Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
traffic lane
مسیر عبور و مرور
traffic lane
خط شد امد
traffic lane
یک خط جاده برای یک مسیر
Search result with all words
single lane
[file]
traffic
ترافیک تک خطی
Other Matches
lane
مسیر هر دونده
lane
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
راه ورودی
lane
خیابان
lane
کوچه
lane
راه باریک
lane
نای راه دریایی
lane
مسیر که باخط کشی مشخص میشود
lane
خط سیر هوایی
lane
کوچه ساختن منشعب کردن
lane
مسیر
lane
کوره راه
lane
گلو
by lane
پس کوچه
by lane
کوچه فرعی
lane
راه
lane
یک خط جاده برای یک مسیر
creep lane
مسیر خزش
climbing lane
خط اضافی در سر بالایی
dual lane
راه دو خطه
lane marker
راهنمای معبر داخل میدان مین
dual lane
راه دو طرفه
deceleration lane
خط واشتاب
fire lane
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
acceleration lane
خط سرعت گیری
acceleration lane
خط شتاب
approach lane
مسیر تقرب
lane loading
سربار خط عبوری
ice lane
مسیر یخ بندان
helicopter lane
کریدور پرواز هلیکوپتر کریدور ازاد عبور هلیکوپترها
lefttunrning lane
خط چپ گرد
lefttunrning lane
خط چپ گشت
nearside lane
خط یکم یا راه برونی
deceleration lane
خط تقلیل سرعت
ocean lane
راه کشتی رو در اقیانوس
overtaking lane
خط سبقت
air lane
خط هوایی
approach lane
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
feeder lane
گلوگاهاصلی
centre lane
بیندوخط
driving lane
یک خط جاده برای یک مسیر
lane number
شمارهبینخطشناگر
lane rope
طناببینخطشناگر
lane timekeeper
نگهدارندهزمانخطشناگر
lover's lane
<idiom>
جای دنجی که عشاق به آنجا می روند
side lane
راهعبورجانبی
sea lane
مسیر دریایی
overtaking lane
خط پیشدستی
overtaking lane
خط پیش افت
lane line
بیندوخط
sea lane
جاده دریایی
passing lane
فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
single lane
شاهراه یک طرفه
single lane
شاهراه یک خطه
storm lane
گذرگاه طوفان
slow lane
محلعبورآهسته
free throw lane
مستطیل پرتاب ازاد
two-way traffic
محلعبوردوطرفه
one-way traffic
عبوریکطرفه
traffic
شد وامد
through traffic
عبور یکسره
through traffic
شد امد ترانزیتی
through traffic
ترافیک ترانزیتی
through traffic
امد و رفت ترانزیتی
traffic
امد و شد حمل و نقل
traffic
داده پیام دریافتی
traffic
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffic
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
traffic
نقل
traffic
رفت و امد وسایل نقلیه
traffic
تجارت غیرقانونی
traffic
تجمع مدافعان
traffic
تجارت هدایت شده
traffic
انتقال دریانوردی
traffic
گذشتن
traffic
حرکت سیر
traffic
مبادله کالا
traffic
مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
traffic
تجارت
traffic
کالا
traffic
امد وشدکردن
traffic
تردد کردن
traffic
امد و رفت
traffic
داد وستدارتباط کسب
traffic
عبو ومرور وسائط نقلیه
traffic
امد وشد رفت وامد
traffic
عبور و مرور
traffic
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی
traffic
ترافیک
traffic
مخابره
traffic
امد و شد
traffic
رفت و امد
air traffic
رفت و آمد هواپیمایی
traffic designer
نقشه کش رفت و امد
traffic lanes
خطترافیک
Is there a road with little traffic?
آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
Is there a road with little traffic?
آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
traffic jam
ترافیکوراهبندانسنگین
traffic warden
فردیکهمفمورکنترلنحوهپارکاتومبیلهااست
merging traffic
ترافیکخیابانفرعیاتوبان
traffic signal
نشانه روشن
traffic stream
جریان امد و شد
traffic stream
جریان رفت و امد
traffic stud
سنگ راه
traffic stud
گلمیخ چهارگوش
traffic volume
حجم امد و شد
traffic volume
بار شد و امد
transit traffic
عبور ترانزیتی
traffic circle
دایرهی یک طرفه
traffic circles
دایرهی یک طرفه
traffic density
شدت عبور و مرور
airfield traffic
عبور و مرور فرودگاه
street traffic
ترافیک
[جاده]
There is heavy traffic.
ترافیک سنگین است.
The traffic is heavy.
ترافیک سنگین است.
to open something to
[the]
traffic
چیزی را برای
[دسترسی به]
ترافیک باز کردن
to be closed to
[all]
traffic
برای
[همه نوع]
ترافیک بسته بودن
street traffic
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
to regulate the traffic
[جریان]
ترافیک را کنترل کرن
moving traffic
ترافیک در حال حرکت
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
heavy traffic
ترافیک سنگین
dense traffic
ترافیک سنگین
stop-and-go traffic
ترافیک سپر به سپر
to direct traffic through
ترافیک را از طریق...هدایت کردن
traffic congestion
راهبندان سنگین
outgoing traffic
جاده به راستای بیرونی
incoming traffic
جاده وسایل که می آیند
turning traffic
ترافیک پیچ دار
traffic signal
چراغ راهنمایی
inbound traffic
مسیر خارج از کشور
railway traffic
امد و شد راه اهن
railway traffic
عبور ومرور راه اهن حمل و نقل راه اهن
road traffic
رفت و امد خیابان
density of traffic
پر پشتی امد و شد
density of traffic
تراکم ترافیک
density of traffic
تراکم رفت و امد
road traffic
ترافیک جاده ترافیک خیابان
road traffic
امد وشد خیابان
public traffic
رفت و امد همگانی
traffic light
چراغ راهنمایی
telecommunication traffic
ترافیک ارتباطات
telecommunication traffic
ترافیک مخابرات
telephone traffic
ترافیک تلفنی
tidal traffic
امد و شد ناقرینه
traffic lights
چراغ راهنمایی
container traffic
تراکم حمل و نقل کانتینرها
inbound traffic
مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
induced traffic
ترافیک القایی
gyratory traffic
شد امدچرخشی
gyratory traffic
امد و شد چرخنده
generated traffic
شد امد ایجادی
freight traffic
رفت و امد بار
airfield traffic
عبورو مرور در فرودگاه
local traffic
رفت و امد محلی
motor traffic
رفت و امد وسایل نقلیه موتوری
bus traffic
عبور و مرور اتوبوسها
motor traffic
رفت و امداتومبیلها
bus traffic
رفت و امد اتوبوسها
eligible traffic
حد عبورمجاز مسیرها
eligible traffic
عبور و مرور مجاز
tidal traffic
شد امدنابرابر
traffic control
کنترل عبور و مرور
traffic signal
علائم مخصوص عبور وسائط نقلیه
traffic peak
حداکثر عبور و مرور
traffic density
پرپشتی شد امد
traffic flow
کشش ترافیک
traffic flow
کشش عبور ومرور
traffic induit
ترافیک القایی
traffic induit
شد امد القایی
traffic intensity
شدت عبور و مرور
traffic island
بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
traffic paint
خط کشی راه
traffic peak
تیزه شد امد
traffic post
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
traffic release
ساعت عبور ازاد خودروها
traffic sign
تابلو علایم
traffic sign
لوحه نشانه گذاری
traffic sign
تابلو نشانه گذاری
traffic sign
علامت عبور و مرور
traffic density
سنگینی شد امد
traffic density
فشار امد وشد
traffic court
دادگاه تخلفات رانندگی
traffic court
دادگاه عبور و مرور
traffic court
دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
traffic cut
تقاطع دو جریان عبور و مرور
traffic cut
گره شد امد
traffic density
تکاشف عبور و مرور
traffic control
کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
traffic density
تراکم امد و شد
traffic control
کنترل ترافیک
traffic density
تراکم عبور و مرور
broken traffic line
خط چین برای امد و شد
traffic on public roads
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
goods traffic
[British E]
حمل و نقل بار
broken traffic line
خط گسسته برای امد و شد
high speed traffic
ترافیک سریع
high speed traffic
رفت و امدسریع
high speed traffic
امد شد سریع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com