Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
transverse test specimen
نمونه ازمایش عرضی
Other Matches
test specimen
نمونه ی ازمایش
test specimen
نمونه ازمایشی
test specimen
نمونه ازمایش
tensile test specimen
نمونه ازمون کششی
compression test specimen
نمونه ازمون فشاری
tensile test specimen
نمونه ازمایش کشش
transverse bending test
ازمایش خمش عرضی
transverse fatigue test
ازمایش خستگی عرضی
specimen
فرد
specimen
شخص
specimen
اسطوره
specimen
نمونه
specimen chamber
اتاقکنمونه
compression specimen
نمونه ازمایش فشاری
specimen signature
نمونه امضاء
specimen positioning control
کنترلموقعیتنمونه
transverse
متقاطع
transverse
عرضی
transverse
خط قاطع
transverse
اریب
transverse
عضله مستعرضه
transverse stress
تنش عرضی
transverse dunes
ریپلمارکعرضی
transverse transversal
تراگذر
transverse valley
دره تراگذر
transverse wave
موج عرضی
transverse valley
دره عرضی
transverse colon
عضلهرودهبزرگ
transverse section
برش متقاطع
transverse section
مقطع عرضی
transverse scale
مقیاس عرضی
transverse plane
صفحه افقی
transverse dike
ابشکن
transverse abduction
دور کردن افقی
transverse acceleration
شتاب عرضی
transverse axis
محور عرضی
transverse bracing
تقویت عرضی
transverse bulkhead
تیغه عرضی
transverse conductance
مقدار هدایت عرضی
transverse crack
ترک عرضی
transverse adduction
نزدیک کردن افقی
transverse fault
گسل عرضی
transverse joint
درز عرضی
transverse joint
درز از درازا
transverse loading
بارگذاری روی پایه
transverse mercator
سیستم تصویر مرکاتور سیستم قائم الزاویه مرکاتور
transverse process
زائده جانبی ستون فقرات
transverse reinforcement
ارماتور عرضی
transverse plane
صفحه عرضی
transverse cardan shaft
محور کاردان عرضی
transverse bending strength
استحکام خمشی
universal transverse mercator
سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
universal transverse mercator
سیستم تصویر جهانی مرکاتور
test
معاینه کردن
test
ازمایش کردن
test
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
test
امتحان محک
test
تست کردن ازمایش
test
محیط ی برای آزمایش برنامه ها
test
داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند
test
قطعه مخصوص که نرم افزار با سخت افزار را آزمایش میکند
test
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند
test
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
test
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
test
امتحان
to do a test
امتحان کتبی نوشتن
self test
ازمایش خودکار
t test
ازمون تی
test
امتحان کردن
test
محک
test course
مسافت ازمایش
self test
خودازمایی
test
معیار
test value
نمره ازمون
test
شهادت گواهی بازرسی کردن
test
ازمایش کردن امتحان
test
ازمودن کردن
test
محک زدن
f test
ازمون اف
u test
ازمون یو
test
آزمایش
test
تست
test
اختیار
x o test
ازمون ضربدر و دایره
z test
ازمون " زی "
test
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
test
تست
test
امتحان
test
آزمون
slump test
ازمایش فرو نشستن
spot test
ازمایش فوری
standardized test
ازمون میزان شده
matching test
ازمون همتایابی
matching test
ازمون جور کردن
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
mental test
ازمون روانی
spiral test
ازمون مارپیچ
spinning test
تست ویژگیهای چرخش هواپیما
smoke test
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
sorting test
ازمون دسته بندی
similarities test
ازمون شباهتها
sign test
ازمون علامتها
shop test
ازمایش کارگاهی
marginal test
ازمون مرزی
shearing test
ازمون برشی
shear test
ازمایش برشی
stilling test
ازمون استیلینگ
stripping test
ازمایش زدودن
low test
اندک
test age
سن ازمونی
test announcement
اعلام نتیجه ازمایش
test announcement
نتیجه ازمایش
test bed
میز ازمایش
test bar
میله ازمایش
test battery
مجموعه ازمون
low test
دارای خاصیت فراری
test bay
حوزه ازمایش
lucas test
ازمایش لوکاس
tensile test
ازمایش کشش
tensile test
ازمون کششی
stripping test
ازمایش زدودگی
subjective test
ازمون غیرعینی
substitution test
ازمون جانشین سازی
mantoux test
ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
system test
ازمون سیستم
szondi test
ازمون زوندی
manikin test
ازمون ادمک سازی
tapping test
ازمون ضربه زدن
tensile test
ازمایش کششی
test bay
میدان ازمایش
proverbs test
ازمون ضرب المثلها
one tailed test
ازمون یک دامنه
one sided test
ازمون یکسویه
omnibus test
ازمون مختلط
occupational test
ازمون شغلی
objective test
ازمون عینی
nonverbal test
ازمون غیرکلامی
nonlanguage test
ازمون غیر کلامی
non destructive test
ازمایش بدون خرابی
opposites test
ازمون کلمات متضاد
oral test
ازمون شفاهی
puncture test
ازمایش قدرت نارسانایی
preliminary test
ازمایش مقدماتی
power test
ازمون قدرت
post test
پس ازمون
personality test
ازمون شخصیت
performance test
ازمون عملی
performance test
ازمون عملکردی
oseretsky test
ازمون اوزرتسکی
ordering test
ازمون رده بندی
myokinetic test
ازمون جنبش عضلانی
mosaic test
ازمون موزائیکها
repeated test
ازمون دوباره
rivet test
ازمایش تعیین مقاومت فلزات جهت ساختن میخ پرچ
road test
ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
rorschach test
ازمون رورشاخ
saliva test
ازمایش بزاق دهان اسب
sampling test
ازمون نمونهای
sedimentation test
ازمایش تهنشینی
self administering test
خودازما
recognition test
ازمون بازشناسی
recall test
ازمون یاداوری
test item
ماده ازمون
put to test
ازمودن
put to test
امتحان کردن
random test
ازمایش نامنظم
random test
ازمایش پیشامدی
rattler test
ازمایش تورق
rattler test
ازمایش تردی
reasoning test
ازمون استدلال
psychological test
ازمون روانی
test bed
صفحه ازمایش
test scaling
مقیاس بندی ازمون
wilcoxon test
ازمون ویلکاکسن
triaxial test
ازمون سه اسهای
triaxial test
ازمایش سه بعدی
troop test
ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
Turing test
بررسی هوشمند بودن کامپیوتر
turing's test
ازمایش تورینگ
two tailed test
ازمون دو دامنه
two tailes test
ازمون دو دامنهای
verbal test
ازمون کلامی
torsion test
ازمایش پیچش
tollen's test
ازمون تولن
to put to the test
محک زدن
test score
نمره ازمون
test series
سری ازمایش
test set
دستگاه ازمایش
test sophistication
کارکشتگی در ازمونها
test town
شهر مورد ازمایش
test town
شهرمورد نمونه گیری
test validity
اعتبار ازمون
test wise
ازمون اشنا
to put to the test
ازمودن
vigotsky test
ازمون ویگوتسکی
vision test
ازمون بینایی
breath test
آزمایشمصرفالکلازطریقتنفس
pregnancy test
آزمایشبارداری
blood test
آزمایش خون
to stand the test
برای مدت زیاد دوام آوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com