Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
tractor feed printer
چاپگر تغذیه شده تراکتوری
Other Matches
tractor feed
روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
tractor feed
تغذیه کاغذ پیوسته
tractor feed mechanism
مکانیسم تغذیه تراکتوری
tractor
تراکتور یا ماشین شخم زنی گاو اهن موتوری
tractor
تراکتور
tractor
قایق اب خاکی شنی دار
pusher tractor
تراکتور چرخ زنجیری که اسکریپر را هنگام خاکبرداری به حرکت درمی اورد
amphibious tractor
خودروشنی دار اب خاکی
caterpillar tractor
تراکتور کاترپیلار
crawler tractor
تراکتور
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
two wheel tractor
تراکتور دوچرخه
wheel tractor
فرمانتراکتور
tow tractor
تراکتوربکسل
tractor unit
قسمتتراکتور
tractor engine
موتورتراکتور
snow tractor
تراکتور برف
track layting tractor
تراکتور چرخ زنجیری
crawler type tractor
تراکتور نوع خزنده
diesel engined tractor
تراکتور دیزلی
Bobtail
[tractor unit]
[American English]
تراکتور
[کامیون بدون تریلر]
printer's d.
پادوی چای خانه
printer
چاپگر
printer
صاحب چاپخانه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
مطبعه
printer
چاپ کننده
non impact printer
که حالت حرف ریبون روی کاغذ را گرم نمیکند
non impact printer
چاپگر
matrix printer
چاپگر ماتریسی
magnetic printer
چاپگر مغناطیسی
impact printer
چاپگر ضربهای
graphics printer
چاپگر گرافیکی
impact printer
چاپگرتماسی
impact printer
چاپگر برخوردی
image printer
چاپگر نقطه ماتریسی که قابلیت تولید خروجی متن وگرافیک با کیفیت بالا را دارد
magnetic printer
پرینتر
drum printer
چاپگر طبلهای
drum printer
چاپگراستوانهای
drum printer
چاپگر طبله
electronic printer
چاپگر الکترونیکی
electrosensitive printer
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
electrostatic printer
چاپگر الکترواستاتیکی
electrothermal printer
چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
electrothermal printer
چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
electrothermal printer
چاپگرحرارتی برقی
nonimpact printer
چاپگر غیر تماسی
nonimpact printer
چاپگر غیربرخوردی
optical printer
چاپگر نوری
printer port
قسمتاتصالبهچاپگر
serial printer
چاپگر سری
spark printer
چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
thermal printer
چاپگر حرارتی
thimble printer
چاپگر کامپیوتری که از نوک چاپ مشابه wheel-daily استفاده میکند ولی به شکل انگشتانه است
thimble printer
چاپگر انگشتانهای
contact printer
اتصالچاپگر
xerographic printer
چاپگر تصویربردار از عکس چاپگر تصویر بردار
xerographic printer
که جوهر باردار جذب میشود به محل تصویر باردار
xerographic printer
چاپگر
printer table
میزچاپگر
serial printer
چاپگر نوبتی
page printer
چاپگر صفحهای
parallel printer
چاپگر موازی
printer driver
برنامه راه انداز چاپگر
printer font
فونت چاپگر
printer font
قلم چاپگر
printer machine
ماشین چاپ
printer machine
دستگاه چاپ
printer stand
پایه چاپگر
printer's ink
مرکب چاپ
record printer
اشاره گر رکورد
wheel printer
چاپگر چرخ دوار
chain printer
چاپگرزنجیرهای
line printer
وسیله چاپ اطلاعات با سرعت بالا خروجی به صورت خط در دقیقه است
chain printer
چاپگر زنجیری
line printer
چاپگر خطی
bar printer
چاپگر میلهای
bidirectional printer
چاپگر دو طرفه
ball printer
چاپگری که از توپ فلزی کوچک روی سط حی که حروف شکل می گیرند تشکیل شده است
ball printer
چاپگر توپی
band printer
چاپگری که حروف آن روی قوپ فلزی متحرک قرار دارد
character printer
چاپگر دخشهای
bar printer
چاپگری که در آن حروفی که روی بازو هستند به کاغذ می چسبند یا چاپ می شوند
barrel printer
نوعی چاپگر که حروف روی لوله چرهان آن قرار دارند
barrel printer
چاپگر بشکهای
laser printer
چاپگر لیزری
line printer
چاپگر سطری
console printer
چاپگر کنسول
color printer
چاپگر رنگی
character printer
چاپگر کاراکتری
character printer
چاپگرعلامتی
band printer
چاپگر نواری
write black printer
چاپگری که تونر آن نقط های که توسط لیزر گرم شده است در هنگام اسکن کردن تصویر می چستد
type bar printer
چاپگر میلهای تایپ
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
letter quality printer
چاپگرکیفیت حروف
letter quality printer
چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
ink ject printer
چاپگر با فوران جوهر
ink ject printer
چاپگرجوهری
high speed printer
چاپگر سریع
hit on the fly printer
چاپگری که در ان کاغذ و یامکانیزم چاپ در حالت ثابتی هستند به نحوی که شروع وتوقفی مورد نیاز نمیباشد
ink ject printer
چاپگر با پرتاب مرکب
line at a time printer
چاپگر خطی
line printer controller
کنترل کننده چاپگر خطی
postscript laser printer
چاپگر لیزری پست اسکریپت
daisy wheel printer
چاپگر چرخ دوار
ink jet printer
دستگاه خروجی که بوسیله پاشیده شدن لایه نازکی ازجوهر چاپ میکند
dye sublimation printer
چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
daisy wheel printer
چاپگر اصلی ضربهای
daisy wheel printer
چاپگرچرخشی
feed
وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
to be out at feed
درچرابودن
feed
درون گذاشت
feed
وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
feed
مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
feed
وسیلهای که در هر لحظه یک ورق وارد چاپگر میکند
to be off ones feed
ازخوراک
to feed off
پرواری کردن
to be off ones feed
افتادن
to feed off
چاق کردن
feed
پروردن چراندن
feed
تغذیه کردن
feed
خوراک
feed
علیق
feed
جلو بردن
feed
خوراندن تغذیه کردن
feed
خورد
feed
خوراک علوفه
feed
خوردن
feed
خوراندن
feed
پاس به یاری که در موقعیت بهتری است
feed
تغذیه گردن
feed
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
feed
وسیلهای که ایستگاههای مختلف را وارد کامپیوتر میکند
feed
کاررساندن
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feed
چرخ نوار که روی ماشین نصب میشود
feed
خوراک دادن
multi strike printer ribbon
ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
to feed oneself
غذاخوردن
spoon-feed
<idiom>
ساده کردن چیزی برای کسی
line feed
تعویض خط
feed someone a line
<idiom>
فریب دادن
bottle-feed
بچهایکهشیرخشکرابهشیرمادرشترجیحمیدهد
chicken feed
<idiom>
یه لقمه بخور ونمیر ،پول بسیارکم
spoon feed
باقاشق غذا دادن
spoon-feed
باقاشق غذا دادن
sprocket feed
محل نگهداری کاغذ که چاپگر کاغذ را باچرخ دندانه دار در سوراخهای مقدار لبه هر کاغذ می چرخاند
stall feed
پرواری کردن
breast-feed
شیر پستان دادن
breast-feed
با پستان شیردادن
force-feed
به زور خوراندن
force-feed
به زور به خورد کسی دادن
force-feed
واخوراندن
to feed ones eyes
چشم چرانی کردن
feed dog
دندهزیرین
feed lever
اهرم دندانهچرخ
feed pin
سوزنتغذیه
feed tube
مجرایعبورغذا
jackpot feed
لولهتغذیهمحتوایپول
feed table
صفحهعلوفه
stall feed
در طویله برای پروار شدن نگهداشتن
chicken feed
مبلغ ناچیز
cutler feed
تغذیه کاتلر
feed hopper
ناودان پیش بری
feed mechanism
مکانیزم تغذیه
feed pipe
لوله تغذیه
feed pitch
گام پیش بری
feed pump
پمپ سوخت رسانی
feed pump
پمپ تغذیه
feed reel
حلقه خوراننده
feed roller
غلتک پیش بر
feed stock
مواد اولیه
feed stock
مواد اولیه که جهت تولید به کارخانه وارد میشود
feed tank
مخزن اب
feed tank
مخزن سوخت
feed holes
سوراخهای پیشبر
feed heater
دستگاه صرفه جویی درحرارت
cross feed
تغذیه عرضی
cross feed
خورد متقابل
face down feed
خورد رو به پایین
face up feed
خورد رو به بالا
feed back
بازخور
feed back
بکارگیری اطلاعات حاصله
feed back
فیدبک
feed back
بازخورد
feed belt
نوار خوراک دهنده
feed belt
نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
feed door
دری که ازان سوخت درکوره میریزند
feed track
شیار پیشبری
feed water
اب رسیده به دیگ بخار ناو
feed hole
سوراخ پیش بر
main feed
تغذیه اصلی
make up feed
اب مصرفی دیگ بخار ناو
chicken feed
غذای جوجه
feed back
اخذ اطلاعات ومقایسه ان با استاندارد
paper feed
خورش کاغذی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com