Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
tree trunk
ساقهاصلیدرخت
Search result with all words
to snag a tree trunk
ته شاخههای درخت را زدن وانرا صاف کردن
tree bench
[bench encircling a tree trunk]
نیمکت
[دور تنه ]
درخت
Other Matches
trunk
بالاتنه
trunk
خط اصلی
trunk
تلگراف یا تلفن بدنه
trunk
تنه لاشه
trunk
مدار ترانک
trunk
کانال هواکش ناو
trunk
الوار کنده چوب
trunk
بشکه صندوق
trunk
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
trunk
سیم اصلی
trunk
شاه سیم
trunk
تنه
trunk
مادر سیم
trunk
کنده درخت
trunk
خرطوم بینی انسان
trunk
چمدان بزرگ صندوق
trunk
بدنه ستون
trunk
بدنه
escape trunk
دهلیز فرار
wind trunk
خرطوم باد
trunk cable
کابل ارتباطی
pulmonary trunk
مخزنپالمناری
trunk cable
کابل ترانک
trunk
[American E]
صندوق چمدان
[خودرو]
escape trunk
تونل فراراضطراری
trunk circuit
شاه مدار
trunk wood
چوب تنه درخت
trunk connection
اتصال مشترکین از طریق ترانک
trunk hose
شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده
trunk exchange
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
trunk drawers
زیر شلواری کوتاه
trunk line
خط تلفنی
trunk line
خط ترانک
trunk circuit
معبر مشترک
trunk line
رابط ترانک
coeliac trunk
بدنهوابستهبهجوفشکم
trunk roads
راه پر امدو شد
trunk road
راه پر امدو شد
trunk road
راه پر رفت و امد
trunk roads
راه پر رفت و امد
trunk calls
اتصال تلفنی بین دومشترک
trunk calls
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
trunk call
اتصال تلفنی بین دومشترک
trunk call
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
cross section of a trunk
بخشعرضیتنهدرخت
trunk line cable
کابل ارتباط
tree
سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
tree
شاخسار
tree
بدرخت پناه بردن
tree
بشکل درخت شدن
tree
درتنگنا قرا ردادن
tree
قالب کفش چوبه دار
tree
شجر
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
tree
فرمان TREE
tree
سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
tree
مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
the f. of a tree
برگهای درخت
tree
شجره النسب درخت کاشتن
tree
مین میکند
before the tree
جلو درخت
tree
درخت
to spray a tree
داروی ویژه بردرختی افشاندن تا انکه میکربهای ان کشته شود
tree structure
ساختار درخت
tree traversal
تقاطع درختی
tree structure
ساختاردرختی
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
tree surgery
تشریح علمی درخت
summer tree
تیرسردر
tree structure
ساخت درختی
to girt a tree
دوردرختی راپیمودن
to girdle a tree
پوست درخت راحلقهای بریدن
threaded tree
درخت پیچ دار
the root of a tree
ریشه درخت
the pith of a tree
مغز درخت
summer tree
حمال
summer tree
شاه تیر
stunted tree
درخت رشد نکرده وکوتاه
strawberry tree
توت فرنگی درختی
to shin up a tree
از درختی بالارفتن
he is up a gum tree
کاردبه استخوانش رسیده است
tree sort
مرتب کردن درختی
tree planting
درختکاری
tree of heaven
درخت عرعر
tree network
شبکه درختی
tree house
خانه بالای درخت
tree farm
خزانه درخت
tree farm
محوطه درخت کاری جنگل
tree diagram
نمودار درخت
to truncate a tree
شاخههای درختی را زدن
spindle tree
اونموس
Deciduous tree
درخت برگریز
oak tree
درخت بلوط
the foot of the tree
پای درخت
tree of life
درخت زندگی
[این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
cross-tree
[رابط عرضی دکلها]
to prune a tree
درختی را آراستن
pulm tree
درخت نارگیل
to lop a tree
سرشاخه درختی را زدن
to prune a tree
سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree
درختی را آراستن
lemon tree
درخت لیمو
walnut tree
درخت گردو
unordered tree
درخت نامرتب
gum tree
درخت صمغ
ornamental tree
درختتزئینی
Coniferous tree
درخت جوزدار
[ از فامیل کاج ]
tree frog
قورباغهدرختی
tree pruner
درختآرا
tree-lined
درختکارینشده
The tree wI'll die .
درخت خشک خواهد شد
He uprooted the tree .
درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
A tree is known by its fruit .
<proverb>
درخت با میوه هایش شناخته مى شود .
A tree is known by its fruit.
<proverb>
درخت از میوه اش شناخته مى شود.
date tree
درخت خرما
spanning tree
زیرگرافی از یک گراف
grass tree
نوعی زنبق استرالیایی
decision tree
مسیر تصمیم گیری
ebony tree
خرماندو
crown tree
شمع
cross tree
رابط عرضی دکلها
cornel tree
درخت زغال اخته
coffee tree
درخت قهوه
clothes tree
چنگک لباس
clothes tree
چوب لباسی
christmass tree
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
decision tree
اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
decision tree
درخت تصمیم
genealogical tree
نسب نامه
genealogical tree
شجره نامه
gender tree
سلسه دودمان نسب نامه
gender tree
شجره نامه
gallows tree
چوبه دار
flame tree
درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
fir tree
درخت صنوبر
fig tree
درخت انجیر
dragon tree
درخت خون سیاووشان
chocolate tree
درخت کاکائو
cherry tree
درخت گیلاس
axle tree
میله میان دو چرخ
apple tree
درخت سیب
almond tree
درخت بادام
agriot tree
چوب چپق
abel tree
درخت سپیدار که نام لاتین ان alba populus است
Christmas tree
جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
family tree
شجره نامه
family tree
نسب نامه
family tree
شجره
china tree
شالسنجان
china tree
زیتون تلخ
chaste tree
فلفل بری
chaste tree
دل اشوب
box tree
درخت شمشاد
boot tree
قالب چکمه یا پوتین
binary tree
درخت دودوئی
binary tree
درخت دودویی
bean tree
درخت خرنوب
barren tree
درخت بی میوه
balsam tree
درخت بلسان
plane tree
درخت چنار
spanning tree
روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
plum tree
درخت الو
planer tree
درخت ازاد
pear tree
درخت گلابی
peach tree
درخت هلو
parse tree
درخت تجزیه
ordered tree
درخت مرتب شده
mulberry tree
درخت توت
minimal tree
درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
minimal tree
درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
plum tree
درخت گوجه
ridge tree
کش بالای شیروانی
spanning tree
درخت پوشا
sorrel tree
درخت ترشک
sorrel tree
ترشک درختی
smoke tree
بوته سماق
shoe tree
قالب کفش
saddle tree
یکجورگل لاله درامریکای شمالی
saddle tree
قلتاق
roof tree
کش دیرک افقی چادر
roof tree
کش بالای شیروانی
mastic tree
درخت چاتلنغوش
mastic tree
درخت بنه
locus tree
درخت خرنوب
locus tree
درخت اقاقیا
judas tree
درخت ارغوان
locust tree
درخت اقاقیا
in the green tree
سرسبز
i saw one climbing the tree
یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
in the green tree
خوشبخت
margosa tree
تلخ
margosa tree
زیتون
huffman tree
درختی با کمترین مقادیر
margosa tree
ازاد درخت شالسنجان
hat tree
کلاه اویز
joshua tree
درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
in the green tree
بخت سبز
backing up the wrong tree
<idiom>
[دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
to lop off a branch
[from a tree]
شاخه ای را
[از درختی]
بریدن
snow ball tree
گل بدماغ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com