English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English Persian
transient suppressors پیشگیرندههای گذرا
Other Matches
transient وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
transient خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
transient بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
transient باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
transient آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
transient وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
transient موج ناگهانی در ولتاژ
transient زودگذر
transient زود گذر
transient ناپایدار
transient فانی کوتاه
transient تند
transient فراگذر
transient گذرا
transient پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
transient در حال انتقال
transient ناو یا کشتی یا هواپیمای درحال نقل و انتقال
transient target هدف متحرک
transient target هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد
transient voltage ولتاژ لحظهای
transient voltage ولتاژ ضربهای
transient voltage ولتاژ گذرا
transient wave موج سیار
transient wave امواج سیار
transient voltage فشارالکتریکی ناپایدار
transient response واکنش گذرا
transient program برنامه گذرا
transient command فرمان ناپایدار
transient error خطای گذرا
transient failure خرابی گذرا
transient flow جریان گداز
transient forces نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
transient ischemia کم خونی موضعی موقت
transient phenomena پدیدههای گذرا
transient decay current جریان مانده میرا
Transient ( ephemeral ) pleasures . لذتها وخوشیهای زود گذر ( گذرا)
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com