سازی
to hog the road بی اعتنا به حقوق سایررانندگان درجاده تجاوز کردن
a corduroy road جاده باتلاقی [که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
Road signs علائم راهنمایی و رانندگی جاده
Where does this road lead to? این جاده به کجا میرود؟
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
middle of the road <idiom> سردوراهی گیرکردن
road hog <idiom> راننده بیابان
hit the road <idiom> ترک کردن (معمولابرای ماشین)
get the show on the road <idiom> شروع کار روی چیزی
To widen a road . جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
road sweeper ماشین خاکروب
road ditch آبرو [جوی] کنار راه
road ditch راه آب [کنار جاده]
road ditch خندق جاده
road hole چالاب
road hole دست انداز
road hole گودی
The road is blocked. راه بسته است
The road was greasy. جاده چرب بود ( لغزنده )
where does this road lead to این راه بکجا میرود
uneven road جاده ناهموار
tote road جاده مخصوص حمل لوازم وذخایر به محلی
to stand across the road درمیان جاده ایستادن
to maintain a road نگهداری کردن
to maintain a road جادهای را
third class road جاده درجه سه
the road was impaired جاده خراب شد
the road was impaired جاده خراب بود
the road to tehran راه یا جاده تهران
the road to happiness راه خوشبختی
middle-of-the-road میانه رو
middle-of-the-road بیطرف
The road was blocked. راه بسته بود
Road Town توانائیدرقضاوتعادلانه
road sense جنسی
road sense کلمه
slippery road مسیرسراشیبی
road number شمارهخیابان
road narrows جادهباریکمیشود
road communications ارتباطجادهای
haulage road جادهکشش
bottom road راهزیرین
the impediment of a road پا گیرهای جاده
road foundation زیر پی راه
road haulage حمل از طریق جاده
road haulage حق عبور
road clearance تخلیه جاده
road haulier حمل کننده جادهای
road clearance تخلیه کردن جاده
road haulier حمل کننده کالا از طریق خشکی
road capacity کشش جاده ازنظر حداکثر ترافیک
road metal سنگ سنگ فرش
road guard پلیس راه
road guard ژاندارم
road engineer مهندس راه
road engineer مهندس جاده سازی
road embankment خاک ریزی جاده
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
road foundation پی راه
road discipline مقررات عبور و مرور روی جاده
road contractor پیمانکارجاده
road contractor مقاطعه کار جاده
road clearance انضباط و نظم حرکت در جاده
road foundation شالوده راه
road hog راننده متجاوز بحقوق سایررانندگان درجاده
road junction سه راه
road movement graph گرافیک راهپیمایی
road movement graph منحنی مسیر راهپیمایی
peripheral road [British E] شاهراه پیرامونی
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
international road transport ترابری بین المللی جاده ای
international road haulage حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
a low-traffic road خیابان کم رفت و آمد
road making material مصالح راهسازی
road making material مصالح راه
He was involved in a road accident. او [مرد] در یک تصادف جاده ای بود.
road movement table جدول راهپیمایی
there is no royal road to learning <proverb> تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
road works ahead جادهدردستاحداثاست
cross section of a road بخشعرضیجاده
village road bridge پل روستائی
road traffic offences جرائم راهنمایی و رانندگی
road transport vehicle ماشین باری
road transport vehicle کامیون
single carriageway road راه با یک شوسه
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
road movement table جدول حرکت و راهپیمایی
single carriageway road راه با یک جاده
The new road is 40 miles long . جاده جدید 40 میل طول دارد
The road has been washed a way of floods. سیل جاده راشسته است
major international road signs عمدهترینعلائمجهانیجاده
Straight hair (road,line). موی ( جاده و خط ) صاف
to shift freight traffic from road to rail حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
major North American road signs عمدهترینعلائمجادهایدرآمریکایشمالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com