Total search result: 177 (11 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
transfer mold |
قالب گیری انتقالی |
|
|
Other Matches |
|
mold etc |
بوزک |
mold |
فرم دادن |
mold |
شابلون |
mold |
الگو |
mold |
قالب ریخته گری |
mold |
قالب ریزی کردن |
mold |
قالب |
mold |
با قالب بشکل دراوردن |
mold |
کالبد |
mold |
کپرک زدن قالب |
mold |
کپرک |
mold |
قارچ انگلی گیاهان |
mold |
کپک قارچی |
mold |
قالب گرفتن |
mold |
فرم ریختگی |
mold etc |
پرمک |
mold etc |
خاکی کردن |
mold etc |
کود دادن |
mold |
فرم پرسی |
mold |
فرم |
green mold |
کفک سبز |
iron mold |
سیاهی اهن |
pig mold |
قالب شمش |
slime mold |
کپک لجن |
heat mold |
پرس کردن گرم |
die mold |
فرم ریخته گی تزریقی |
iron mold |
لکه |
compression mold |
قالب ریختن تراکمی |
mold cavity |
حفره قالب |
permanent mold |
قرار می گیرند |
permanent mold |
قالبهائیکه متوالیا" مورداستفاده |
bottle top mold |
انگشتانه |
die and mold making |
حدیده و قالب سازی |
green sand mold |
قالب تر |
half shell mold |
قالب نیم پوسته |
mold making equipment |
تجهیزات قالب سازی |
permanent mold casting |
ریجه |
dry sand mold |
قالب ماسهای خشک |
mold drying oven |
کوره خشک گردانی قالبی |
hot mold centrifugal casting process |
فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم |
transfer |
پهلو- رفت |
transfer of cause |
احاله امر از یک دادگاه به دادگاه دیگر به علل قانونی |
k , transfer |
ضریب تصحیح برد توپ |
k , transfer |
ضریب کای برد |
transfer |
احاله |
transfer |
بررسی صحت ارسال داده طبق مجموعهای قوانین |
transfer |
دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد |
transfer |
تغییر دستور یا کنترل |
transfer |
کپی کردن یک بخش از حافظه به محل دیگر |
transfer |
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت |
transfer |
تغییر سمت دادن لوله |
transfer |
تغییر دستورات یا کنترل |
transfer |
انتقال دادن نقل کردن انتقال |
transfer |
حواله |
transfer |
سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری |
transfer |
دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند |
transfer |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
transfer |
واگذاری نقل |
transfer |
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند. |
transfer |
واگذار کردن نقل کردن انتقال |
transfer |
واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله |
transfer |
سند انتقال یا واگذاری |
transfer |
ورابری |
transfer |
ورابردن |
transfer |
انتقال دادن |
transfer |
زمان انتقال داده بین وسایل یا محل ها |
transfer |
واگذار کردن |
transfer |
منتقل کردن |
transfer |
انتقال |
transfer |
سند انتقال انتقالی |
transfer |
نقل |
transfer |
واگذاری تحویل |
transfer |
واگذاری |
transfer scale |
پایهانتقال |
transfer area |
در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل |
transfer address |
ادرس انتقال |
third person of a transfer |
محال علیه |
transfer berth |
دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی |
transfer case |
جعبه انتقال نیرو |
transfer case |
دیفرانسیل |
transfer station |
محل انتقال افراد |
transfer check |
انتقال |
transfer earnings |
درامدهای انتقالی |
transfer equipment |
تجهیزات |
transfer check |
مقابله |
transfer function |
تابع انتقال |
transfer functions |
توابع انتقالی |
transfer of obligation |
حواله مدنی |
transfer of portfolio |
انتقال موجودی اوراق بهادار |
transfer of technology |
انتقال تکنولوژی |
transfer of training |
انتقال اموزش |
transfer operation |
عمل انتقال |
transfer orbit |
مدار انتقال |
transfer order |
دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح |
transfer payment |
پرداخت پولی که هیچ کارتولیدی را باعث نشود |
transfer processing |
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر |
transfer rate |
نرخ انتقال |
transfer rate |
نسبت انتقال سرعت انتقال |
transfer reaction |
واکنش انتقالی |
transfer resistor |
ترانزیستور |
unconditional transfer |
انتقال غیر شرطی |
transfer station |
محل اعزام افراد |
transfer switch |
کلید انتقال |
transfer table |
میز انتقال |
transfer canal |
کانالانتقال |
transfer port |
دریچهانتقال |
transfer income |
درامد انتقالی |
transfer payments |
پرداختهای انتقالی |
transfer instruction |
دستور العمل انتقال |
transfer interpreter |
مفسر انتقال |
transfer ladle |
پاتیل انتقال |
transfer ladle |
کفچه انتقال چمچمه انتقال |
transfer limit |
حدود صحت تصحیحات برای انتقال به دستگاه سمت توپ |
transfer limit |
حدود تصحیحات انتقال تیر |
transfer line |
خط انتقال |
transfer loader |
دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما |
transfer machine |
دستگاه انتقال |
transfer medium |
رسانه انتقال |
transfer molding |
قالب ریزی انتقالی |
transfer molding |
ریخته گری انتقالی |
transfer of capital |
انتقال سرمایه |
transfer of learning |
انتقال یادگیری |
transfer time |
مدت انتقال |
transfer time |
زمان انتقال |
credit transfer |
پرداخت ازطریق انتقال |
credit transfer |
انتقال اعتبار |
heat transfer |
انتقال گرما |
heat transfer |
انتقال حرارت |
conditional transfer |
انتقال شرطی |
file transfer |
انتقال فایل |
energy transfer |
انتقال انرژی |
data transfer |
انتقال داده ها |
deed of transfer |
انتقال نامه |
collect transfer |
بار کردن یک ثبات با بیتها ازمحلهای مختلف |
block transfer |
انتقال کندهای |
technology transfer |
انتقال تکنولوژی |
telegraphic transfer |
انتقال تلگرافی |
radial transfer |
انتقال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساختیافته هستند. |
thermal transfer |
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود |
positive transfer |
انتقال مثبت |
deed of transfer |
سند انتقال |
negative transfer |
انتقال منفی |
transfer characteristic |
مشخصه متقابل |
power transfer |
انتقال انرژی |
block transfer |
انتقال بلوک |
data transfer operations |
عملیات انتقال داده |
data transfer rate |
سرعت انتقال داده ها |
current transfer ratio |
نسبت انتقال جریان |
courier transfer station |
مرکزارسال پیک ارتشی |
courier transfer station |
ایستگاه تعویض پیک |
courier transfer officer |
افسر مسئول پیک |
charge transfer compounds |
ترکیبات انتقال بار |
courier transfer officer |
افسر مسئول قسمت پیک ارتشی |
passenger transfer vehicle |
وسلهجابجاییمسافرین |
fuel transfer pipe |
لولهانتقالسوخت |
data transfer rate |
نرخ ارسال داده |
materials transfer notes |
دستورانتقال مواد |
materials transfer notes |
برگه انتقال مواد |
heat transfer coefficient |
ضریب انتقال گرما |
government transfer payments |
پرداختهای انتقالی دولت |
file transfer utility |
برنامه کمکی انتقال فایل |
file transfer protocol |
پروتکل انتقال فایل |
electronic transfer of data |
انتقال الکترونیکی اطلاعات |
data transfer rate |
میزان ارسال داده |
data transfer rate |
میزان انتقال داده |
bit transfer rate |
نرخ ارسال بیت |
electron transfer mechanism |
مکانیسم انتقال الکترون |
electronic fund transfer |
ارسال الکترونیکی دارائی |
electronic funds transfer |
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها |
image transfer constant |
ثابت انتقال تصویر |
transfer license plate [American E] |
پلاک انتقال |
transfer number plate [British E] |
پلاک انتقال |
thermal wax transfer printer |
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود |
secure hypertext transfer protocol |
گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند |
peer to peer file transfer |
انتقال فایل همتا |
peer to peer file transfer |
دستیابی فایل عمومی |