English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
English Persian
treadle cord رکابریسمان
Other Matches
treadle پوشال
treadle پاتخته
treadle رکاب ماشین
treadle جاپایی رکاب ساختن
release treadle رکابرهاکننده
treadle press ماشین چاپ پایی
cord وتر قیطان
cord سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
cord وتر
cord بند
cord زه
cord رسن سیم
cord طناب نازک
cord ریسمان
cord طناب
cord سیم
cord کابل واکسیل
sash cord طناب لنگر
vocal cord تاراوا
the vocal cord رباط صوت
the spinal cord مغز حرام
the spinal cord نخاع
telephone cord بند تلفن
silver cord محبت مادر وفرزندی همبستگی مادر وفرزند
cord grip زهقلاب
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
cord yarn نخ ضخیم و چند لا که بصورت پود در بعضی از فرش های مشهد جهت اتمام زودتر فرش و یا جهت تفاوت با فرش های دیگر استفاده می شود . گاه در شیرازه بافی تارهای بالا نیز بکار می رود .
communication cord کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
spermatic cord جایگاهاسپرم
detonation cord فتیله منفجر کننده
operating cord نختنظیم
master cord ریسماناصلی
lift cord طناببالابر
cord tieback بندپردهقیطانی
patch cord سیم رابط
patch cord سیم سرهم بندی
cord twister زهتاب
cord pulley قرقره و طناب
cord drill مته کمانی
avalanche cord ریسمان بهمن
spinal cord نخاع شوکی
spinal cord مغز حرام نخاع شوکی
spinal cord نخاع
spinal cord مغز تیره
umbilical cord سیم قابل قطع و وصل شدن
umbilical cord سیم سریع الاتصال
detonating cord فتیله انفجاری
detonating cord مدارمنفجرکننده
net cord کابل یا سیم بالای تور والیبال
line cord بند خط
lamp cord سیم لامپ
ganglionic cord طناب گرهی
flexible cord سیم قابل انعطاف
flexible cord قیطان
detonation cord فتیله چاشنی
detonation cord سیم انفجار
detonating cord مدار چاشنی
umbilical cord بند ناف
lift cord lock قفلطناببالابر
net cord judge داور تور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com