English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English Persian
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
Other Matches
totem توتم
totem روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totem روح یاجانورحامی شخص
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
poles نیزه پرش با نیزه
poles دستک
poles شمع
poles دکل
1 and 2 are poles apart. <idiom> ۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند [بسیار متفاوت هستند] .
like poles قطبهای همنام
They are poles apart. یک دنیا باهم فرق دارند ( بسیار متفاوتند )
poles قطب باطری
poles قطب دار کردن
poles دسته بلند چیزی
poles تیردارکردن
poles با تیر یا دیرک محکم کردن
poles لهستانی
poles قطب
poles میله پرچم
poles تیر چراغ برق
poles پایه
poles تیر
poles نیش ماگنترون
under bare poles با دکل خالی بی بادبان
poles of the universe قطبهای عالم
pitch of poles گام قطبها
magnetic poles قطبهای مغناطیسی
poles of the universe قطبهای اسمانی
lance poles پایه نیزهای سیم کشی
lance poles پایههای سیم کشی
geomagnetic poles قطبهای ژئومگنتیکی
geographical poles قطبهای جغرافیایی
celectial poles قطبهای عالم
celectial poles قطبهای اسمانی
growth poles قطبهای رشد
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com