Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (7 milliseconds)
English
Persian
trading estate
ملکتجاری
Other Matches
trading
کسب
trading
بازرگانی
trading capital
سرمایه در گردش
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
stock trading
خرید و فروش سهام
reciprocal trading
داد و ستدمتقابل
compensation trading
داد و ستد متقابل
reciprocal trading
مبادله متقابل
trading stamp
تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
trading company
شرکت تجارتی
horse trading
معاملهجنسباجنس
over-the-counter trading of securities
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
third estate
عوام
estate
ماترک
estate
دارایی
estate at will
در CLواگذاری ملکی است که به کسی به عنوان اجاره با قیداین شرط که مستاجر عین مستاجره را به میل مالک اداره کند
one third of estate
ثلث ترکه
one third of estate
ثلث
estate
دارائی فردمتوفی
estate at will
اجاره مشروط
estate
ملک
estate
دسته طبقه
estate
حالت
estate
وضعیت
estate
دارائی
estate
املاک
estate in remainder
ملک معلق عبارت از ان است که شناسایی قانونی یک ملک منوط و موکول به تعیین تکلیف ملک دیگر باشد
fourth estate
مطبوعات عمومی
fourth estate
نشریات ملی
estate tax
مالیات مستغلات
estate tax
مالیات بر املاک
estate of a deceased
ماترک
estate of a deceased
ترکه
estate in reversion
هبهای که مدتی پس از انشاء تحقق یابد
estate in reversion
هبه قابل رجوع از جانب واهب
fourth estate
رکن چهارم مشروطیت
life estate
عمری
housing estate
محوطهی خانه سازی
industrial estate
محوطهصنعتی
separate estate
اموال شخصی زن
winding up an estate
تقسیم مال بین غرماء
partition of an estate
افراز ملک
estate agent
فروشندهزمینوملک
one thrid of the estate
ثلث ترکه
life estate
حق عمری
estate cars
اتومبیل استیشن
real estate
املاک و ساختمان
real estate
ملک
distribution of the estate
تقسیم ترکه
an insolvent estate
دارایی یا ملکی که برای پرداخت بدهی بسنده نباشد
real estate
مستغل
real estate
املاک و مستغلات
real estate
مال غیرمنقول
real estate
خرید زمین
real estate
معاملات زمین
real estate
مستغلات
real estate
زمین
equitable estate
عین مرهونه
administration of estate
اداره ترکه
estate for years
حق رقبی
estate in dower
میراث قانونی زوجه
estate in common
مالکیت مشاع
estate in common
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
estate for life
حق عمری
estate duty
مالیات ارث
estate in fee
مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
estate duty
مالیات بر ارث
equitable estate
در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
estate in remainder
تملک معلق
estate by curtesy
میراث قانونی زوج
estate by curtesy
در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
estate in joint tenancy
واگذاری مشاع
to let something
[British E]
[Real Estate]
اجاره دادن چیزی
estate in joint tenancy
در CLواگذاری ملکی را به دو یا چندنفر گویند
real estate broker
دلال اموال غیرمنقول
original and derivative estate
اصل مال یا نمائات یا منافع ان
original and derivative estate
مال اصلی و مال فرعی
benefical owner of an estate
مالک بهره برداریک دارایی
real estate tax
مالیات بر مستغلات
real estate broker
واسطه املاک
real estate agency
بنگاه معاملات املاک
to let something
[British E]
[Real Estate]
کرایه دادن چیزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com