Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English
Persian
trading company
شرکت تجارتی
Other Matches
trading
کسب
trading
بازرگانی
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
reciprocal trading
مبادله متقابل
compensation trading
داد و ستد متقابل
trading estate
ملکتجاری
horse trading
معاملهجنسباجنس
trading stamp
تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
stock trading
خرید و فروش سهام
trading capital
سرمایه در گردش
reciprocal trading
داد و ستدمتقابل
over-the-counter trading of securities
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
in company with
باتفاق
to keep company
باهم امیزش کردن
to keep company
باهم بودن
in company
دسته جمعی
to keep company with
همراه بودن با
Come along and keep me company.
بامن بیا تا تنها نباشم
Two is company , three is none .
<proverb>
دو نفر تعاون ,سه نفر تفرقه .
in company with
همراه
to w up a company
امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
in company
درجمعیت
in company
باجمع
associated company
شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
company
گروهان همراه کسی رفتن
company
کمپانی
company
مصاحبت کردن با
company
شریک
company
همراه
company
گروهان
company
تجارتخانه
associated company
شرکت وابسته
company
جمعیت
company
انجمن
company
شرکت
company
گروه
company
دسته هیئت بازیگران
stock company
شرکت سهامی
shipping company
شرکت کشتیرانی
shipping company
شرکت کشتی رانی
subsidiary company
شرکت فرعی
shipping company
شرکت حمل و نقل
software company
شرکت نرم افزاری
ship's company
خدمه ناو
to part company with any one
رفاقت را با کسی بهم زدن
private company
شرکت خصوصی
proprietary company
شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
parent company
شرکت مادر شرکت مرکزی
proprietary company
شرکت خصوصی
separate company
گروهان مستقل
service company
گروهان خدمات
ship's company
پرسنل ناو
supply company
شرکت تامین کننده
to break company
جدایی کردن
a stand-alone company
یک شرکت مستقل
directorate
[of a company]
هیئت مدیره
[اقتصاد]
[اصطلاح رسمی]
directorate
[of a company]
هیئت نظاره
[اقتصاد]
[اصطلاح رسمی]
aircraft company
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
Company town
شهرک کارگران
offshore company
شرکت صندوق پستی در خارج از کشور
[ برای سود در مالیات]
to shake up
[a company]
<idiom>
سازمان
[شرکتی را ]
اساسا تغییر دادن
to have a holding in a company
در شرکتی دارائی سهام داشتن
to join company with somebody
به کسی ملحق شدن
[همراه کسی شدن]
to keep a person company
پیش کسی بودن وبا او وقت گذراندن
to overcapitalize a company
سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
to request the company of:
حضور کسی را خواستن
trust company
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
unlimited company
شرکت با مسئولیت نامحدود
we underwrite the company
ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
He is a new face in the company .
چهره تازه ای درشرکت است
He has no influence in this company .
دراین شرکت کاره ای نیست
That evening we had company .
آن روز بعد از ظهر مهمان داشتیم
What's your insurance company?
شرکت بیمه شما کدام است؟
public company
شرکت سهامی عام
company team
تیم گروهانی
company team
تیم مرکب
company union
اتحادیه شرکت
affiliated company
شرکت وابسته
constituent company
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
controlled company
شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
controlling company
موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
controlling company
holdingcompany
cooperative company
شرکت تعاونی
mutual company
شرکت تعاونی
dissolution of a company
انحلال شرکت
winding up of a company
انحلال شرکت
doctor to the company
پزشک شرکت
electric company
شرکت برق
company secretary
منشی شرکت
company secretary
مسئول مالی و حقوقی شرکت
acting company
شرکت عامل
article of a company
اساسنامه شرکت
branch of a company
شعبه شرکت
carrier company
تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
commercial company
شرکت تجاری
company commander
فرمانده گروهان
company funds
اعتبارات گروهانی
company grade
در رده گروهان
company grade
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
company law
قوانین شرکت
company law
قوانین مربوط به شرکتها
company network
شبکه همکار
company network
شبکه شرکت
company seal
مهر شرکت
finance company
شرکت تامین مالی
finance company
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
parent company
شرکت مادر
insurance company
شرکت بیمه
holding company
شرکت صاحب سهم
holding company
شرکت سرمایه گذاری درسهام
holding company
کمپانی مسلط
holding company
شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
holding company
شرکت در سرمایه گذاری درسهام
incorporated company
شرکت ثبت شده
invalidation of company
بطلان شرکت
holding company
شرکت مرکزی
parent company
شرکت اصلی
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
liquidation of company
تصفیه امور شرکتها
holding company
شرکت مالک
headquarters company
گروهان ارکان
growth company
شرکت در حال گسترش
holding company
شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
fire company
شرکت اتش نشانی
headquarters company
گروهان قرارگاه
head office of company
مرکز اصلی شرکت
quasi public company
شرکت نیمه دولتی
terminal service company
گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
joint stock company
شرکت سهامی
Iran Carpet Company
شرکت سهامی فرش ایران
non-resident company
[British E]
شرکت غیر ساکن
joint-stock company
شرکت سهامی
extend the life of the company
امتداد مدت شرکت
part company with a person
رفاقت را با کسی بهم زدن
limited liability company
شرکت با مسئوولیت محدود
limited liability company
شرکت با مسئولیت محدود
letter-box company
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
producers cooperative company
شرکت تعاونی تولید
Our company has some pecuniary difficulties .
شرکت ما گرفتاریهای مالی پیدا کرده است
consumers cooperative company
شرکت تعاونی مصرف
Our company is oprerating in several countries .
شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
computer serrices company
شرکت خدمات کامپیوتری
The hell with the company (office).
گور بابای شرکت ( اداره )
To lay the foundation of a company.
پایه واساس شرکتی راریختن
standard oil company
شرکت نفت استاندارد
unlimited liability company
شرکت تضامنی
a company of good standing
شرکتی با اعتبار
standard oil company
استاندارد اویل کمپانی
computer leasing company
شرکت اجاره دهنده کامپیوتر
We have no vacant position ( opening ) in this company .
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
public joint stock company
شرکت سهامی عام
employer's liability insurance company
شرکت بیمه
private joint stock company
شرکت سهامی خاص
He has a poor service record in this company.
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
We dont have qualified personnel in this company.
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
This company guarantees prompt delivery of goods.
این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
Saving your presence . present company excepted .
بلانسبت شما !
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com