English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
English Persian
trial on procedural matters رسیدگی شکلی
Other Matches
judgment on procedural matters حکم شکلی
procedural وابسته به طرز عمل ورویه روندی
procedural رویهای
procedural زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
procedural استفاده از یک تابع
non procedural language زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را
procedural language زبان رویهای
procedural law قانون شکلی
procedural statement حکم رویهای
non procedural language بلکه یک مجموعه قواعدی وضع میکند که اعمال می شوند
matters مهم بودن اهمیت داشتن
matters امر
matters مطلب چیز
matters اهمیت
matters کالا
matters امر قضیه
what matters is that ... اصل مطلب [چیزی که مهم است] این است که ...
it matters little چندان اهمیت ندارد
matters قالب
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters مشکل یا مساله قابل بحث
matters موضوع
matters ماهیت جوهر
matters ماده
matters جسم
matters ذات
religious matters امور دینی
as matters stand با وضع کنونی
business matters مسائل کسبی
political matters مسائل سیاسی
how do matters stand? حال برچه منوال است
religious matters مسائل مذهبی
money matters امور پولی
how do matters stand? وضعیت چگونه است
to arrange matters ترتیب دادن امور
to mince matters از گفتن راستی فرو گذار کردن
to mince matters در پرده سخن گفتن
to mend matters کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
non litigious matters امور حسبی
as matters stand با وضع کنونی
political matters سیاسیات
non litigious matters act قانون امور حسبی
matters of great moment مسائل مهم
He is jealous . He is sensitive on matters of honor . غیرتی است
trial دادرسی
re trial اعاده دادرسی
trial مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
to go t. a trial محاکمه شدن
trial کوشش
trial رنج
trial ازمایش امتحان
trial سعی
new trial محاکمه جدید تجدید محاکمه
trial امتحان کردن
trial ازمایش کردن ازمایشی
trial محاکمه محاکمه کردن
trial محاکمه
trial تست
trial امتحان
trial آزمایش
he was on his trial او را محاکمه میکردند
trial ازمایش
trial آزمون
new trial اعاده دادرسی
trial امتحان
trial order سفارش ازمایشی
trial rate درصد ازمایش یک محصول
trial shot گلوله ازمایشی
trial elevation درجه مربوط به شروع تیر موثر
trial on technicalities رسیدگی شکلی
trial function تابع ازمایشی
trial on merits رسیدگی ماهوی
trial hole گمانه
trial hole چاه ازمایشی
trial jury هیئت منصفه
trial lawyer وکیل دادگستری که دردادگاههای جنایی حضورمییابد
trial shot تیر ازمایشی
trial shot تیر قلق گیری
to put somebody on trial کسی را محاکمه کردن
He was put on trial. او محاکمه شد. [حقوق]
trial balloon <idiom> یک دستی زدن
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
day of the trial روز محاکمه
show trial محاکمهعلنی
trial trip مسافرت ازمایشی یا امتحانی
trial elevation درجه ازمایشی
trial run استفاده ازمایشی
to buy on trial بشرط امتحان خریدن
time trial مسابقه دوتمرینی
time trial رکوردگیری در تمرین رکوردگیری
summary trial محاکمه اختصاری
speedy trial دادرسی فوری
shaft beyond trial well چاه پیشکار
trial offer عرضه ازمایشی
to make a trial of امتحان کردن
to make a trial of ازمودن
public trial دادرسی علنی
one trial learning یادگیری یک کوششی
field trial مسابقه تازیهای شکاری
ex parte trial دادرسی غیابی
committed for trial تسلیم متهم به دادگاه
catch trial کوشش مچ گیری
acceptance trial آزمایش قبول وسایل وتجهیزات
trial runs استفاده ازمایشی
to undergo a trial محاکمه شدن
trial and erroe ازمایش و خطا
trial balance ترازنامه ازمایشی
trial attorney وکیل محاکمه
trial at the bar محاکمه
trial balance تراز ازمایشی
trial and error ازمایش ولغزش
trial and error ازمایش و خطا
trial and error روش کورمالی
trial and error کوشش و خطا
trial and error ازمون و خطا
trial and error روش ازمایش و خطا
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
trial and erroe سعی وامتحان
trial attorney وکیلی که تخصص او در دفاع است وکمتر به امور دفتری می رسد
trial in presence of the parties دادرسی حضوری
detention pending trial توقیف احتیاطی
detention pending trial حبس موقت
trial and error learning یادگیری از راه کوشش و خطا
vicarious trial and error کوشش و خطای نمادی
The wrd is a place of trial by ordeal , not of eas. <proverb> دنیا جاى آزمایش است نه جاى آسایش .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com