English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
English Persian
traffic lanes خطترافیک
Other Matches
lanes کوچه ساختن منشعب کردن
lanes کوره راه
lanes راه
lanes مسیر
lanes خط سیر هوایی
lanes مسیر که باخط کشی مشخص میشود
lanes گلو
lanes راه باریک
lanes کوچه
lanes خیابان
lanes راه ورودی
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes مسیر هر دونده
lanes نای راه دریایی
sea lanes مسیر دریایی
sea lanes جاده دریایی
boat lanes خط سریال هجوم قایقها درعملیات اب خاکی ستون قایقهای هجوم کننده
safety lanes مسیرهای امن دریایی
traffic اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
traffic مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
one-way traffic عبوریکطرفه
through traffic ترافیک ترانزیتی
two-way traffic محلعبوردوطرفه
through traffic امد و رفت ترانزیتی
through traffic شد امد ترانزیتی
through traffic عبور یکسره
traffic تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی
traffic شد وامد
traffic رفت و امد وسایل نقلیه
traffic امد و شد
traffic عبو ومرور وسائط نقلیه
traffic رفت و امد
traffic عبور و مرور
traffic امد و رفت
traffic تردد کردن
traffic امد وشدکردن
traffic مخابره
traffic کالا
traffic داد وستدارتباط کسب
traffic امد وشد رفت وامد
traffic تجارت غیرقانونی
traffic ترافیک
traffic تجمع مدافعان
traffic تجارت هدایت شده
traffic امد و شد حمل و نقل
traffic انتقال دریانوردی
traffic داده پیام دریافتی
traffic نقل
traffic نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffic گذشتن
traffic حرکت سیر
traffic مبادله کالا
traffic تجارت
merging traffic ترافیکخیابانفرعیاتوبان
road traffic رفت و امد خیابان
traffic volume حجم امد و شد
traffic jam ترافیکوراهبندانسنگین
traffic warden فردیکهمفمورکنترلنحوهپارکاتومبیلهااست
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
traffic designer نقشه کش رفت و امد
air traffic رفت و آمد هواپیمایی
traffic circles دایرهی یک طرفه
traffic circle دایرهی یک طرفه
transit traffic عبور ترانزیتی
traffic peak تیزه شد امد
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
traffic paint خط کشی راه
traffic release ساعت عبور ازاد خودروها
traffic sign تابلو علایم
traffic sign لوحه نشانه گذاری
traffic sign تابلو نشانه گذاری
traffic sign علامت عبور و مرور
traffic signal علائم مخصوص عبور وسائط نقلیه
traffic signal چراغ راهنمایی
traffic signal نشانه روشن
traffic stream جریان امد و شد
traffic stream جریان رفت و امد
traffic stud سنگ راه
traffic stud گلمیخ چهارگوش
traffic volume بار شد و امد
traffic peak حداکثر عبور و مرور
heavy traffic ترافیک سنگین
moving traffic ترافیک در حال حرکت
to regulate the traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
to be closed to [all] traffic برای [همه نوع] ترافیک بسته بودن
to open something to [the] traffic چیزی را برای [دسترسی به] ترافیک باز کردن
turning traffic ترافیک پیچ دار
traffic lane یک خط جاده برای یک مسیر
to direct traffic through ترافیک را از طریق...هدایت کردن
street traffic ترافیک [جاده]
street traffic رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
The traffic is heavy. ترافیک سنگین است.
traffic congestion راهبندان سنگین
stop-and-go traffic ترافیک سپر به سپر
dense traffic ترافیک سنگین
outgoing traffic جاده به راستای بیرونی
There is heavy traffic. ترافیک سنگین است.
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
incoming traffic جاده وسایل که می آیند
traffic lane خط شد امد
airfield traffic عبورو مرور در فرودگاه
inbound traffic مسیر خارج از کشور
induced traffic ترافیک القایی
local traffic رفت و امد محلی
motor traffic رفت و امداتومبیلها
public traffic رفت و امد همگانی
railway traffic امد و شد راه اهن
railway traffic عبور ومرور راه اهن حمل و نقل راه اهن
road traffic ترافیک جاده ترافیک خیابان
road traffic امد وشد خیابان
bus traffic عبور و مرور اتوبوسها
motor traffic رفت و امد وسایل نقلیه موتوری
telecommunication traffic ترافیک ارتباطات
traffic light چراغ راهنمایی
inbound traffic مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
density of traffic تراکم رفت و امد
density of traffic تراکم ترافیک
density of traffic پر پشتی امد و شد
container traffic تراکم حمل و نقل کانتینرها
eligible traffic عبور و مرور مجاز
eligible traffic حد عبورمجاز مسیرها
freight traffic رفت و امد بار
generated traffic شد امد ایجادی
gyratory traffic امد و شد چرخنده
gyratory traffic شد امدچرخشی
airfield traffic عبور و مرور فرودگاه
traffic lights چراغ راهنمایی
telecommunication traffic ترافیک مخابرات
telephone traffic ترافیک تلفنی
traffic density تکاشف عبور و مرور
traffic density تراکم عبور و مرور
traffic density شدت عبور و مرور
traffic density تراکم امد و شد
traffic density فشار امد وشد
traffic density سنگینی شد امد
traffic density پرپشتی شد امد
traffic flow کشش ترافیک
traffic flow کشش عبور ومرور
traffic induit ترافیک القایی
traffic induit شد امد القایی
traffic intensity شدت عبور و مرور
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
traffic lane مسیر عبور و مرور
traffic cut گره شد امد
traffic control کنترل ترافیک
traffic control کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
traffic court دادگاه تخلفات رانندگی
traffic control کنترل عبور و مرور
tidal traffic شد امدنابرابر
tidal traffic امد و شد ناقرینه
traffic court دادگاه عبور و مرور
bus traffic رفت و امد اتوبوسها
traffic court دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
traffic cut تقاطع دو جریان عبور و مرور
airport traffic area منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
to regulate the flow of traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
rush-hour traffic ساعت شلوغی ترافیک
traffic on public roads رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
broken traffic line خط چین برای امد و شد
broken traffic line خط گسسته برای امد و شد
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
goods traffic [British E] حمل و نقل بار
goods traffic [British E] رفت و آمد بار
air traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
rush-hour traffic وقت شلوغ رفت و آمد
traffic on public roads ترافیک [جاده]
a low-traffic road خیابان کم رفت و آمد
daylight traffic line خط منع ایاب ذهاب روزانه
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
domestic air traffic رفت وامد هواپیماهای داخلی
high speed traffic ترافیک سریع
high speed traffic رفت و امدسریع
high speed traffic امد شد سریع
piggy back traffic حمل یک وسیله نقلیه باوسیله نقلیه دیگر
road traffic offences جرائم راهنمایی و رانندگی
telephone traffic recorder ثبات ترافیک
traffic signals ahead چراغراهنمایپیشرواست
continuous traffic line خط پیوسته امد و شد
to bring traffic to a standstill ترافیک را متوقف کردن
to block [hold up] (the) traffic جلوی رفت و آمد را گرفتن
to obstruct [tie up] (the) traffic مانع ترافیک شدن
to obstruct [tie up] (the) traffic رفت و آمد را سد کردن
continuous traffic line خط پر امد و شد
to block [hold up] (the) traffic ترافیک را نگه داشتن
average daily traffic [ADT] متوسط ترافیک روزانه
Turn left at the traffic lights. از چراغ راهنمایی به دست چپ بپیچید.
domestic intercity freight traffic حمل نقل بار بین شهری بوسیله راه آهن
in the case of traffic jam [congestion] هنگام راهبندان سنگین
air traffic regulation and identificatio سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
air traffic control clearance اجازه حرکت و عبور و مرورهواپیما
single lane [file] traffic ترافیک تک خطی
air traffic control radar system راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
to divert [British E] / detour [American E] [the] traffic منحرف کردن ترافیک
to shift freight traffic from road to rail حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
bumper-to-bumper traffic ترافیک سپر به سپر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com